پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

تحليلي بر جايزه اسكار


شايد به خاطر داريد كه در آخرين دوره اي كه جايزه اسكار در ميان برندگان توزيع مي شد جايزه بهترين فيلم خارجي به فيلم سرزمين بي طرف ساخت كشور بوسني تعلق گرفت. متأسفانه تا اين زمان من موفق به تماشاي اين فيلم نشده ام ولي نقدهايي بر اين فيلم را مطالعه كرده ام.
غرض از به ميان كشيدن اين بحث تاملي بر كانديداتوري فيلمهاي ايراني در اين جشنواره سينمايي مشهور است. تا آنجا كه من اطلاع دارم در حال حاضر فيلمهاي من ترانه پانزده سال دارم و بچه هاي آسمان و چند فيلم ديگر قصد دارند تا شانس خود را در اين رقابت امتحان كنند.
ولي فيلمي كه جنجال بيشتري را برپا كرد فيلم دايره به كارگرداني جعفر پناهي بود كه از همان ابتدا اكران عمومي آن با تمامي تبليغات مثبت و منفي مطبوعات به حال تعليق در آمد و همچان هم اين جريان ادامه دارد.
متاسفانه من هرچقدر سعي مي كنم كه اين تعصب و حساسيت خود را نسبت به آمريكا ناديده بگيرم نمي شود. چون اصلا اين امر قابل اغماض نيست. مگر به خاطر نمي آوريد كه چند سال پيش جايزه بهترين فيلم خارجي اسكار به فيلمي از كشور ايتاليا (به كارگرداني بنيني) رسيد كه فقط به صرف اين كه در اين فيلم آمريكا را حامي يهوديان معرفي مي كرد و همان پايان سوپرمن مآبانه را رقم مي زند؟ و اين را بدانيد كه هاليوود و چهره هاي پر طرفدار آنان همگي مهره هاي بازي سياست گذاران بالا و يهوديان ذي نفوذ مي باشند كه سياست درازمدت تهاجم فرهنگي را پيگيري مي كنند.
من در همين جا به همگي شما قول مي دهم كه كسب اين جايزه توسط فيلم من ترانه پانزده سال دارم محال است و بيشتر به يك جك شبيه است.
ولي در عوض فيلم دايره به علت به نمايش گذاشتن بدبختي و زندگي توأم با مصيب و هزاران چيز ديگر در جايگاه نزديك تري به اين مجسمه فلزي قرار دارد.
فيلم دو زن را به خاطر داريد؟ در سينماي ايران و در بين مخاطبان داخلي اين فيلم چيزي بيشتر از يك فيلم عادي نبود ولي در اكران جهاني متوجه مي شويد كه بازتاب بسيار زيادي را در بر داشت و جوايزي را هم با خود به همراه آورد. علت چيست؟ چرا فيلم هاي چون جمعه و روزي كه زن شدم كه تماما بر روي محور تعصب بي جا و محدوديت هاي دست و پا گير موجود در كشور مي گردند و در داخل با اندك اقبالي مواجه نمي شوند؟ چرا تنها فيلم روزي كه زن شدم كه به گمانم اولين تجربه سينمايي مرضيه مشكيني (همسر محسن مخملباف) به شمار مي رود چيزي حدود سي جايزه بين المللي را از اقصا نقاط جهان (هرچند دور افتاده) كسب مي كند ولي در داخل مورد انتقاد منتقدان قرار مي گيرد؟
جهان امروز جهان سياست است. سياستي كه جز در اندك مواردي بر مسير تبليغات فرهنگي و اسلحه بزرگ اخبار و در دست داشتن افكار عمومي توسط رسانه هاست و از طريق همين ابزار اهداف خود را پي مي گيرد. سينما و ديگر هنرهاي پرمخاطب هم از اين قاعده مستثني نيستند و در كل در جهتي به پيش مي روند كه بزرگان عرصه سياست رقم زننده آنند.
نمي خواهم با جملاتي شعار گونه حرفم را به پايان برسانم ولي هيچ نبايد هويت خود را به فراموشي بسپاريم و چشم در پس وجه هاي پوشالي و موقت كه همينان و آن هم جهت دار و مغرضانه به برندگان آن مي دهند بنهيم تا به جهانيان ثابت كنيم كه ما يك تمدنيم، ما يك تفكر برتريم و ما بهترينان تاريخيم.


   + سعید ; ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸۱/۸/٢۳
comment نظرات ()