عکسهای من از سفر اخیرم به سئول

 

مطلب خاصی برای امروز آماده نکردم. اما به محض آماده شدن جایگزین این میشه!  بد ندیدم که بعضی عکسهایی که از سفر اخیرم به سئول پایتخت کره جنوبی گرفتم رو بذارم تا تماشا کنید. شاید سفرنامه اش رو هم بعداً نوشتم اما اگر سوالی هست بپرسید.

یک میز صبحانه ساده و دوست داشتنی قبل از عملیات

به قول بعضی دختر خانوما «گوگوری»

اندر حکایت کارهای عجیب این کره ای ها... اسم هتل اینه که میبنید... سه تا بطری شیر زیر دو نفر پارو به دست تی تی صندلی صندلی...

این مرد رسماً دیوانه بود و از شدت کثیفی موهاش فرم مکعب گرفته بود و با خودش بلند حرف میزد اما چهل ثانیه چراغ عابر رو مثل بقیه ایستاد و بعد رفت. فیلمش رو هم گرفتم که اگه بشه میذارم ببینید. حالا حال و روز و وخامت اوضاع اون اتوکشیده ها و سانتال مانتال های شهرهای این مملکت خودمون رو که نه خط عابر می شناسن و نه میفهمن چراغ عابر چیه رو خودتون تخمین بزنید.

این سفینه فضایی نیست... دارن شیشه های ساختمون رو تمیز میکنن

شب در یکی از مراکز شلوغ شهر... مثل هر جای دیگه... بدون هیچ ویژگی

این یکی پیشگویی نمیکنه... بلکه میره توی قابلمه و بعد بشقاب... قیمتش هم نیاز به پیش گویی نداره چون توی فهرست غذا نوشته شده

کلکسیونی از سنگها متعلق به جنگهای مختلف... در اینجا سنگی مربوط به جنگ تحمیلی ایران و عراق رو می بینید.

کلکسیونی از سنگها متعلق به جنگهای مختلف... در اینجا سنگی مربوط به جنگ تحمیلی ایران و عراق رو می بینید.

در کنار ریل قطار آخرین ایستگاه قطار متصل به کره شمالی... یک ایستگاه متروکه که توسط بوش رئیس جمهور پیشین امریکا افتتاح شد و با پول مردم و کمک های جهانی ساخته شد. این ایستگاه تا بحال حتی یک بار هم مورد استفاده قرار نگرفته و فقط چند متر با مرز بین دو کره فاصله داره

یک زوج استرالیایی بعد از این که دیدن من رفتم روی ریل شیر شدن و بعدش همونطور که میبینید حسابی جوگیر شدن.

تصویری نادر از کره شمالی... پول بنداز توی این دوربینا بعد کره شمالی رو دید بزن... مفتی نمیشه...

ملت کره شمالی ندیده... تحفه

یک جورایی آخر دو کره... شباهتهای فرهنگی زیادی بین کره ای ها و ایرانیها دیدم!!

/ 10 نظر / 119 بازدید
سروش

یادمه استاد مردم شناسی ما که خودش اصالتن پاکستانی بود میگفت فرهنگ ملتها و اقوام مختلف اونقدر با هم متفاوته که حتی دیوانه هاشون هم با هم فرق دارن. یعنی یه بیمار روانی اهل کره با همون بیمار اهل یه کشور دیگه اونقدر متفاوته که به راحتی میشه مولفه های فرهنگی کشورشو تو رفتارش تشخیص داد چه برسه به انسانهای معمولی و سالم. ایشون میگفت وقتی وارد یه کشور دیگه میشید در مدت کوتاهی اجتماعی خواهید شد یعنی با مردم ارتباط برقرار میکنید و در مکانهای عمومی مثل سینما و پارک وارد خواهید شد اما حد اقل بیست سال و گاه تا پایان عمر طول میکشه تا خودتونو جزئی از اون فرهنگ ببینید و به اصطلاح فرهنگ اون جامعه در وجودتون نهادینه بشه. این در مورد تغییر فرهنگ در یک نفر و به صورت آگاهانس حالا حساب کنید تغییر فرهنگ در یک جامعه و به صورت نا آگاهانه (یعنی طوری که خودشون نخوان یا ندونن داره رو فرهنگشون کار میشه) چقدر میتونه مشکل باشه[لبخند] همون استاد یه روز که نمیدونم اعصابش از کجا خورد بود سر کلاس به قورمه سبزی توهین کرد و گفت ((لجن پلو)) تازه فهمیدیم خیلی دیگه باید بگذره تا فرهنگ ایرانی تو وجودش نهادینه بشه.

مکث

سلام جالب بود..ممنون. اون دیوونه از همه باحالتر بود اینو که گفتین یاد شهر خودمان افتادم تو یه خیابونی یه پل عابر داره که از 100 نفر 99 نفر از پایین پل رد میشن! اگه کره رو بخواین خلاصه کنین تو یه جمله چی میگین؟

هاپوتی

سلام. خیلی جالب بود. جا زیاده! چرا مطلب بعدی رو جایگزین این کنید؟ با این صبحانه‌ی ساده و دوست‌داشتنی که به نظر می‌رسه قیمتش هم دوست‌داشتنیه کسی هم سیر می‌شه؟ سنگ مربوط به جنگ ایران و عراق یعنی چی؟ جنگ و سنگ؟ به جز قافیه و استفاضه هیچ ربطی بینشون نمیبینم. البته این کلکسیون به خاطر زنده نگهداشتن خاطرات حماقت‌ها و رشادت‌های بشریت مفیده عکس‌ها جالب بود ممنون شباهت فرهنگی که گفتید در این عکس‌ها دیده نمیشه. وقت کردید یه چند شمه از اون‌ها رو بگید. اینا بیشتر تفاوت فرهنگی رو نشون میدن

هاپوتی

الان جوابی که به مکث دادید رو خوندم. امیدوارم منظورتون از شباهت این چیزها نباشه [ناراحت] در مورد پل عابر پیاده: پارسال تابستون توی مشهد یادم نیست کدوم خیابونش ترافیک شدیدی بود. بچه‌ها خسته شده بودند. بعد از دو ساعتی که لای ماشینا لاکپشتی می‌رفتیم به یه پل عابر پیاده رسیدیم که از وسط دو تا شده بود. پسرم عکسشو گرفته. شایدم دارش. یه کمپرسی زیر پل که رسیده عقب ماشینش یه هو بالا رفته و پل رو قیچی کرده بود. عابرای روی پل هم پرت شده بودند پایین و مرده بودند. دخترم گفت چقدر خوبه توی زاهدان کسی از روی این پلا رد نمیشه [تعجب] . ببخشید بی ربط بود. همینطوری یادم اومد. دلم برا مشهد با آدمای بداخلاق و عصبانیش خیلی تنگ شده. راستی میدونستید (برخی) آقایون راننده‌های مشهدی خیلی بی صبرتر و خشنتر و بد اخلاقتر از هم جنسای خودشون در زاهدان هستند؟ توی مشهد مخصوصا مرکز و پایین شهر واقعا آقایون رانندگی خانم‌ها رو بر نمیتابند و خودشون هم بسیار بد میرونند. زاهدان با همه‌ی فقر فرهنگی که توی بوق و کرنا کردند در این زمینه مردان صبوری تحویل جامعه داده . ببخشید اینم بی ربط با مطلب شما بود. بذارید به حساب دلتنگی برا شهر شلوغ عزیزم.

مکث

ممنونم برای جوابتان... وبلاگ ندارم راستش من یک فرد عادی عادی هستم نمی دانم منظورتان از بی نام بودن چیست خانم یا آقا بودن یا اینکه چه کاره یا چه تفکراتی دارم یا چیز دیگر...یک فردی هستم که علاقه مند به تجربیات شما با توجه به حوضه ی کاریتان اگر از نظر شما اینطوری درست نیست باشد سری بعد... در پناه حق باشید

هورمزد

سلام خوبی حاجی ! دم شما گرم ! 1-من کره جنوبی نرفته ام اما یک چیز را مطمئنم اینکه هیچ قوم و ملتی مثل ما نیست[نیشخند] 2-از تصویر آن خیابان شلوغ خوشم آمد.قشنگ بود ! 3-این صبحانه دیگر چه جورش بود؟!!

بجه درس خون

سلام وای ولقعا رفتی کره میشه به منم سر بزنی عکسهای بیشترم بذاری ممنون میشم

sara

سلام من عاشق کره جنوبی ام خیلی دوس دارم برم اونجا میشه لطفا تو یاهو منو ادد کنی؟یا بیای ب وبم؟ یه سری سوال داشتم درباره کره

س س

من بیشتر احساس کردم نویسنده دچار حسادت و عقده هس.شاید رفته اونجا دیده چقدررررر ایران عقب افتادس در برابر کره این حالت براش پیش اومده

شيوا

سلامممم ببخشيد ميشه در مورد رفتار و اخلاق مردم كره توضيح بدين؟؟؟