یک کم ریشه یابی

یک کتاب فوق العاده عالی هست به نام "چرا ما عقب مانده ایم؟" به قلم دکتر ایزدی که خوندنش رو به همه دوستان توصیه میکنم. این کتاب هم به نظر من جزو کتابهای راهگشا هست که پاسخ خیلی چراهایی که ما همه روزه به خودمون و دیگرون میگیم رو خیلی ساده میده. هرچند این موضوعی که میخوام بهش اشاره کنم در همون کتاب اومده اما جدای از اون من خودم به این قائلم که خشونت و بی رحمی و بی تفاوتی خاصی که در جامعه ما حاکم هست نتیجه تسلسلی هست به نام سلسله ظلم. در این سیستم قوی تر یا بزرگتر به ضعیفتر یا کوچکتر ظلم میکنه و این موج تا پایین ترین طبقات و سطوح تداوم داره. حتی در جایی که ظاهراً این سلسله به یک انسان در انتهای مسیر میرسه کار عملاً به آخر نرسیده بلکه حیوانات، گیاهان، اموال عمومی و سایر چیزها از این موج آسیب می بینند.  شاید در رقیق ترین فرم واکنش به این سیستم در جامعه ما شاهد بی تفاوتی و فرصت طلبی هستیم. به این معنی که بجای اینکه هشدارهای اجتماعی یا اقتصادی محلی از توجه داشته باشه، عموم مردم در واکنش نه تنها همراهی نمی کنن بلکه در واکنشی تلافی جویان بر خلاف خواسته های قانونی عمل می کنن و در نتیجه امورات اغلب به برخورد، تعزیرات، مامور، آجان و آجان کشی و ... میکشه. نا امنی ممتد هم در این سیستم اثر مشابهی داره. خدا کمک کنه!

/ 7 نظر / 17 بازدید
هورمزد

سلام . برای بررسی مشترک هر پدیده ناگزیر از قبول یک اصل یا مفهوم بنیادین هستیم که همه آن را قبول داشته باشند تا بتوانیم از آن به بعد وارد بحث شویم.مفهوم بنیادین ما نیز در برابر همه ی ناهنجاری ها باید این باشد که اصولآ ما ایرانی جماعت از وکیل و مهندس و پزشک بگیر تا حمال (مشکل داریم)! وقتی کسی این را نپذیرد ،دیگر نمی شود با او بحث کرد اما وقتی پذیرفتیم که رفتارهایمان طبیعی ، به هنجار ، معقول،متناسب،اخلاقی و... نیست آن وقت می توانیم برایشان تصمیم بگیریم.

هورمزد

چند روز پیش موقع خروج از دانشگاه،با یکی از اساتید همزمان شدم.موقع خروج او یک وانت نیز وارد همان خیابان شد و نزدیک بود با اتومبیل استاد (آزرا) برخورد کند.که مقصر نیز صد درصد وانت بود... راننده وانت سرش را بیرون آورد و رکیک ترین الفاظ ممکن را استفاده کرد...آن بنده ی خدا هم چیزی نگفت..تمام مسیر را به این فکر کردم که اگر این راننده ی وانت در تصادف رانندگی می مرد چه از این جامعه کم می شد؟هیچ! اگر این استاد که دکترا دارد و تالیفات بی شمار و بی شمار دانشجوی قدیمی و جدید و مضافآ اعتبار اخلاقی بسیار زیاد و ... چه آسیب شایان توجهی حداقل برای قشر به درد بخور جامعه داشت...آن وقت باید در جایی که حق با اوست،طرف مقابلش نصف او هم ارزشی برای جامعه ندارد،خطر مالی که متوجه او شده -با توجه به قیمت ماشین-چندین برابر آن وانت است، فحش هم بخورد...

هورمزد

از یکی از پزشکان بسیار مشهور شنیدم که داروخانه طبقه پایین مطبش روزی تماس گرفته و گفته تاریخ فلان آنتی بیوتیک ما دارد تمام می شود ، شما اگر کسی نیاز داشت، از این نوع تجویز کن که زودتر فروش برود ،سودش را هم با فلان درصد تقسیم می کنیم! آن پزشک بیچاره درخواست را رد کرده بود و از او خواسته بود که چنین چیزی را از پزشکی نخواهد...داروخانه در پاسخ گفته بود: ای آقا! پزشکا به ما زنگ می زنند و خودشان می گویند که اگر دارویی دارد تاریخش می گذرد بگو ما تجویز کنیم با اینقدر سود...چون شما همسایه بودی خواستم سودی برایت داشته باشد!!

هورمزد

از دوستی شنیدم که بعضی از وکلا کارت شان را به غسال های بهشت زهرا می دهند که اگر مریضی در بیمارستان مرده است، کارت را به خانواده او بدهند تا جهت شکایت به دفتر آن وکیل مراجعه کند...

یک مسلمان ایرانی

سلام منأسفانه خیلی از معظلات جامعه ما ربطی به تحصیلات و موقعیت اجتماعی افراد ندارد،نقطه مقابل مطلبی که آقای یعقوبی نژاد نقل کردند جریانی بود که دوشنبه همین هفته شاهدش بودم جناب فوق تخصص جراحی فلب باز که سالها خارج ازکشور تحصیل و زندگی کرده و .... خطاب به کسی که هیج ارتباط کاری مستقیمی با هاش نداشت به خاطر یک سوء تفاهم هرچی از دهنش درامد نثاراون بنده خدا کرد. هرجند به نظر من هرجه که خودش لایقش بود به زبون آورد اما وقتی تحصیل کرده های جامعه ای اینجوریند از بقیه چه انتظاری میرود گر جه من معتقدم انسان بودن ربطی به تحصیلات ،ثروت ، مقام و ....ندارد.

یک مسلمان ایرانی

سلام درباب شکایت بازماندگان متوفی فوت شده در بیمارستان! واقعیت این است که وقتی شخص بیمار به پزشک یا مرکز درمانی مراجعه میکند گرانبهاترین دارایش را که زندگیش میباشد را در اختیار پزشک یا مرکز دمانی (خصوصی یا دولتی )میگذارد مضاف بر اینکه هزینه این درمان را حتی گاهی زودتر و گاه بسیار گزاف میپردازد ومهمتر از هه اینکه به آنها اعتماد میکند پس هر کوتاهی از سوی پزشک و کادر درمانی به منزله خیانت در اموال بیمار که هم مادیست وهم معنوی محسوب میشود پس بیمار یا بازمندگان او حق دارند حقوق از دست رفته شان را که گاه متأسفانه جبران ناپذیرند رامطالبه نمایند. اما این سکه یک روی دیگر هم دارد وآن اینکه مـتأسفانه کسانی که بر مسند قضاوت کمیسیونهای پزشکی و شوراهای پزشکی هستند خود اکثرا پزشکند و در قضاوت هوای همکاران حود را دارندو قربانی این قضیه به حکم قانون جنگل کشورما افراد ضعیفترند و معمولا افراد زیر مجموعه پزشکی هستند که تاوان سنگین بی توجهی را میپردازند . برای آنچه که گفتم دلیل دارم چون خودم در جریان یکی از این پرونده ها قرار گرفتم. روزتان خوش