پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

شما صفر و يک هستيد

  هيچ تا به حال فكر كرديد كه اون كامنت يا اي ميل شما داراي چه شخصيت يا اعتباريه كه براش وقت ميذاريد، شاد ميشيد، غمگين ميشيد و شايد هم در مراحل بالاتر عاشق يا ازش متنفر بشيد ميتونه يه نرم افزار پاسخگوي پيشرفته باشه كه متن هايي رو به زبان فارسي يا فينگليسي براي شما ميفرسته و خلاصه هيچ پرسش يا حرفي رو بي پاسخ نميذاره؟! تا حالا شده فكر كنيد، اون كسي كه مخاطب اينترتي شماست ميتونه دشمن طراز اول يا همسايه ديوار به ديوار يا حتي يكي از اعضاي خانواده شما باشه؟! اين همه تراوش احساسات (چه سطحي و چه واقعي) فقط براي چند خط نوشته يك دست؟! واقعا ما ايرانيها انسانهاي با احساسي هستيم و اگر همين احساسات پر رنگ ما رو از ما بگيرن ديگه واقعا حرفي براي گفتن نداريم. يعني ديگه از همه چيز تهي ميشيم. نه علمي، نه سوادي، نه فرهنگي فقط مي مونه همين عواطف و احساسات. يك عنصر و اصل جدا نشدني كه از خون ما ايرانيها نشات ميگيره. زودرنج هستيم، جو گير هم ميشيم و به تغييرات سرعت قلبمون هم اهميت ميديم. كه اين بد نيست. ولي فرض كنيد كه در اين اوضاع عده اي ساز مخالف بزنن و با تزوير و ريا بخوان از اين نقطه حساس و قدرتمند استفاده ابزاري كنن. گدايي هاي مدرن، شعارهاي مبلغين سياسي يا اقتصادي همه از اون دسته چيزهايي هستند كه فقط قلب رو نشونه ميگيرن و گاهي طوري ماهرانه اين كار رو انجام ميدن كه اون فرد فورا از كرده خودش پشيمون نميشه و ممكنه چند بار اين اشتباه رو تكرار كنه و نفهمه. تازه وقتي كه آدم ميفهمه كه از اين سنگ كيمياي وجودش براي كسب منافع پستي براي موجودي پست تر سو استفاده شده مردمك چشمش تنگ ميشه درست مثل نظرش، ديدش و رفتارش. شايد اين حالت طولاني نشه ولي لطمات بدي رو در سطح جامعه به جا ميذاره و يك نوع بي اعتمادي و بدبيني در بين مردم شايع ميشه كه نتيجه اش همين سردي رفتارها و گرگ بازي مردم امروزه است. طوري كه ميخوان سر به تن اون يكي نباشه. حالا اگه بخواهيم ريشه يابي كنيم كه چه كسي اين تخم بدبيني رو بين مردم كاشت و اين رو تبديل به يك بيماري اپيدمي كرد بايد خيلي چيزها رو بررسي كنيم. تاريخ، سياست، مذهب، اقتصاد و كلي چيز ديگه. در اين مورد (نفاق) هم روايت زياده و هم حرف و حديث. حالا اگر ما همين موضوع رو در غرب (بيشتر منظور اروپاست) پيگيري كنيم به نتايجي مي رسيم كه تامل برانگيزه و جا داره كه دوباره كمي به خودمون برگرديم و ببينيم كه چه كرديم و چه ميكنيم. ادامه اين بحث كه به نظرم خيلي جالبه باشه واسه بعد. 

 

   + سعید ; ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٢/٥/٢٦
comment نظرات ()