پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

 

   + سعید ; ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٢/٥/٢۳
comment نظرات ()

مشاور خوب

 

دکتر محمود سریع القلم رو به یاد می آرید؟ یک مقاله ای زمستون پارسال نوشتم با عنوان "چهار کلمه حرف حساب". اصل مطلب متعلق به ایشون بود و خیلی هم مورد پسند دوستان قرار گرفت! خیلی خوشحال شدم که ایشون به عنوان مشاور رئیس جمهور جدید انتخاب شدن. فردی روشن که در توهمات هوخشتره و کوروش و آریا و خرابه های پاسارگاد گیر نکرده و ایران و ایرانی رو اونطور که هست میبینه. برعکس سایر دوستان متوهم که وقتی می پرسند اولین چیزی که پس از شنیدن کلمه ایران به ذهنش می آید میگه "فرهنگ"! مثل کسی که مشابه همین سوال رو در مورد "سیبری" بپرسه و پاسخ بده "آفتاب داغ"!

   + سعید ; ٩:٠٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٢/٥/۱٥
comment نظرات ()

چرا کم پیدام؟

 

سلام! چند دوست و یاور همیشه مومن که حقیقتاً بی توقع و خالصانه به اینجانب و این وبلاگ لطف دارند پوزش من را پذیرا باشند! این شبکه های اجتماعی جدیدتر با آن همه زرق و برق و تنوع و ازدحام دیگر دل و دماغی برای حضور در این کلبه خاکی نمی گذارند.

باری، روزها و شبهای ماه مبارک رمضان است. باید شکم از غذا و لب از نوشیدن گرفت... اما آیا میتوان در همین ایام، در همین ماه لطف و رحمت و گذشت 500 متر رانندگی کرد و ظلم نکرد و ظلم ندید؟ اسلام در جای دیگری است، ما به خود مشغولیم! به نوستالژی ربنای شجریان، زولبیا و بامیه سر تا سر ضرر اما خوشمزه، تخفیف دو قرونی تحویل فوری پراید، عربده زنی تا 3 صبح با بلندگوهای 10 هزار وات و رانندگی سوپر وحشیانه در لحظات ملکوتی اذان مغرب مشغولیم و اسم و نام اسلام و رمضان و امساک را یدک میکشیم! خدایا! ما مسلمانیم، به حق این روزها و شبهای عزیز ما را آدم کن!

   + سعید ; ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٢/٥/۸
comment نظرات ()