پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

اصل فراموش شده ژنتیک 2

 

  در قسمت قبل به نقش صفات وراثتی در بروز اخلاقیات فردی نسلها اشاره شد و نهایتا به این نتیجه رسیدیم که علیرغم توجه کم به این مسئله نقش وراثت بسیار چشمگیر است. اما در مواردی چنین امری به طور مشهود رویت نمیشود و می بایست به طور دقیق تری به دنبال این ارتباط بود. در این مورد هم عوامل زیادی نیز موثرند. در بحث تنها به یک عامل اشاره میشود که اتفاقا این مورد هم با بی توجهی محققان و مربیان مواجه شده است. خوشبختانه چند سالی است که با همکاری چند ارگان دولتی تمهیداتی برای شناسایی این عوامل در سنین و مقاطع پایین صورت گرفته است. بعنوان مثال طرح توانایی سنجی کودکان قبل از ورود به مدارس که نتایج بسیار خوبی را نیز در پی داشته و کمک بسزایی به مربیان و معلمان آموزشی و والدینشان کرده است.

  از جمله عواملی که میتواند در بروز بعضی صفات ارثی موجود جلوگیری کند میتوان به شرابط جسمی جنسیت تغذیه و چند مورد دیگر اشاره کرد ولی در سنین بالاتر یا در شرایطی که کنترلی دقیق بر روی افراد صورت نگرفته علل مختلفی را میتوان یافت که در شکل گیری یک شخصیت و خصوصیات اخلاقی دخیل بوده اند. یکی از این عوامل مهم، سیستم هورمونی انسانهاست. هورمونها علیرغم میزان بسیار اندک خود نقشهای بسیار بسیار مهمی در بدن انسانها دارند و سلامتی انسان به میزان زیادی به سلامتی این سیستم وابسته است. همیشه عملکرد نامناسب غدد (عمدتا درونریز) تنها باعث مشکلات جسمی نمی شود بلکه به همان اندازه (یا کمتر یا بیشتر) در بخش رفتاری فرد نیز موثرند. بسیاری از اختلالات و معضلات روانی زاییده همین مشکلات هورمونی است. پرکاری یا کمکاری غددی چون تیروئید هیپوفیز و دیگر غدد مهم بدن به طور واضح و مستقیمی در رفتارهای افراد اثر گذاشته و آنها را از همخونهایش متمایز میکند. در این بحث مجالی برای بررسی تک تک این روابط نیست ولی بسیار مبرهن است که مقدار معتنابهی از بیماریهای روانی منشا هورمونی و در درجه ای بالاتر تغذیه ای و ژنتیکی دارند. بحث ما صرفا مربوط به بیماریهای روانی نمی شود. بلکه بروز یا مستور ماندن یک صفت ژنتیکی (سوای مغلوبیت آن) مثبت در گرو عملکرد صحیح متابولیسم جسم انسان می باشد که با تغذیه مناسب و مراقبتهای به جا میتوان در آشکار یا مخفی شدن و حتی کمیتشان نقش داشت و آنها را متعادل کرد.  برای مثال ضریب هوشی یک فرد IQ به میزان 80 درصد وابسته به ژنتیک است و تنها 20درصد آن در بدترین و بهترین شرایط متغیر است. ولی برخی صفات که کمی نیستند و یا معیارهای عددی استانداردی ندارند از این قاعده مستثنی نیستند ولی مقدار وابستگی آنها به ژنوم والدینیشان بسیار متنوع است که در اینجا نقش عوامل محیطی بیشتر است. ارتباطهای اثبات شده میان چهره، فرم صورت و جوارح، ابعاد و دیگر مولفه ها از جمله مثالهای صادقی هستند که میتواند مربیان تربیتی را در این امر یاری کند تا بر اساس آنها به تربیت نسل خود بپرداخته و شناخت بیشتری از آنها داشته باشند.  

 

                                                                        

 

   + سعید ; ٦:۳۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٢/٤/٢٩
comment نظرات ()