ظلمات آمد دلیل ظلمات

 

شبانگاهان در منزل نشسته بودیم اما هنوز لباس بیرون تنمان بود. زمین خیس باران بود که صدای ترمزی آمد و بعد هم تصادفی بس بزرگ. آمدم خیابان دیدم یک خودرو پراید از پشت با یک خودروی دیگر تصادف کرده.

حال روز راننده پشت سری را با هم مرور میکنیم:

 

  1. سن: 28 سال
  2. وضعیت ظاهر: ابرو برداشته، زنجیر طلا دور گردن. پیراهن تنگ مشکی.
  3. وضعیت دماغی: مست الکل
  4. وضعیت پوشش: از کفش تا سر مشکی یک دست.
  5. وضعیت گویش: فحاشی و ...
  6. کروکی غیر تصویری: بیست متر خط ترمز در کوچه شش متری.
  7. وضعیت خودرو: چراغ های جلو در شب و هوای بارانی خاموش و فقط دو لامپ آبی کوچک که رقص نور هستند روشن است.

 

با آمدن پلیس به هر زحمتی بود یک آدامس بالا انداخت و سریع هم گم شد.

باز هم رسیدیم و می رسیم و خواهیم رسید که ((مشکی رنگه جُرمه)) و این دست رانندگان وضعیت عادی ندارند!

ضمناً علاقه و اقبالی که اخیراً خانمها به راندن خودروهای مشکی بزرگ پیدا کرده اند هم برای جامعه شناسان شاید یک پیام باشد.

 

 

/ 3 نظر / 16 بازدید
هورمزد یعقوبی نژاد

سلام به به قالب نو مبارک. آرشیو هم که آمد . مطلب عالی بود ! از همان هایی که دوست دارم. با قسمت آخر مطلب بد جوری موافقم دیدی این خانم هایی که پرادوی مشکی می رانند؟!!

هورمزد یعقوبی نژاد

اولین پیام من در وبلاگت این بود: سلام ممنونم که نظرت رو در مورد وبلاگم نوشتی. لطفآ بقيه مقالات من را نيز بخوان و در مورد آنها نظر بده در ضمن من هنوز آماتور هستم و بلد نيستم يک عکس يا تصوير را در وبلاگم بگذارم لطفآ مرا راهنمايی کن* ممنون پنجشنبه، ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٢

فاطمه

سلام...قالب جدید مبارک...! خوب طرف مشکی دوست داری...چیکارش داری!!!!