اصل فراموش شده ژنتیک 2

 

  در قسمت قبل به نقش صفات وراثتی در بروز اخلاقیات فردی نسلها اشاره شد و نهایتا به این نتیجه رسیدیم که علیرغم توجه کم به این مسئله نقش وراثت بسیار چشمگیر است. اما در مواردی چنین امری به طور مشهود رویت نمیشود و می بایست به طور دقیق تری به دنبال این ارتباط بود. در این مورد هم عوامل زیادی نیز موثرند. در بحث تنها به یک عامل اشاره میشود که اتفاقا این مورد هم با بی توجهی محققان و مربیان مواجه شده است. خوشبختانه چند سالی است که با همکاری چند ارگان دولتی تمهیداتی برای شناسایی این عوامل در سنین و مقاطع پایین صورت گرفته است. بعنوان مثال طرح توانایی سنجی کودکان قبل از ورود به مدارس که نتایج بسیار خوبی را نیز در پی داشته و کمک بسزایی به مربیان و معلمان آموزشی و والدینشان کرده است. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

  از جمله عواملی که میتواند در بروز بعضی صفات ارثی موجود جلوگیری کند میتوان به شرابط جسمی جنسیت تغذیه و چند مورد دیگر اشاره کرد ولی در سنین بالاتر یا در شرایطی که کنترلی دقیق بر روی افراد صورت نگرفته علل مختلفی را میتوان یافت که در شکل گیری یک شخصیت و خصوصیات اخلاقی دخیل بوده اند. یکی از این عوامل مهم، سیستم هورمونی انسانهاست. هورمونها علیرغم میزان بسیار اندک خود نقشهای بسیار بسیار مهمی در بدن انسانها دارند و سلامتی انسان به میزان زیادی به سلامتی این سیستم وابسته است. همیشه عملکرد نامناسب غدد (عمدتا درونریز) تنها باعث مشکلات جسمی نمی شود بلکه به همان اندازه (یا کمتر یا بیشتر) در بخش رفتاری فرد نیز موثرند. بسیاری از اختلالات و معضلات روانی زاییده همین مشکلات هورمونی است. پرکاری یا کمکاری غددی چون تیروئید هیپوفیز و دیگر غدد مهم بدن به طور واضح و مستقیمی در رفتارهای افراد اثر گذاشته و آنها را از همخونهایش متمایز میکند. در این بحث مجالی برای بررسی تک تک این روابط نیست ولی بسیار مبرهن است که مقدار معتنابهی از بیماریهای روانی منشا هورمونی و در درجه ای بالاتر تغذیه ای و ژنتیکی دارند. بحث ما صرفا مربوط به بیماریهای روانی نمی شود. بلکه بروز یا مستور ماندن یک صفت ژنتیکی (سوای مغلوبیت آن) مثبت در گرو عملکرد صحیح متابولیسم جسم انسان می باشد که با تغذیه مناسب و مراقبتهای به جا میتوان در آشکار یا مخفی شدن و حتی کمیتشان نقش داشت و آنها را متعادل کرد.  برای مثال ضریب هوشی یک فرد IQ به میزان 80 درصد وابسته به ژنتیک است و تنها 20درصد آن در بدترین و بهترین شرایط متغیر است. ولی برخی صفات که کمی نیستند و یا معیارهای عددی استانداردی ندارند از این قاعده مستثنی نیستند ولی مقدار وابستگی آنها به ژنوم والدینیشان بسیار متنوع است که در اینجا نقش عوامل محیطی بیشتر است. ارتباطهای اثبات شده میان چهره، فرم صورت و جوارح، ابعاد و دیگر مولفه ها از جمله مثالهای صادقی هستند که میتواند مربیان تربیتی را در این امر یاری کند تا بر اساس آنها به تربیت نسل خود بپرداخته و شناخت بیشتری از آنها داشته باشند.  

 

                                                                        

 

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید

سلام. اگر با انتقاد از شما باعث ناراحتی شما شدم خیلی عذر می خوام. سعی می کنم از این به بعد واقعیت رو ننویسم و به صورت یک خائن عمل کنم و تا اونجایی که می تونم از کار شما حالا هر طور بود، بود فقط تعریف کنم. «موفق باشيد».

yasesefideshab

سلام .من ميخواستم يه مثال ساده در جهت صحبت های شما بزنم.به نظر من ژن رو ميتونيم کاسه ای با حجم معينی تصور کنيم و محيط که تزبيت رو هم شامل ميشه آب موجود در اطراف آب کم باشه کاسه نيمه پر ميشه واگه آب کافی باشه کاسه پر ميشه ولی هرچی بيشتر از اون باشه بازم تو ميزان اب تو کاسه تغيير نمی ده.و حالت ايده آل يعنی آب متناسب برای هر کاسه.

پريا

سلام ...خوب رو حرف يه مقاله درست ميشه حرف زد! من که علمش رو ندارم ... در مورد اون مشکل هم .. انشاءالله همونطور که من رها شدم .. تو خوب کارت درست ميشه .. اميد به اون داشته باش ... موفق باشی

پريا

سلام ..هر شب به خودت انرژی بده ..مطمئن باش بی تاثير نيست ..موفق باشی ..

احمد

سلام.در مورد سوالی که کرده بوديد عرض کنم ايشان شخصيت به خصوصی نيستند و اتفاق مهمی هم رخ نداده .در همه جای دنيا ممکن است فرد بازداشت شده کتک بخورد و به خاطر ان هم ضربه مغزی و...اما مسئله مهم اين است که رسانه ها به قدری موثرند که يک اتفاق هيچ را تبديل به معضل روز کنند و از ان هم بدتر عدم ذکاوت مسئولان و...

anahita

سلام .سعيد عزيزم. نکنه تو هم رشت . شفا. باشه سر فرصت. 4شنبه . خوبه .؟. تلگرافو حال می کنی؟

President Evil

سلام دوست عزيز. از تعاريف شما خوشحال شدم!(هر چند شايد هر ايرانی ديگری بود؛خوشحالی خود را از مورد تمجيد قرار گرفتن حداقل در ظاهر!! پنهان می کرد!) من زبان مادري ام را که وام دار شخصیت های بی نظیری چون: مولانا؛حافظ؛سعدی؛عطار و... است را از هر زبان ديگری دوست تر دارم و مفاهيمی(البته اگر بشود اين گران گویی ها را مفاهیم نام نهاد!) را که در مطالبم بدان ها اشاره می کنم به نوعی حاصل تاثير اين بزرگان و صد البته قرآن؛پيامبر اکرم و مولا علي است. انشآلله در نوشته های بعدی ام آن گونه می نويسم که مقبول همگان افتد. تا او چه خواهد و... چه مقدر افتد. والسلام.

hoormazd

سلام. بالاخره وبلاگم رو به روز کردم يه سری به ما بزن

hoormazd

سلام آقا سعيد يه مطلب جديد نوشتم اگه خواستی يه سری بزن.

علیرضا

سلام خوبی دست نوشتت بد نيست(خوبه) از اينکه به من سر زدی ممنونم.