ای کوروش.... این شاه شاهان... ای کورش بخواب که خواب خوب چیزیه... از اون بهتر خود رو به خواب زدنه... هیچ وقت هم بیدار نمی شی...


میدونین داشتم به چی فکر میکردم؟ به این که آدم خودش رو یهو بندازه وسط یک معرکه و داستان این وسط رو به کل نادیده بگیره و سانسور کنه. مثلاً تاسیس یک پادشاهی رو که رسماً با ورود اعراب به ایران به مدت حدود هزار سال نابود شده است و بعد با ظهور موخر صفویه ترک نژاد و بعد قاجار ترک نژاد و سپس پهلوی مازنی خودش رو بهش بچسبونه! خون و اصل و نسب ایرانی ها که اغلب معلوم نیست به کجا وصله و این سیدها و سادات هستن که دست کم میتونن نسب خودشون رو تا حضرت آدم با اسم وصل کنن. حال به قرینه یکی از این سادات بیاد و حسب سیاسی کاری، کودتا هر چیز من در آوردی دیگه ای به قدرتی برسه و بعد یک روز خاص بره سران ممالک رو توی جایی مثل مقبره یکی از خلفای راشدین، یا خلفای اموی و مخصوصاً عباسی جمع کنه و بعد از یک نمایش پر سر و صدا اما بی سر و ته به اونها ادای احترام کنه! دست کم خونش که میدونه با اونی که داره هندونه میده زیر بغلش مشترکه!
ای خدای آسمونا! ای قادر مطلق...! ما را از شر نمایش، خود بینی و خود نمایی و تکبر در امان بدار! دروغ و قحطی رو خودمون یک کاریش میکنیم!



/ 3 نظر / 17 بازدید
m

[گل]

یک مسلمان ایرانی

ســــــــــــــــــــــلام - خیرمقدم،کم کم داشتم یه جورایی به حضرت ایوب(ع) به خطر صبرش حسودیم میشد که الحمد ا. به خیر گذشت و صبرم ثمر داد. -هر وقت که به اصل و نسب فکر میکنم نا خوداگاه این شعر سهراب تو ذهنم تداعی میشه که: نسبم شاید برسد به گیاهی در هند،به سفالینه ای از خاک سیلک نسبم شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد! -فقط کافیه تاریخ ایرانو یه مرور کوتاه داشته باشیم ترک و عرب و مغول و............به ایران حمله کردن و .............وبعد بقیه فجایا! -برای اینکه متهم به تقلید نشم از 1،2،3و....استفاده نکردم و نو آوری کردم البته زیاد به ابداعی بودنش اطمینان ندارم[نیشخند] _روزگارتون خوش،غیبتتون کوتاه!

مکث

سلام... حاشیه علیه متن عنوان نداشت[متفکر]