از غارنشینی تا ادعای 2500 سال تمدن

 

هفته گذشته یک مقاله آبکی با عنوانی جذاب خواندم که هرچند محتوای بی سرو ته آن نظرم را جلب نکرد اما سر نخ خوبی به من داد که دنباله آن را در اینجا میخوانید.
در این مقاله بعد از مقداری مجیز گویی متناقض و صد درصد از جنس چاپلوسی و تعارف یکی از علل اصلی فرم عجیب رانندگی ایرانی ها را به غرور، خودمحوری و خود را متمایز از جامعه دانستن تلقی کرده بود. من این را قبول دارم اما نه به عنوان دلیل تامه این بلبشو بلکه به عنوان یکی از معلول های فرهنگ ویران ایرانی. (چه جالب! اگر الف ایران و ایرانی را با حرف واو عوض کنید "ویران" و "ویرانی" میشود!). در آن مقاله آمده است که رعایت فردی اصولی منجمله رانندگی در کل و در نهایت به نفع کل جامعه است که ایرانی ها به آن اعتقادی ندارد. بدین معنی که اگر فضایی به قدر عرض یک خودرو در چهار راهی گره خورده باز شود دیوانه وار و بدون سر سوزنی عقل، سواد، وجدان، شعور، ایمان، محبت، اسلام و هر چیز خوب دیگری آن فضا را با حرکتی رو به جلو و با چسباندن سپر به خودروی مقابل از بین می برند غافل از اینکه که میتوان تصور کرد یک توقف و طمانینه 2 دقیقه ای به جای یک حرکت احمقانه و بی هدف به طول 2 متر می تواند در نتیجه گره ترافیکی را تا یک ساعت زودتر باز کند و این به کل ترافیک مسیر منتقل می شود. در یک قیاس نیمه طنز می خواهم اینطور نتیجه گیری کنم که انسان غارنشینی که خام می خورد و تقریباً تمام عریان بود و فرقی جزئی با میمون ها داشت - که بنا به گفته ها در ابتدا انفرادی و تنها بود - پس از اندکی به این عقل و درایت و حس تمدن رسید که برای رسیدن به منافع دراز مدت ، حفظ بقا و یک زندگی بهتر و با مشارکت دسته جمعی و گذشت از بخشی از منافع شخصی میتوان به منافع و سطح زندگی بیشتری دست پیدا کرد اما این ایرانی با ادعای فرهنگ 2500 سال الی 7000 سال و پیشینه ای قبل از پیدایش منظومه شمسی (مث خودشون دارم آمار و ارقام میدم... جون شما الان مست قلیان فرهنگ ایرونی شدم دارم تو فضا سیر میکنم) به اندازه همان غار نشین نمی فهمد که وقتی آن آشغال را پس از برانداز کردن چپ و راست خود شبانه میگذارد جلوی در خانه همسایه، یا وقتی که اندک مسیر ترافیکی را با یک حرکت احمقانه صد در صد مسدود می کند این در نهایت به ضرر خود اوست. آن غارنشین به دور از اصطلاحاً تمدن فهمید که اندکی کم خوردن و گذشت به نفع سایرین در اصل کمک به خود است و این ایرانی همه چیز دان و لکسوس سوار درک، تمدن و عقل و شعور به قدر همان غارنشین ندارد! بعضاً حیوانات در اینگونه امور از ما جلوترند! مثلاً وقتی که یک خروس دانه ای پیدا می کند با صدایی خاص بقیه را برای الحاق به خودش فرا میخواند اما در ایرانی اگر یک تنه به کوهی از نعمت و فراوانی برسد، نه خود درست بهره می برد، نه آن را به حال خود رها می کند و نه میگذارد کسی از آن بهره مند شود. مثلی شنیدم که نمی دانم مصطلح است که حکایت کار این دسته افراد است:" نه خود خوری، نه کس دهی، گنده کنی به سگ دهی".
از سگ گفتم بد نیست این ماجرا را از اینجا بخوانید. بسیار زیبا و تاثیر گذار.

/ 2 نظر / 17 بازدید
مکث

سلام... اینگار صبر و حوصله جایگاهی تو رانندگی وجود ندارد و علتش هم نامعلوم! به نظرتان آموزش رانندگی نقص ندارد همین آموزشگاه های رانندگی؟

یک مسلمان ایرانی

سلام با دوستی در مورد رانندگی در ایران و مقایسه اون با بعضی کشورها صحبت میکردیم که دوستم گفت :اونجا آدم از رانندگی لذت میبره!جمله ش برام جالب بود چون تا اون لحظه فکر میکردم از رانندگی فقط میشه تو مسابقات رالی و فرمول 1و2و..... لذت برد. آخه اینجا که رانندگی برای خود من شخصا سخترین کاریه که تو یک روز انجام میدم! به قول دوستی که میگفت:اونجا اگه از خط سفید بزنی بیرون تصادف میکنی اینجا اگه از خط نزنی بیرون تصادف میکنی! .................... گفتنی ها زیاده اما به قول معروف: گر بگویم زبان سوزد گر نگویم مغز استخوان سوزد. روزگارتان خوش