پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

خودآموز فيلم سازي براي همه




چگونه فيلم هندي بسازيم
 خود آموزان عزيز! توجه داشته باشيد كه يك فيلم هندي، اولا بايد سه ساعته باشد. به دوم آن كاري نداشته باشيد. همانطور كه مي دانيد اين مدت زمان سه ساعته، ربطي به ماجراي فيلم ندارد و شما بايد دو ساعت آن را كاملا براي رقص و آواز كنار بگذاريد. مي ماند يك ساعت كه شما مجبوريد در طول اين يك ساعت، سرگذشت دو نسل را به نمايش در بياوريد. مثلا كودكي يك قوطي خالي را شوت مي كند و دوربين قوطي خالي را تعقيب مي كند. با نواخته شدن شوت بعدي ناگهان مي بينيد كه آن كودك تبديل شده به يك جوان رعنا و خوش تيپ با صداي آلن دلون و البته غمگين و تشنه انتقام. و بدين ترتيب در يك سكانس چند ثانيه اي، سي سال از عمر شخصيت داستان را به شاخ گاو مي زنيد.
 شما بايد سهم قابل توجه كه چه عرض كنم، تمام سهم سير منطقي داستان را به سرنوشت و قسمت اختصاص بدهيد. اصولا در هندوستان مردم هيچ اراده اي از خود ندارند و همين جوري روي ميخ دراز مي كشند تا سرنوشت براي آنها سرنوشت مقتضي را بگيرد! در طول فيلم همه هنرپيشه هاي اصلي و علي البدل! بايد پي ببرند كه با هم فاميلند. مثلا دو برادر به دليل وجود يك خال مشكي در يك عضو مشكوك خود، ناگهان پي مي برند كه با هم دختر خاله-پسر عمو هستند.
 تا مي توانيد اشك تماشاگر را در بياوريد. در اين راه بايد پدر و مادر و نامزد (در دوبله فارسي خواهر) و دوست هنرپيشه اصلي را به قتل برسانيد. مي توانيد توسط پدر كه پليس است، به علت حس وظيفه شناسي، فرزند را بكشيد و بالاي جنازه اش يك آواز اشك آور در دهان پدر (پليس) جاي دهيد.
 در هندوستان مردم معولا به دو دسته تقسيم مي شوند: ((خوبها)) و ((بدها)). براي انتخاب هنرپيشه هاي اين دو دسته، داوطلبان بازيگري را كنار هم بنشانيد. هر كس شلوغ كرد، اسمش را در رديف ((بدها)) بنويسيد. هنرپيشه نقش خوب هم حتما بايد خوش قيافه و ترجيحا مطرب باشد. سعي كنيد براي نقش آدم بدها كساني را انتخاب كنيد كه پدرسوختگي و بي تربيتي از سر و رويشان ببارد، بدصدا و بدتركيب باشد، حتي مرده شور تركيبشان را ببرد و چشم هاي آنها مثل قورباغه دهان گشاد از حدقه بيرون بزند.
 طراحي صحنه هاي اكشن و بزن بزن فيلم اهميت خاصي دارد، زيرا در اين قسمتها كارگردان مي نشيند چاي مي نوشد و استراحت مي كند و اجازه مي دهد كه بازيگران يكديگر را ((بداهه زني)) كنند.
 در چهره پردازي، عنصر ((بادمجان)) كاربرد زيادي دارد و بعد از هر سكانس بزن بزن، در پاي چشم ((بدمن)) ها يكي يك عدد بادمجان بكاريد. براي نمايش دوران پيري بازيگران هم لازم نيست حتما در چهره آنها چين و چروك ايجاد كنيد. فقط يك قوطي پودر روي موهايشان خالي كنيد، همين كفايت مي كند.
 در قيلمبرداري آنچه بيشتر به چشم مي آيد و حتي توي چشم مي زند، همان تكنيك معلوم الحال ((زوم)) است. نمي دانيد با اين زوم از خدا بي خبر چه كارهايي مي شود كرد. مثلا با آن مي توان اندرون هنر پيشه را بيرون آورد و در معرض ديد تماشاگر قرار داد. با استفاده از اين ترفند، يك هنرپيشه مي تواند از روي يك صخره بلند، متوجه پلك زدن يك نفر در ته دره بشود.
 يك معلم ورزش را براي تعليم حركات موزون و لب خواني سرودها و آوازهاي انقلابي استخدام كنيد. چند تا درخت و يك نهر جاري هم در صفحه بگذاريد كه به هنگام انجام حركات موزون، مورد نياز است.
 تهيه پانصد دست لباس يادتان نرود. به علت تكانهاي زياد حركت كننده هاي موزون! و عرق ريختن آنها، براي هر فريم به يك دست لباس نياز داريد.
 در طول فيلم هر بلايي كه خواستيد بر سر ((خوب من)) فيلم بياوريد، ولي مراقب باشيد او نميرد. او بايد از خطرات ناشي از تصادف، زلزله، ترور، جنگ جهاني هشتم، طاعون، ترقه و غيره جان سالم به در ببرد.
 فيلم را تا آنجا كه جا دارد كش بدهيد. تا مي بينيد داستان در حال اتمام است، يك صحنه تصادف راه بياندازيد و هنرپيشه و همين طور تماشاگر را دچار ضربه مغزي و فراموشي موقت كنيد. يعني به اصطلاح در داستان گره بياندازيد. نگران نباشيد، در داستان دست تقدير تمام اين گره ها را باز مي كند.
 مگر شما به سرنوشت اعتقاد نداريد؟ پس اجازه دهيد آدم هاي بد داستان هر غلطي كه دلشان خواست انجام بدهند. به مرور هرچه به آخر فيلم نزديك مي شويم، آنها كتك خورشان ملس تر مي شود و شما مي توانيد انتقام همه چيز را توسط آدم خوب ماجرا از او بگيريد.
در انتهاي فيلم از تماشگران تقاضا كنيد پس از خوردن صندلي هاي سالن سينما از فرط عصبانيت، مسواك زدن را فراموش نكنند.


   + سعید ; ٩:۳٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸۱/٩/۱۳
comment نظرات ()