پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

باز هم درس


وقتي كه حرف درس وسط مياد خواه ناخواه براي يك عده (كه من جزو اونا هستم) هر شيريني تلخ ميشه و شونه هاي آدم ميفته پايين! اصلا اين درس و دانشگاه و استاد شده كابوس. الان اگه دقت كرده باشيد در ساعات پر ترافيك اينترنت به طور محسوسي از تعداد بازديد كننده هاي وبلاگها كم شده. من هم جزو آخرين بچه درسخونهايي هستم كه با اون همه درس اومدم پاي رايانه. من در همينجا از اساتيد ارجمند، پدر بزرگوارم و كلا اونهايي كه براي ((درس)) من دل مي سوزونن عذر ميخوام و قول ميدم تا پايان فصل امتحانات پاي كيبورد نيام. كما اين كه بدخواهان و تروريستهايي كه خودشون مي دونن كي هستن نمي ذارن كه ما پاي تصميم خودمون بمونيم و روي ديگر بچه را كم كرده و به مدد خدا شاگرد اول رشته مون بشيم! اگر باور نداريد بايد بگم كه قسم مي خورم كه رتبه خودم رو در رشته خودم و در بين تمامي ورودي هاي سالهاي 78الي81 در همين وبلاگ بهتون بگم. دعا كنيد كه اول بشم چون اگر بشم خيلي خوب ميشه. مثلا:
1) از تخفيف هشت درصدي دانشگاه برخوردار ميشم (چيزي حدود 18تومن ميشه كه كلي اكانت ميشه باهاش تهيه كرد).
2) يك مساعده بگي نگي چرب ونرم به اضافه يك سورپرايز باحال از طرف باباي ايروني! قول ميدم به جاي شما كنار ميدان سرخ سيب زميني سرخ شده بخورم. گرفتين كه چي شد؟
3) روي يك عده بچه خنگ و خرخون كم ميشه. خودشون شكل كتاب ميشن ولي هيچي تو اون مغزشون نميره و وقتي كه من بيشترين نمره رو ميگيرم به من دري وري ميگن با وجودي كه من همون شب يا صبحش يك مرور كرده بودم! همين!
4) كلي كلاس داره! پيش يك عده (Brave Heart) هم مي تونيم سرمون رو بالا بگيريم و خلاصه براي يك ترم هم كه شده سالاري كنيم.
پس اساتيد گرانقدر توجه داشته باشند كه زدن توي ذوق يك پسر ايروني با اين همه انگيزه كار خوبي نيست و خلاصه سخت نگيريد. اين جمله رو من به زبان شيرين آذري بلد نيستم بگم تا حس ميهن دوستي يك عده تحريك بشه براي همين خودشون براي خودشون آذري بخونن!
چخ ممنون

   + سعید ; ٧:٠٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸۱/۱٠/٢۱
comment نظرات ()