حاشیه علیه متن

 

تا حالا به این فکر کردین که چرا توی ایران اینقدر حاشیه زیاده؟ حاشیه در سیاست، در این فوتبال سطح پایین، در مرغ و تخم مرغ و الی ما شاءالله! حالا اینا چیزایی هست که مستقیم میشه بهش گفت حاشیه اما یک سری حاشیه هستن که دیگه با تلاش شبانه روزی از حاشیه در اومدن و به یک کار اساسی و الزامی و وظیفه ملی در اومدن! مثلاً برگزاری همایش، پوستر، پرده، دسته گل به اندازه یک ساختمان دو طبقه، جشنواره، روبان و قیچی و سینی و اسفند و گوسفند، کمیته، کارگروه، کنفرانس، سخنرانی، اتاق فکر، انجمن و غیره و این اواخر تمبر یادبود! فکر نکنم هیچ کجای دنیا به اندازه ایران تمبر یادبود یا بزرگداشت چپ و راست با اون مهرهای گنده ابطال کنن.  خود مخترعین و مبدعین تمبر و همایش و کنفرانس توی این زمینه از ما عقب افتادن.  همه اینا میدونین واسه چیه؟ چون از انجام اصل اون کار قاصر هستن! چون عُرضه انجام کار اصلی و اساسی و این یعنی چون اهل فوتبال یا ورزش نبودن و نیستن، چون اصلاً چیزی از علم و نتیایج علمی نمی دونن، چون حس همدردی و بزرگداشت یک فقید رو بلد نبودن و یا کوتاهی کردن یا از سر حسادت یا ترس در زمان حیاتش بهش نزدیک نشدن، یا سهمی واقعی در یک موفقیت بزرگتر رو نداشتن؛ این عده با ایجاد یک مسیر موازی اما پیچیده و ایجاد چرخ پنجم گاری که معلوم نیست به چه درد میخوره برای خودشون یک هویت پوشالی درست کردن و کلی هم هزینه به سیستم وارد میکنن. یک نفر یک وزنه رو می بره بالا بعد هفتصد نفر خودشون رو می چسبونن بهش! اوج خودشیرینی در بقل کردن همین مثلاً وزنه برداره که اون رو بتونن از زمین بلند کنن. با این تفسیر که اون 220 بار رو برد بالا خودش هم مثلاً 140 کیلو وزنشه رو هم میکنه 360 کیلو! پس من کارم اینقدر درسته! عکس و فیلم هم که اگه نباشه همه زورش هدر رفته. این همه شما همایش و جشنواره و بزرگداشت و اسامی عجیب و غریب می بینید اغلبش بخاطر اینه که حواس مخاطبین پرت بشه و فکر کنن اتفاق جدید و تازه ای افتاده! اعضا و متولیان این کارگروه مثلاً کیا هستن؟ جز همون افرادی هستن که تا دیروز از پاسخگویی یا بهبود اوضاع عاجز بودن؟ اینها همه هل دادن زمان، اتلاف وقت و فرافکنی ها پر هزینه ای هستن که معمولاً کسی بو نمی بره.
من به یاد دارم در کتابی خواندم که رسول گرامی اسلام (ص) در مقطعی که احکام را به اصحاب خود می دادند خطاب به ابوذر غفاری گفتند (بنا به مضمون) که تو مرد خوب و مومنی هستی اما مدیر نیستی. ایشان این تشخیص درست را در آن قحط الرجال دادند و احوالات شخصی یکی از 10 صحابه برتر خود را به این مرد وفادار  را ضمانتی بر مدیریت و تفویض امورات مردم قرار ندادند.
وهن اجنبی و یک مشت بیکاره و الکلی کار به جایی نمی برد. وهن اسلام و رسول خدا (ص) و ائمه معصومین (ع) از آنجاست که یک پنجم جمعیت و 40 درصد فقیران دنیا مسلمانند. سهمی بسیار اندک در علم و تحقیقات کارگشا دارند، تهران لیدر طلاق در منطقه است، دروغ و حقه بازی مبدل به برند ایشان شده، خشونت و قتل و تجاوز در یک مملکت آن با ده کشور غربی برابر می کند. آیا این جماعت باید زینت رسول خدا (ص) و خاندانش باشند؟ آیا سهم قابل توجهی از این جمعیت 1 و نیم میلیاردی وهن واقعی رسول خدا (ص) هستند  یک یک تیزر 13 دقیقه ای یک مشت علاف حشیشی در آن سوی دنیا؟ کار اصلی همان بود که باید اوضاع را از خود و از درون خود درست می کردند اما کمافی السابق کار را به حاشیه ای از جنس استیصال و نمایش و تنبلی و سودجویی بردند و با پلاکاردهای رنگ و وارنگ دست ساز و سفارشی، آتش زدن و جرح و کشتن و کشته شدن هم کیش خود در اقصی نقاط دنیا (هند، پاکستان، افغانستان و ...) تخریب بیت المال و تعطیلی درس و بازار و راه بندان و حمله به سفارت یک نمایش پر سر و صدا اما تو خالی دیگر به راه انداختند. افسوس که عده ای از این امور خود دست کم وجدان دینی خود را آرام میکنند که کاری برای رسول خدا (ص) کرده اند. شاید هم با این توجیه که: "ما مامور به وظیفه ایم و نه به نتیجه!". این هم نتیجه اش!  ببینید و قضاوت کنید.

 

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک مسلمان ایرانی

سلام موارد بسیار آزاردهنده ای در یک زندگی ایرانی به ظاهر اسلامی وجود دارد که کسی مثل من اکثر موارد ترجیح میدهد به آنها حتی لحظه ای فکر نکند هرچند این ندیدنها واین نشنیدنها ودر یک کلام این نفهمیدنها جیزی را عوض نخواهد کردوحتی گاه یادآوری آنها لازم و ضروری میشود ودو مطلب اخیر شما یاذآور این موارد دردناک است. درکنار احترام به همه ادیان الهی اگه براستی با یک دید منصفانه نگاه کنیم کدامیک از ادیان به اندازه اسلام حاوی آمیز ه های انسانیست؟ احترا م به والدین،تکریم افراد مسن جامعه،انفاق به همنوع،مذمت دروغ وتهمت ،غیبت و............از موارد مؤکد اسلام است اما جامعه ما.................؟! تاریخ به ما نشان میدهد پیامبر(ص) و امامان بزرگوارمان با کسانی که به آنان توهین میکنند چگونه رفتار کرده اند اما برخورد ما................؟ مسلمان بودن چیزی جز انسان بودن نیست،انسان بودنمان را فراموش نکنیم. روزگارتان خوش!

هورمزد

سلام برادر. راستش هنوز فرصت نکرده ام مطلب را بخوانم.آمدم سلامی عرض کنم .انشاالله که خوب باشی.

مکث

سلام درست است هیچ کار مثبتی از داشته ها صورت نمیگیرد و هیچ تلاشی هم برای نداشته ها انجام نمی شود... آنچه که الان هست که معلومه که همچنان ادامه داره چیز مثبتی از برنامه ی حکومتی بیرون نمیاد. با تموم این حرفا یک سوال دارم میخواهم بدونم آیا باید ساختار حکومتی تغییر کند یا اینکه الان هست باید اصلاح شود آیا افراد ناصالح اند یا قوانین نادرست؟ آیا بر فرض با این وضع موجود بخوایم رشد داشته باشیم یک امید واهی است؟ منم موافقم کاملا این نمایشها همش مضحکه کلا اصل و فراموش کردن یا اینکه اصلا نمیدونن اصل چیه!

هورمزد

سلام.مطلب را خواندم.خوب است برادر ! چند نکته: 1-ما ایرانی های اصولا به جای اینکه سر گرمی برایمان وسیله ای جهت آرامش و تجدید قوا و ... باشد ، هدف است ! یعنی بسیاری از کارهایی که انجام می دهیم یا با هدف سرگرم شدن صورت می گیرد-حتی نا خودآگاه- و یا ارضای حس کمبود ، عقده یا ... برای مثال بسیاری از افراد در همایش ها و ... شرکت می کنند و هزار دلیل برایش می آورند اما حقیقت است سر گرم شده و احساس رضایت می نیز می کنند. فردی را می شناختم که وقتش را در همایش های علمی و کنفرانس ها می گذارند و یک بار خودش گفت که با قرار گرفتن در یک کنفرانس ، یا با گفتن اینکه به یک کنفرانس علمی می رود حس خوبی پیدا می کند !!

هورمزد

2-در مورد فوتبال ! من با همه ی کسانی که می گویند فوتبال ما حاشیه دارد مخالفم ! به نظر من این دقیقآ متن فوتبال ماست !! آمده ایم محل کار یک مشت لمپن را به تصویر کشیده ایم و بر آنها نام سلطان و ژنرال و جادوگر و ... گذاشتیم و انتظار داریم که رفتاری فراتر از لمپنیسم جاری در میانشان داشته باشند !فحش خوار و مادر و کشیدن کمربند و جادو جنبل کردن و باند بازی و خرید داور و دوپینگ و دلالی و ... واقعیت این فوتبال است ! شاید مثلآ سیستیم های فوتبالی را بتوان حاشیه فرض کرد ! نمی دانم برنامه یکی دو هفته قبل نود را دیدی که یکی از مربیان همین فوتبال در اقدام حاشیه ای ! وردی می خواند و آب را در دهانش می چرخاند و توی زمین تف می کرد؟!

هورمزد

3-یکی از مواردی که باعث ایجاد حاشیه پیرامون چیزی می شود شوق زاید الوصف ما ایرانی ها نسبت به حرف زدن است ! مرده ی این هستیم که یک سوژه برای حرف زدن پیدا شود تا در مهمانی و صف نانوایی و تاکسی و محل کار و ... در موردش حرف بزنیم ! ولو اینکه هیچ ارتباطی به ما نداشته باشد !

یک مسلمان ایرانی

سلام این روزای خیلی افسوس میخورم آخه وقتی ما توی یک کشور قانون مدار زندگی میکنیم اونم با قوانین عالی [دروغگو] چرا نباید یک قانون خوب و اجرایی واسه مدیرای وبلاگ داشته باشیم که اگه کم کاری کردن بشه یقه شونو گرفت تذکر داد ویا حتی مجازاتشون کرد [نیشخند]

بابا پدر

باسلام وارادت..خوشحالم که تووبلاگتون به درمان دردها پرداختین یعنی تشخیص درست درد نصف درمانه در بسیاری از مسایل باهاتون اشتراک نظر دارم ومعتقدم تا زمانی که زندگی وهر آنچه به ما مربوطه روببازی وسخره گرفته ایم وحواشی بجای اصل جلوه میکنه همین آشه وهمین کاسه....

سارا

جانا سخن از زبان ما میگویی... خوب نوشتی..

هورمزد

سلام.آمدیم ببینیم بعد از یک قرن پاسخ نظرات و نظریات و نذورات ما را داده اید یا خیر که با دنیای از رحمت و مرحمت و زحمت و خدمت و فصاحت و بلاغت رو به رو شدیم ! اینجانب به نمایندگی از تمامی ابنای آدم ابوالبشر و بانو حوا نهایت امتنان خود را نسبت به شادی روح آریاییان با فرهنگ اعلام می دارم[نیشخند]