پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

کار ایرانی

 

بزرگنمایی تصویر

مدیر: خانم توانا! لطفا گزارش بدید.

گیتی توانا: بله قربان! ضمن عرض ادب و وقت بخیر و خدا قوت و آرزوی سلامت و توفیق روز افزون و ...

مدیر: خانم توانا! بفرمایید سر اصل مطلب.

گیتی توانا: بله قربان! همانطور که عرض کردم و به محضر گرامی عنوان شد ما تلاشهای زیادی در راستای بهبود وضعیت کسب و کار و بهینه سازی رویه صادرکنندگان و تشکلها انجام دادیم. مثلاً طی یک فراخوان در وب سایت رسمی از همه بزرگان برای اخذ پیشنهاد دعوت به عمل آوردیم.

مدیر: نتیجه؟

گیتی توانا: عرضم به خدمت بزرگوار شما که هرچند ما تاکید زیادی بر دعوت از همکاری داشتیم اما متاسفانه دوستان کم لطفی کردند و از این پیشنهاد عالی استقبال نکردند.

مدیر: چطور؟

گیتی توانا: چون بازخورد چندانی نداشتیم قربان! به جز یک مورد مربوط به آقای بوووووووق!

مدیر: کی دریافت کردید؟

گیتی توانا: 9:50 دقیقه صبح 92/10/15

مدیر: بعد اونوقت این پیشنهاد با این جلد گالینگور شده و نمودار و تفسیر طی 8 دقیقه تنظیم و ارسال شده؟

گیتی توانا: ما توانمندی ها و ظرفیتهای فوق العاده ای در این کشور داریم و این دیگه باید برای مدیر لایقی مثل شما که سابقه طولانی در مدیریت در این کشور آریایی پهناور باستانی دارید مبرهن باشه قربان...!

مدیر: (خودش را جمع و جور می کند، صدایش را صاف می کند) خب البته! من خودم در کرمان که بودم یک جوانی بود که ..... (خاطره گویی شروع می شود)

 

یک ساعت و نیم بعد

 

مدیر: خب! جلسه خوبی بود. خانم توانا از زحمات شما هم تشکر میکنم. برای شما آرزوی توفیق دارم!

گیتی توانا: مژه

 

و اینگونه مملکت آباد می شود...

   + سعید ; ۸:٢٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱٠/۱٧
comment نظرات ()