بار كجي به نام موسيقي پاپ

  با هجوم يك باره ترانه هاي پاپ به بازار موسيقي كشور زمنيه اي جديد در بحث موسقي كشور بوجود آمد كه شايد بتوان آن را موج نوي موسيقي ايران دانست. شروع مجدد فعالتيهاي خواننده ها و تهيه كنندگان آلبوم هاي مردمي Popular مصادف شد با حضور چهره ها و صداهاي مختلف و متنوعي كه عمدتا نسل جوان را شامل ميشدند سبب شد كه خيل عظيمي از ترانه هاي غير سنتي كه تا قبل از آن تقريبا عمده بازار موسيقي داخلي را اشغال كرده بودند روانه ميدان شود و تماما دنياي موسيقي كشور را دگرگون كند. در ابتدا خواننده هايي با صداهاي مشابه خوانندگان لس آنجلسي بازار خوبي به هم زدند كه ديري نپاييد كه از دور بورس خارج شدند. پس از آن عده اي معدود توانستند با حاشيه سازي و تبليغات گسترده جايگاهي در اين رقابت پيدا كنند كه با عملكرد غير حرفه اي خود هر آنچه كه بدست آورده بودند از دست دادند. مميزي و غربال نابسامان و متناوب و تا حدي سليقه اي سازمان ارشاد باعث شد ترانه هايي بي محتوا كه هيچ حرفي براي گفتن نداشتند توليد شوند تا كماكان به روند قهقرايي توليدات موسيقي كشور دامن بزنند. حتي تست صدا و محدوديتهايي مثل بكار بردن تصوير هم مانع تولد و تكثير اين قبيل خوانندگان و ترانه ها نشد و تا جايي پيش رفت كه ميتوان با مشاهده جلد كاستها و گوش دادن به چند ترانه به عمق فاجعه و لمپنيسم موجود پي برد. اين لمپنيسم و توليدات نامطلوب متاثر از جامعه ماست. متصديان امر توليدات موسيقيايي بخاطر منافع مالي خود هم كه شده براي سليقه مخاطبان عمده خود اولويت بيشتري قائلند تا عده اي كه براي ارتقاي موسيقي كشور در تلاشند. سواي فجاياي مشهود در سطح كارها، روند كار خوانندگان به هيج وجه دورنمايي خوبي را القا نمي كند. تمايل افراطي مردم به سمت ترانه هايي كه به آهنگهاي شاد تعبير ميشوند و بي توجهي به اشعار و سطح كيفي آنها حالتي را بوجود آورده كه توليد كنندگان آن را مفري براي مقابله با كسادي فروش بدانند و هيچ اهميتي براي شخصيت متوليان اعم از خواننده، شاعر، آهنگساز و مخاطب قائل نباشند. عده اي از جوانان هم به صرف شهرت و حاشيه پا به اين عرصه گذاشته و به نزول هر چه بيشتر كيفي محصولات مي افزايند. آلبومهاي جديدي كه كار را به آنجايي رسانده كه عده قليل لس آنجلسي مدتها پيش آن را گذرانده اند كه اين چيزي نيست جز پا گذاشتن بر جاي پاي آنها. اين در حالي است كه براي تك تك امورات موسيقي كشور نهادها و افرادي مسوول رسيدگي هستند و ديگر از آن آزادي محض خبري نيست و اينكه واقعا اين ارگانها براي بهبود اوضاع چه ميكنند بر ما معلوم و مشهود نيست. حال آنكه كي اين بار كج به كدامين منزل خواهد رسيد ما هم نمي دانيم ولي با اين شرايط و اوضاع دلتان را به روشني خوش نكنيد.  

     <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 20 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Afshin_farr

سلام. از اطلاعاتی که به من دادی خيلی ممنون هستم و از اينکه به وبلاگم سر ميزنی.وبلاگتم ديدم خيلی خوب و جالبه. موفق باشی :)

hoormazd

سلام. الان وبلاگم را می بينم ولی مطلبم درست نشد. ممنون که سر زدی مقاله شما هم جالب بود.

فاطمه

سلام. خيلی موضوع جالبی بود. اين درد جامعه ی ماست . کاريشم نمی شه کرد. اما اين جوری که می گی موسيقی لسان جلسی والا بعضی از همين آهنگهای اونور آبی ها خيلی بهتر از آهنگها ما هست ( البته بعضی هاشون) و ممنون که سر زدی. بازم اين کارا بکن خوشحال می شم.

علي سراواني

سلام سعيد جان/ پنجشنبه حدود ۱۲ ـ ۱۳ نفر اومده بودند/ دوست مشترک ما هم آخر جلسه رسيد پيامتان را بهش ابلغ کردم!

آزاد ياسمين

سلام سعيد جان . يک سری به وبلاگ من بزن . يک کاری کردم و ميخوام همه کمک کنن. بيا خودت ميبينی موفق باشی

alone

وبلاگ قشنگی داری! به من سر بزنيد خوشحال می شم!!!!موفق باشی

mehdi

و در عوض...وقتی «بهنام» با يه کيبورد و نيم دانگ صدای تقليدی بازار موسيقی ايران رو تسخير ميکنه...وقتی «حسن پيغان» مثل کارخونه ی جوجه کشی کاست ميده بيرون (يکی از ديگری مزخرف تر!!!)...وقتی هر هنر پيشه و فوتباليستی تا به يه نون و نوايی ميرسه هوس سينگر شدن به سرش ميزنه...ديگه چه انتظاری ميشه از موسيقی پاپ داشت؟!!!به خاطر همين چيزاست که ديگه ما هم ديدمون نسبت به موسيقی پاپ منفی شده... بهتره که اصلا راجع به اين موضوع حرفی نزنيم!!! به قول اخوان ثالث :«هی فلانی! زندگی شايد همين باشد!!!» ... فعلا...

mehdi

سلام...در کل با حرفات موافقم اما فکر نمی کنی که اين موضوع ديگه خيلی کليشه ای شده؟!من خودم ديگه از پاپ ايران بریدم! تاثيرش هم از وبلاگ «فلک»‌که با چه آرزوهايی در اون شروع به نوشتن کردم پيداست...ديگه درباره اش نمی نويسم چون ديدم اصلا ارزش نوشتن نداره!!! موسيقی پاپ در ايران بد معرفی شد ...(شايد هم بد برداشت شد!)... البته توی خيلی از کشور ها اين اتفاق افتاد...من توی کشور خودمون خيلی اميدوار بودم ... اميد های زيادی رو هم می ديدم...اما زهی خيال باطل ... وقتی که کاست «حامی» با اون صدای رسا و جذاب و ترانه هاي پر معنا و موسيقی پخته و زيبا نمی تونه جايی رو در دل مردم باز کنه ... وقتی «مانی رهنما» با اون علمی که از موسيقی داره و البته صدای زيبا و متينش هر دفعه که در تلويزيون ظاهر ميشه فقط «پرنده» رو می خونه و انگار نه انگار که کار های ديگه ای هم داره ... وقتی «عليرضا عصار» با اون صدای پر هيبت و آهنگهای عرفانی برای ضبط آلبومش متوسل به ستاد اقامه ی نماز ميشه ...

ugd

سلام سعيد مخفیSECRET با حرفت کاملا موافقم مثل اينکه هرکسی که شغل نداره ميره خواننده ميشه...نه موفق باشی......مطلب بعدی در مورد ميگ-۲۱ يا اف-۷

hadi

موافقم کاملا.