پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

وقتيكه...


به تو چه احساسي دست ميدهد وقتي كه عزيزترين كسانتان را در طي يك اشتباه(!) از دست داده باشي؟ وقتي كه به تو بگويند هواپيماي حامل پدر و مادرت توسط موشكهاي آمريكايي ساقط شده. وقتي بگويند كه اين هواپيما با 45متر عرض با يك هواپيماي جنگنده اف 14 (شايد اف 4) كه طولش 17 متر نميشود و تنها 880 كيلومتر بر ساعت دارد اشتباه گرفته شده و بدون هيچ استعلامي از خلبان، با دو موشك هدف قرار گرفته چه حسي به تو دست ميدهد؟
وقتي كه در روستاهاي مرزي غرب چندين بمب شيميايي كه توسط آمريكا و متحدانش فراهم و تاييد شده بر سر زنان و كودكان آن ريخته ميشود و با گذشت بيش از 15سال دختربچه كماكان با سرفه هاي خشك و مداومش دلت را ريش ريش ميكند به چه مي انديشي؟
هنگامي كه تو را بر پرده سينماهاي آمريكا وحشي و تروريست تصوير ميكنند ولي طلايه دار صلح و آزادي براي ما هستند و دايه بهتر از مادر ميشوند! تو به چه فكر ميكني؟
وقتي حق حجاب را از تو ميگيرند و دم از خفقان ميزندند چه تصور ميكني؟
وقتي خونت را در شيشه ميكنند و به خورد شياطين يهودي ميدهند چه ميخواهي بكني؟!



   + سعید ; ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٢/٤/٩
comment نظرات ()