درخواست مشاوره



میخواستم در مورد این موضوع وقتی که به نتیجه نهایی رسید بنویسم اما داستان توی یک جایی گیر کرده و دوست دارم که نظر شما رو بدونم. فراموش نکنید که نظرات شما میتونه در تغییر نتیجه داستان موثر باشه.
چند وقت پیش یک دستگاه ((پژو مشکی)) جلوی خودروی من پیچید و گلگیر سمت راست من رو خراب کرد. من بوق ممتد زدم و با دست اشاره کردم که بزنه کنار که نزد، بعد پیچیدم جلوش باز هم در رفت، با سرعت فرار کرد و من هم مثل پلیس ها رفتم دنبالش و بعد سر یک دوربرگردان دوباره گیرش انداختم و تونستم از پنجره بهش بفهمونم که کاریش ندارم و فقط بزنه کنار که ببینیم چی شده و پلیس بیاد. حرفی زد که برام سنگین افتاد! گفت اصلاً تو کی هستی و من اصلاً تو رو نمی شناسم. موقع رفتن بهش گفتم میرم دادگاه و گفت برو ثابت کن یا همچین چیزی و رفت. فردا صبحش رفتم شورای حل اختلاف و باقی ماجرا. طبق سوابق ثبتی خودرو پژو مشکی متعلق به یک خانم بود. دادگاه زمان تعیین کرد که خورد به تعطیلی های ناشی از آلودگی هوا. رفتم شعبه و گفتم که یک زنگی بزنه به طرف که همینجوری خودمون رفع و رجوعش کنیم و خانم گفت که نه، ما همون دادگاه میایم. فراموش نکنید که مالک خودرو این خانم و راننده اش یک آقای 63 ساله بی ریخت بود. جلسه دادگاه اول بعد از کلی تاخیر برگزار شد و  آقا خان تشریف آوردن. سلام و ادب و منطق و شعور زیر صفر مطلق! از بیخ و بن منکر داستان بود. من فیلم تصادف رو به طرز خاصی که بعداً توضیح میدم داشتم و توی دادگاه به قاضی گفتم که ایشون قسم بخورن و بعد من ادله ام رو ارائه میکنم. ایشون به ادامه چرندیاتش ادامه داد و بعد من فیلم رو توی لپ تاپ به قاضی نشون دادم. شازده باز مغلطه کرد و حتی گفت که من پدر تو رو می شناسم (که میشناخت ولی پدرم نمی شناختش) و قاضی گفت پول واریز کنید و برید پیش کارشناس تا نظر بده. رفتیم ته دنیا و کارشناس ماشین ها رو به هم منطبق کرد و گفت که شازده مقصره. ایشون هم بعد از رفتن من میرن پیش سرهنگ و اون رو تهدید میکنن که منم کلی آشنا و بیسار دارم. سرهنگ بیچاره هم ساعت ساعت 10 شب به موبایلم زنگ زد و گفت که اون فیلمت رو سی دی کن بیار فلان جا. من هم همین کار رو کردم و اون بهم گفت که این یک همچین چیزی گفته و من این رو برای تکمیل پرونده میخوام. از شعبه به من زنگ زدن گفتن که شازده میخواد صلح کنه. رفتم اونجا و شازده باز با همون دستای باز و قلدرمئاب و بدون سلام و ادب و حتی ذره ای تغییر موضع و شرم و مواد لازم و با بیست دقیقه تاخیر اومد شعبه. نمیخوام به جزئیات برم اما خلاصه اش قاضی سه بار گفت که بیا بیخیال شو صد تومن بگیر صلوات بفرست. منم یک کلام گفتم نه. شازده گفت اصلاً من شکایت دارم. گفتم چرا همه اش داد میزنی؟ خب برو شکایت کن! اصلاً شکایت به چی؟ گفتم برو 210 هزار تومن فیش واریز کن و به حکم اعتراض کن که گفت پس چی! جالبه که توافق من با قاضی به 200 هزار تومن اختلاف رسید و هزینه اعتراض به حکم 210 هزار تومن آب میخورد. قاضی عصبانی شد و از اتاق زد بیرون. منشی از من خواست که از اتاق برم بیرون چون نظرش این بود که این شازده جلوی تو نمیخواد چیزی بگه. منم رفتم بیرون و این خانم باهاش صحبت کرد اما فایده نداشت. کار داشتم و رفتم محل کارم. منشی به من گفت که تا دو هفته دیگه نظر سه کارشناس رو میگیریم. شازده رفت که فیش رو واریز کنه و من رفتم. پنج روز بعد موقع رانندگی موبایلم زنگ خورد که شازده بود. علیرغم گذشته سلام و عرض ادب کرد و بعد کمتر از یک دقیقه چنان گریه ای کرد که بیا و ببین! من دارم مسافرکشی میکنم، فیش رو واریز نکردم، من میخواستم بیام پیش بابات والله روم نشود، به ناموس زهرا (!!!) از 6 صبح تا یک شب کار میکنم. پسر دانشجو دارم و الی آخر!!!!!!!!!!!!!!! الانم که دارم این مطلب رو مینویسم و ساعت 9 شب شنبه است دائم داره به موبایلم زنگ میزنه که جواب نمیدم. من به بهانه رانندگی صحبتش رو قطع کردم و فردا صبح شنبه میخوام برم دادگاه.
حالا توی دودلی موندم که آیا رضایت بدم یا نه. دو حالت وجود داره:
1.    ایشون میتونست از اول حسب وظیفه قانونی و شهروندیش توقف کنه و من 80 درصد همونجا رضایت میدادم. میتونست توقف کنه، میتونست در نره، میتونست صبر کنه پلیس بیاد، میتونست تلفن اول من رو برای صلح رد نکنه، میتونست طول تمام سه جلسه دادگاه دائم دروغ نگه و قسم نخوره؛ میخواست نگه برو شکایت کن، میتونست دو بار به رای اعتراض نکنه، میتونست حرف منشی رو قبول کنه اما نکرد. من هم این کار رو کردم که به اینجا برسه که رسید. اگر الان رضایت بدم میشه نقض غرض! تازه باید از خسارت افت قیمت خودروام چشم پوشی کنم. ایشون همونطور که از اول تا آخرین روز همه جوره دروغ گفت و من رو به دروغگویی متهم کرد الان هم میتونه دروغ بگه و نمایش بازه کنه. میتونسته با چند تا رفیقش شرط بسته باشن و من رو با فیلم و گریه و قسم هایی در حد "ناموس زهرا" که من حتی معنیش رو نمیدونم سر کار گذاشته باشن. میگفت مسافرکشی میکنه در حالیکه ماشینش واسه این کار نبود. تعبیر من اینه که شازده و این دست افراد همه دیگران به جز خودشون بی ارزش و پست هستن و مثل سنگ مفت و گنجشک مفت نه وقتشون و نه سرمایه شون و نه حیثیتشون مهم نیست و تا وقتی که موقعیت و فضا دارن مثل سگ با ما برخورد میکنن و وقتی که کار گیرد کرد و مطمئن شدن که دیگه با چرند گفتن و قلدرمسلکی کار رو جلو نمیره بازی جدیدی رو شروع میکنن که در اصل دست کمی از سناریوی اول نداره. من به قاضی هم گفتم که من عذرخواهی ایشون رو نمیخوام پولش رو میخوام.
2.    یک بخشی از وجدان، احتمالات، کارما، احساسات و البته سیاست پرهیز از دشمن تراشی من رو به این سمت سوق میده که گذشت کنم.
نظراتتون رو بگید....

/ 6 نظر / 33 بازدید
هورمزد

سلام.موضوع بسیار جالبی را مطرح کردی.من جدای از بحث حقوقی و... به چند واقعیت اشاره می کنم و تصمیم با خودت. 1-آدم های عوضی چیزی برای از دست دادن ندارند.هیچی ها ! برایشان هم آبرو و غرور و شخصیت و حق الناس و حلال و حرام و ... بی معناست... یکبار سال دوم دانشگاه بوم که در گیر و دار همین رانندگی فردی از ماشینش پیاده شد و به سمت ماشینم آمد و شروع کرد به قلدری من هم که تنها بودم و وقت زیادی داشتم پیاده شدم.سن حدود 50 55 هم داشت.بعد از سی ثانیه رفت به سمت ماشینش و بحث را هم برد به اینکه من سن پدرتم و اگر خلاف هم اومدم تو نباید بوق بزنی و.. !!!! گفتم همه ی این ها صحیح بود تا توی ماشینت بودی وقتی پیاده شدی باید پدر صاحابت رو در بیارم... و حسااااابی ننه من غربیم بازی در آورد...از گرفتاری و بد بختی و فقیری که اعصاب نذاشته و ... وقتی دیدم به اصطلاح کم آورده سوار ماشین شدم که برم.سرش را از ماشین بیرون آورد شروع کرد مزخرف گفتن و پیچید ! دوباره گیر افتاد ! و این بار هم تجاهل کرد و شوخی و مسخره بازی! انگار نه انگار که همین عوضی برای بار دوم مزخرف گفت! وقتی عرصه تنگ می شود . موش می شوند ولی کار که از کار گذشت سگ هار !

هورمزد

2-آدم های عوضی چیزی برای از دست دادن ندارند.هیچی ها ! برایشان هم آبرو و غرور و شخصیت و حق الناس و حلال و حرام و ... بی معناست !! برایشان مهم نیست اگر آسیبی هم به تو بزنند یا مزاحمت ایجاد کنند...بهتر است انسان اگر قرار است دشمنی هم داشته باشد آدم حسابی باشد! نه اراذل و اوباش سطح پایین.

هورمزد

3-نمی خواستم پیشنهادی برایت داشته باشم ولی به نظرم بهتر است سفت و سخت بگیری و تا سر حد مجازات او را ببری . جوری که هیچ راه گریزی نداشته باشد آن وقت رضایت بدهی.

هورمزد

نکته:احتمال اینکه بعد از رضایت دادنت شروع به قلدری مجدد کند و بگوید که دیدی آخر ترسیدی و جا زدی و کم آوردی و... بسیار زیاد است...ولی هضم این رفتار احتمالی بهتر از درگیر شدن با آدم هایی از این دست است... والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس و الله یحب المحسنین

یک مسلمان ایرانی

سلام هر جند من از بحث و جدل فراریم اما در این مورد به خصوص اگه جای شما بودم، اجازه میدادم تمام مراحل باقیمانده به طور فانونی پیش بره ودقیقا در لحظه آخر رضایت میدادم آخه بعضی از افراد حتی با سن و سال بالا هنوز یاد نگرفته ان هر کاری چه خوب و چه بد پیامدی دارد وبرای کارهای بد گاهی باید تاوان سنگینی پرداخت! خداوند یارتان

مکث

سلام با این توصیفاتی که شما فرمودین تنبیه اینگار مناسب تر است! ولی خب وقتی میاد و میگوید خطا کردم و پشیمانم و شما ببخشین نه اینکه ندارم و فلان فلان... خب فرض میذاریم بر راستگویی و می بخشیمش یعنی می بخشینش! حالا بخشیدنش یا نه؟