پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

 

  نيكس كازانتزاكيس Nikos Kazantzakis تعريف مي كند كه در كودكي پيله كرم ابريشمي را روي درخت مي يابد. درست زماني كه پروانه خود را آماده مي كرد تا از پيله خارج بشود كمي منتظر مي ماند اما سرانجام – چون خروج پروانه طول ميكشد -  تصميم مي گيرد به اين فرايند شتاب ببخشد. با حرارت دهانش پيله را گرم مي كند تا پروانه خروج خود را آغاز مي كند. اما بالهايش هنوز بسته اند و كمي بعد مي ميرد.

  كازانتزاكيس مي گويد: بلوغي صبورانه با ياري خورشيد لازم بود، اما من انتظار كشيدن نمي دانستم. آن جنازه كوچك تا به امروز يكي از سنگين ترين بارها بر وجودم بوده. اما همان جنازه باعث شد بفهمم كه فقط يك گناه كبيره حقيقي وجود دارد. فشار آوردن بر قوانين بزرگ کيهان.   

   + سعید ; ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٢/٥/٢٠
comment نظرات ()