دوستی عزیز در پیغامی فرهنگ را اینگونه برای من نوشت:


زبان؛ گویش؛ دین؛ رفتار ؛ لباس ؛ غذا ؛ تاریخ و ...که یک شخص یا جامعه را از شخص یا جامعه ی دیگر متفاوت می سازد فرهنگ نام دارد


دوستان و همراهان قدیمی تر میدانند که ادبیات من برای مدت مدیدی همین گونه بود که هم اکنون می بینید و ادبیات و لفظ عامیانه در نوشتار من کوتاه زمانی است که با تمکین نظر عزیزان عوض شده است. شاید تغییر لحن باعث شد که برخی تصور کنند که آن چه که در اینجا بیان می شود در حد برون فکنی احساسات و درونیات روزمره یک شهروند ایرانی است اما مایلم اظهار کنم که به زعم خودم پشتوانه های نظری برای گفته های خود دارم. برای شروع می توان با تعریف کلاسیک فرهنگ و تطبیق یا جایگاه یابی آن شروع کرد. این موضوع اشاره مستقیم و رو در رویی با ادعای درشتی دارد که شخص شهیری با پشتوانه عمومی گفت که “ایرانیها با فرهنگ ترین مردم جهان هستند” و من شخصاً نه تنها به این اعتقاد ندارم بلکه فرهنگ ایران را از فرهنگهای غیر متعالی جامعه جهانی که با آن آشنایی دارم میدانم که به انواع گرفتاری های وخیم و کوچک دچار است اما بی محابا و بی حد و مرز همه چیز را از چشم خارجی و دشمن و تاریخ و گذشتگان و نفت و روسیه و انگلیس و خلیج فارس و تنگه هرمز و اعراب و اسلام و ... می بیند و این سیاهه به نظر بی پایان می آید.


زبان؛ گویش؛ دین؛ رفتار ؛ لباس ؛ غذا ؛ تاریخ و ...که یک شخص یا جامعه را از شخص یا جامعه ی دیگر متفاوت می سازد فرهنگ نام دارد


زبان فارسی اساساً زبان پیچیده ای نیست اما توانمندی هایی مخصوصاً در حیطه شعر گویی دارد اما به هیچ عنوان غنا و ظرافت زبان عربی و شاید فرانسه را ندارد.
رفتار ایرانی ها را نمی توان تقریباً در هیچ حیطه ای پسندیده یا مترقی تلقی کرد. در هیچ حیطه اجتماعی نمره شایان ذکری نمی توان به فرهنگ ایران دارد و یا آنچه که بعضاً پر رنگ می شود درجه خفیفی از آن چیزی است که سالهای سال غنی تر و انسانی تر در شرق و غرب این سرزمین وجود دارد. بعنوان شاخص آیا کسی می تواند حتی یکی از مظاهر منحصربفرد این تمدن 2500 ساله ایرانیان را نام ببرد؟
غذا، ایرانیان از حیث عادات غذایی در ردیف بدترینها قرار دارد و به عنوان بزرگترین مصرف کننده قند و روغن و غذاهایی که در قیاس با خوراکی های مثلاً ژاپنی بیشتر به سم شبیه است نیمی از نسل سومیان پایتختش اضافه وزن دارد.
تاریخ ایران از ابتدا مملو از خیانت، بی خردی، تظلم و دورویی، توحش و کارهایی است که همواره به دلیل خودپسندی و توهم زدگی مغرضانه سانسور شده است. چه کسی است که بداند داریوش یونان را به پیش از اسکندر ویران کرد و به آتش کشید؟ کیست که بداند یا بخواهد بخواند که اسکندرمقدونی با سپاهی قریب به یک پنجم لشکر ایران به یک روز امپراطوری اسماً عریض و طویل ایران را شکست داد و شاه ایرانی از ترس از میدان گریخت و بعدها با خیانت یک ایرانی دیگر تلف شد؟ چه ایرانی به خرد خود مراجعه می کند که اگر ایران واقعاً قدرتمند و خردمند بود و عرب جز سوسمار و شتر و کویر چیزی ندیده بود چگونه مقهور این پابرهنگان درس نخوانده می شود و حتی توان مقابله با بدویان را ندارد؟
اگر نظری دارید با من در میان بگذارید.... اگر فحش بدهید اصالت خود را بیان کرده اید و البته سانسور خواهید شد. این هنر را به خیابانهای این مرز پر گهر ببرید بهتر است.

/ 10 نظر / 22 بازدید
هاپوتی

شما هدفتون از این بحث رد کردن ادعای اون شخص شهیره؟ برای این کار دست گذاشتید روی نقطه ضعفهای فرهنگ ایرانی. روش دیگری هم هست. می‌توان از نقاط قوت فرهنگ‌های دیگه گفت. تمدن‌های زیادی به وجود اومدن و به انحطاط کشیده شدن. کاستی‌های تمدنی‌های گذشته رو در کنار عظمت و پیشرفتشون میبینند. نقد کاری بسیار ظریف و حساسه. حتی اگه با روشی منطقی جلو برید باز هم باید نگران احساست ملتی که مخاطب شماست باشید. انتقادهای چکشی و غیر منصفانه، جبهه‌گیری مخاطب کم اطلاع رو به دنبال داره نه آگاهی و تفکر او رو. زمانی که یک نفر بودیم و نه این همه نژاد و ملیت تمرد کردیم و تبعید شدیم و زمانی که تنها دو برادر بودیم یکی قاتل و دیگری مقتول شدیم. و شاید این آغاز بحثی است که شروع کردید. پست های دیگه‌ای هم در رابطه با اعراب و تمدن و این حرف‌ها داشتید. قبلا اونا رو هم خوندم ولی نظر نذاشتم تعصبی روی ایرانی بودنم ندارم. ترجیح می‌دم تاریخ رو درست ببینم. خوب و بد کنار هم نه خود کم بین و نه مغرور. خدا کنه بتونم

هاپوتی

ببخشید. همین الان یادم اومد که قبلا هم در این موارد نظر گذاشته بودم. روزهایی که روی بازنویسی ادبیات کهن کار می‌کردم و سرشار بودم از عشق به کارم، نظراتی در مورد فرهنگ به ویژه ادبیات غنی ایرانی داده بودم و از کسانی که عظمت این فرهنگ رو برای کودکان ما زنده کردندـ مثل آذریزدی عزیز یادکردم. شما هم جواب‌هایی دادید [متفکر] بحثی بود و گذشت و این هم هست و می‌گذرد

امیر

نه اگه قرار باشه بخرن میرن روی سوخو 31 و میگ 30 یا 27 بحث میکنن. البته جنگنده های چینی از امتیاز بالایی در لیست خرید ایرانیان برخوردارند.

امیر

من شایعات رو گفتم نه چیز هایی که بطور رسمی اعلام شده. وگرنه پدر سوخته تر از این روسی ها پیدا نمیشه. از عهدنامه ی گلستان و قرارداد ترکمنچای بگیر تا: اس 300 ماهواره سینا جنگنده شفق مسخره بازی سر جنگنده هاشون و.. از قدیم گفتن یکی کوفی و یکی روسی وفا نداره. جواب کامنت هم تو وبلاگ خودم بده نه اینجا برای خودت جواب میدی. sttm.blogfa.com

هورمزد

سلام. حاجی ! عالی ! [خنده] نظر بنده را که می دانی و دیگر نیازی به نوشتن نیست !چند وقت پیش اتفاقآ یکی از دوستان داشت می گفت که ما غنی ترین فرهنگ را در میان مردم دنیا داریم که من از او دعوت کردم تا با باز کردن پنجره مشرف به خیابان فرهنگمان را ببینید !

یک مسلمان ایرانی

سلام شاید اکثر افرادی که مطالب وبلاگتونو میخونن به همه ی معضلاتی که شما به تصویر می کشین اذعان دارن چرا که در همین جامعه کمی بهتر یا بدتر زندگی میکنن اما بازم شاید اونچه که باعث میشه موضع تدافعی بگیرن تندی قلم شماست خود من اولین کامنتی که براتون گذاشتم در اوج عصبانیت و ناراحتی بود شاید به قول شما حقیقت تلخو دوست نداریم شاید هم تلخی قلم شمارو تاب نمیاریم(همش شد شاید) اینکه تمدنی در گذشته بوده یا نه ؟قضاوتش با تاریخ! اما همه کسانی که به نام ایرانی در هر جای دنیا دروغ میگن،خیانت میکنن،محیط زیستو نابود میکنن و....تنها به پیشتوانه یک تمدن قدیمی نیست،یک ایرانی نه تنها قوانین محکم وبا ضمانت اجرایی قوی در جامعه نداره (البته اقای یعقوبی نژاد بهتر میدونن)اما عادت کرده و یاد گرفته همین قوانین آبکی را هم دور بزنه! وچه کار دشواریه اصلاح این جامعه و سختر از اون زندگی در آن!

زکریا

در زمینه زبان کاملا مخالفم . تخصصی حرف نزنید زبانشناسی نوین اعتقادی به برتری هیچ زبانی ندارد حتی زبانهای مردمان بومی منطقه آمازون که نوشتار ندارند را نمی توان ضعیف یا غنی دانست. [شکست]

سروش

سلام ممنون که از مطالب وبلاگ من نقل قول کردید. تعریفی که بنده از فرهنگ ارائه دادم یک تعریف دانشجوییه که سالها از حفظ کردنش میگذره و شاید کامل به خاطر نیاورده باشم اما کلیاتش کم و بیش همینه که شما نوشتید. معلمی رو در نظر بگیرید که سر یه کلاس که اغلب شاگرداش تنبل و درس نخون باشن و چند تا دانش آموز زرنگ هم داشته باشه بخواد درس بده. اگه همون روز اول بخواد با عصبانیت همه رو به باد فحش بگیره و بگه درس نخونا تنبلا بی عرضه ها...بی فرهنگها...مطمئنا اون چند تا دانش آموز درس خون آزرده میشن و ممکنه دیگه به حرفها و درسهاش توجه نکنن. اما تنبلای واقعی ککشونم نمیگزه...این روش آموزشی سالهاست که منسوخ شده و ناکار آمدی خود رو ثابت کرده . برعکس روش ت ت جایگزین شده که مخفف تشویق و توجهه... تحقیر و توهین هیچ وقت موثر نبوده حتی در خیر خواهانه ترین امور...امیدوارم منظورمو رسونده باشم.

فکر نمیکنی بهتر اسم ایران رو ازوبلاگت برداری توبیشتر به عرب سوسمارخور شبیهی.

آهان یه چیز دیگه..........لااله الا الله