پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

ضد نور و شیدای تاریکی

 

چندی پیش یک خودرو گرفتم که از قضا این چراغ های LED  زیر چراغ اصلیش تقریباً همیشه روشنه و خاموش هم نمیشه. یعنی طول روز هم روشنه! این تعطیلات جای دوستان  خالی با خودروی شخصی دوری زدیم و جمعاً حدود 3 هزار کیلومتر رانندگی کردم. جالب این بود که ملت فهیم از حرکت و مانور و کاری فروگذار نکردن که به من بفهمونن که چراغ ماشینم روشنه! عموماً با سو بالا، بعضی با بوق، برخی با کله زدن، عده ای هم با دست و برخی با لفظ!!! خب، من که از پشت کوه اومدم و  خودم رو به نادونی میزنم و میگم که اینها لطف دارن اما هر قدر فکر میکنم که گیرم این چراغ عمداً روشن بود، حالا چی میشه؟! اما سوال گنده اینجاست که چرا این جماعت دلسوز و فهیم که بیشتر از من به فکر دینام و سیستم الکترونیک زیر کاپوت ماشین من هستن چرا وقتی یک خودرو سواری، وانت، کامیون، اتوبوس یا حتی موتورسیکلت با چراغ های خاموش در شب می بینن که چراغ هاش کلاً خاموشه یا دو تا LED فسقلی آبی اندازه نخود روشن کرده یا به اصلاً از بیخ و بن کاسه چراغ عقب و جلو نداره هیچ اعتنایی نمی کنن!!!!!؟ بهشون هم بگی اصلاً متوجه نمیشن. با پژو مشکی تو جاده بین روستایی با چراغ خاموش میاد و هیچ کس اصلاً نمیفهمه اما والله خودم دیدم که توی همین جاده یک کشاورزی که لب جاده قدم می زد با فریاد روشن بودن چراغ من رو توی روز گوشزد کرد!!!!!!! همین داستان رو برای وجود پلیس توی جاده داریم. یعنی با تمام قوا از مسیر مقابل به هم پیغام میدن که تو خلافکار که داری جون خودت و زن و بچه ات و من و همه رو با سرعت زیادت به خطر میندازی، حواست باشه که سر پیچ بعدی دوربین هست و ممکنه جریمه بشی!!!
کسی میتونه جوابی به این پرسش بده!؟

عکس فوق تزئینی است


چند تا عکس از توجه و ذوب شدن ما در فرهنگ های باستانی ایرانی میذارم تا لذت ببرید.



 

این هم کاری است که ما با گندم (نماد برکت و روزی) و سبزه (نماد سبزی و طراوت) با نام هفت سین و سیزده بدر میکنیم! عکسی از کشتار دسته جمعی ماهیان سرخ تنگ تنگ نظریمان پیدا نکردم.

 

خبر مرتبط

چراغ خاموش ۶ نفر را طعمه حریق کرد/ پراید منفجر شد

   + سعید ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱/٢٠
comment نظرات ()

چرا ناراضی هستیم؟



به دلایل متفاوت و خانوادگی و فرهنگی، متاسفانه، از کودکی به غلط می آموزیم که دوست داشتنی نیستیم؛ و دوست داشتنی بودن برای فرزند انسان امری فوق العاده حیاتی و ضروری است. کودک می یابد کاری کند که بتواند خود را دوست داشتنی و خواستنی ببیند، وگرنه خواهد مرد (این موضوع در یک آزمایش هم تجربه شده است که به "پرورشگاه سیاه" معروف است). کودک به طور غریزی می داند که زنده ماندن و بقای وی دقیقاً بستگی به میزان خواستنی بودن و پذیرش وی از طرف پدر و مادر و اطرافیان بزرگ خودش دارد. در تربیت درست کودک هرگز به اعتماد به نفس سالم دست نمی یابد و پیوسته حتی در بزرگی به دنبال کسب تایید و تصویب دیگران است. چراکه هنوز به طور ناخودآگاه تصور و فکر می کند اگر دوستش نداشته باشند خواهد مرد. برای اینکه صحت این سخن را دریابید، کافی است به واکنش افراد در مقابل انتقاد توجه کنید. چرا اینقدر یک فرد مقابل یک انتقاد ساده می بایست تا این حد بر آشفته یا مایوس شود؟ زندگی ها از هم بپاشد، کسب و کارها ورشکست شوند و اینقدر کنترل و سرمایه هزینه شود که کسی با من یا خانواده یا باورها و عقاید من مخالفت نکند؟ از چه می ترسیم؟ واکنش های شدید و تند بطور نسبی نشان دهنده عدم اعتماد به نفس کافی است. به عبارت بهتر، شنوندهء تندخو یا افسرده هنوز به غلط تصور می کند مخالفت با او یعنی "او را دوست ندارند" پس خواهد مرد.
به همین دلیل است که ما انسانها میلیاردها در روز خرج می کنیم، از وقت و کار خود می گذاریم تا دیگران به ما توجه کنند و ما را تایید کنند. شاید حالا بیشتر برایتان روشن شده باشد که چرا در جوامعی که احساس ناخواستنی بودن و عدم اعتماد به نفس بیشتر وجود دارد، ریا، تملق و چاپلوسی رایج تر است. در این جامعه کارها کند، کم اثر، پرهزینه و به تدریج مخرب می شود. چراکه در این چنین محیطی رابطه افراد با خودشان به تدریج بد و بدتر می شود. از خودشان به خاطر اینکه برای حفظ مصالح باید خلاف عقیده و باورشان عمل کنند، بدشان می آید. مجیورند پنهانی کارها را انجام دهند و حفظ مصلحت کنند و حتی برخی اوقات خود را مجبور به تملق و ریا می بینند. اینجاست که خانواده، کارخانه، شرکت، شهر یا کشور یا یک ملت شروع به خودزنی و تخریب در کار خود می کند. تخریبی پنهانی و کشنده که چون دیده نمی شود و اشخاص به خصوصی مسوول آن نیستند نمی توان در ظاهر برای آن کاری کرد.
اینجاست که خوشبختی را قیراطی میلیاردها میخرند، با اعتیاد به الکل، مواد مخدر کشنده، رانندگی و رفتارهای شدیداً مخاطره آمیز در حد خود یا دگرکشی، پرخوری، افسردگی، خشمهای غیر قابل کنترل، افزایش عصیان و اقدامات ضداجتماعی در حالی که تقریباً همه چیز دارند ولی دائم غر می زنند و ایراد می گیرند. بی آنکه به روشنی بدانند چه می خواهند.فقط حس میکنند راضی نیستند و میل به تخریب شدید و مهلکی را در درون خود حس می کنند.

نوشته محمود معظمی از ماهنامه پنجره خلاقیت شماره 20 با اندکی ویرایش و تخلیص.  


یک فایل صوتی مرتبط دز خصوص ریای مذهبی از اینجا

   + سعید ; ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱/٦
comment نظرات ()