چهار کلمه حرف حساب

دوستان من رفته بودم دبی شرمنده نبودم. جاتون خالی حسابی گرما خوردیم... 46 درجه سانتی گراد.


میخوام سه موضوع رو خیلی سریع بگم و برم.

1.    به قول هورمزد عزیز وقتی من یک مطلب جدی و به نسبه پر مغز مینویسم واکنشها بسیار سرد و بی تفاوت و درست وقتی بعضاً چیزی سطحی و در پیت می نویسم خیل عظیم نظرات و اقبال سرازیر میشود...! تحلیل این که چرا اینطوری است به عهده خود شما.
2.    دارم به این فکر میکنم که وقتی انجام دادن یا ندادن یک کاری شما را از عرف جامعه دور میکند و این کار یا ترکش وجداناً کار خوبی هست این نشانه بیماری فرهنگ مردم جامعه شماست. در این سیستم می توان به سادگی در خصوص مردم آنجا قضاوت کرد بدون آنکه از عبارات کلی مثل "همه جا بد و خوب داره" استفاده کرد. اگر شما در حین رانندگی برای یک فرد مسن که روی خط عابر مشغول عبور با سرعت اندک است توقف میکنید و قاطبه خودروهای پشت سر شما دستشان را روی بوق می گذارند و اعتراض میکنند این یعنی فرهنگ آنجا به شدت خراب و ویران است و تا شما را نیز به دیوانه ای مثل خودشان تبدیل نکنند آرام نمی گیرند و راضی نمی شوند. تاکید میکنم که اگر خوب بودن و انجام درست کارها در محیط شما دشوار است جامعه شما خراب است.
3.    دمکراسی هنوز عافت مردم ماست. سخترین رانندگی و دشوارترین شرایط را میتوان در شرایطی دید که ما حق انتخاب داریم و راحت ترین وضعیت را در وضعیتی داریم که نیروی قهری یا جبری حق انتحاب و حاشیه روی را از ما میگیرد. مثلاً در خیابانی که تنها یک خودرو می تواند عبور کند (البته به غیر از مواردی که یک نفر خلاف از روبرو وارد شده و کل جماعت را به فحش میکشد و بالعکس) شما کمترین تنش را می بینید و کافی است که این یک لاین به دو یا سه لاین افزایش یابد تا هنر اصیل ایرانی را در گوشه گوشه خیابان ببینید. کافی است در یک رستوران یا تور حق انتخاب به مهمانان داده شود تا همه را به دردسر و درگیری بیاندازد. وقتی در هواپیما به مسافرین حق انتخاب صندلی می دهی دست به یقه می شوند و وقتی که مجبورشان میکنی که در همان صندلی که شماره اش در دستشان است بنشیدند صدایشان تا آخرین لحظه در نمی آید. در این مورد میخواهم مثال واقعی بزنم. در سفارت فرانسه در نوفل شاتو بودم که جماعتی از دکترهای متخصص ایرانی با صورت های تراشیده و کت و شلوار و کراوات شیک و پیک آمدند داخل و بسیار سر و صدا می کردند. در حالیکه در گوشه گوشه آنجا به دو زبان فارسی و فرانسه محترمانه خواسته شده بود که سکوت را رعایت کنند. این همهمه و موبایل های روشن در محیط قدغن و جا زدن و هل دادن ادامه داشت تا اینکه مامور امنیت فرانسوی سفارت آمد و خطاب به همه این اطبای ایرانی داد زد: SHUT UP…SHEEEEEE  و بعد همه تا وقتی که آنجا بودند صدایشان در نیامد و سر و صدا نکردند! من قویاً معتقدم که در تاریخ بعد از قاجار فقط دو شخصیت تاریخی ایران و ایرانیها را به درستی شناختند و حکومت کردند و مابقی قویاً از همین محل کلیدی شکست و یا لطمات جدی خوردند.

/ 9 نظر / 19 بازدید
navid

نماینده پنبه ریز شوید برای اطلاعات بیشتر میتوانید به سایت من مراجعه کنید اول وارد سایت شوید: www.panberes.ir ادرس سایت و راهنمایی کامل در وبلاگ من ذکز شده بعدم به در قسمت کد معرف این را وارد کنید: 0015979032 بقیشم که اطلاعات شخصی شما است و خودتان ان ها را میدانید! در اخر وارد سایت شوید و درخواست نمایندگی را بزنید. نکته: شما برای درج نمایندگی باید یک حساب بانک ملت و یک عکس از کارت ملی خود را داشته باشید! با تشکر

یک مسلمان ایرانی

سلام 1:یه روز یه نفر گفت:ایرانی عادت کرده با استبداد زندگی کنه و همیشه بالای سر یک ایرانی باید یک فرد مستبد باشه! هر چند این حرفش بعدها برایش دردسر بزرگی شد ! اما متأسفانه این واقعیت تلخو خیلی جاها میشه دید و رنج برد شاید از این بابت که به خیلی از ماها درست فکر کردنو یک تصمیم انسانی گرفتنو یاد ندادن ،یاد گرفتیم دیگران به جای ما تصمیم بگیرن و ما فقط بره وار اطاعت کنیم!آخه اینجوری راحتتریم،بذار این مغزو آکبند ببریم اون دنیا! 2:تحمل گرمای 46 درجه خیلی سخته اما سختتر از اون تحمل گرمای بالای 50درجه اونم توی ماه رمضانه که هم وطنای جنوبی درگیر اون هستن! سربلند و پیروز باشید

هاپوتی

فکر می‌کنم از آنجا که حرف حساب جواب ندارد، سخنان پر مغز شما بی‌جواب می‌ماند و این از سر بی تفاوتی نیست. مثل موضوعات 2 و 3 هر حرف پر مغزی که جای بحث ندارد

هورمزد

سلام حاجی.نماز و روزه شما قبول درگاه خداوند متعال . 1-[نیشخند] 2-ای بدم می آید از این جمله که همه جا خوب و بد دارد !!!! یعنی این را فقط از جماعت بی سواد و لمپنی می شود شنید که تازه به نظر خود دارند حرف حکیمانه می زنند در صورتی که آنچه انجام می شود به هم زدن حال آدمیزاد است ! به جای دو زار فکر به حرفی که مثلآ ممکن است در مورد مردم شهر بزنی همین یاوه های که از ننه بزرگشان یاد گرفته اند را تحویل می دهند !

ر.رحیمی

عجیبه !!! من چرا اینقد باهات موافقم ؟!![متفکر] حالا حاج سعید ... این دو شخصیت کیا بودن ؟ [گل] بیا که پست جدیدی برافراشته ایم [گل]

مکث

سلام... رسیدن بخیر 46 درجه گرما !!!... آقا موافقیم با شما ولی چرا اینجوری شدیم و نمیدونم رو چه حساب بذارم

رویای بهار

نفرمایید ... ما مردمی بسیار متمدن می باشیم ... میتونید با یه روش ساده امتحان کنید و به حرفم برسید : مثلا تو فیس بوک یه پست شیر کنید و بنویسید : آب مایه حیات است ... بعد ببینید چند تا کامنت فحش، تهدید و مسخره دریافت خواهید کرد که خفه شو (البته دور از جون شما) اصلا هم مایه حیات نیست و مثلا آب شنگولی مایه حیات است ... :دی

مسعود

[تایید]

President Evil

واللا چه عرض کنم. ملت عجیبی هستیم... سلام