پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

سفرنامه تصویری ایتالیا (رم)

 

سال 2010 پنج روز رفتم رم پایتخت ایتالیا. توضیحات عمومی نمیدم چون براحتی میتونید توی اینترنت پیدا کنید. اگر سوالی خاصی داشتید بپرسید.بجز مواردی من اسم مکانها رو یادم نمیاد!

جاهای دیدنی زیادی توی رم هست و کنارش این افراد با لباس سنتی راه میرن و با توریستها عکس میگیرن البته پولی! دست کم یک یورو باید بهشون میدادی و گرنه عکست رو به هم میزدن و صورتشون رو بر میگردونن تا مفتی از خدماتشون استفاده نکنی! در کل ایتالیا چیز مجای نداشت حتی چرخدستی فرودگاهش!


نمای بیرونی کلسیوم معروف (میدان گلادیاتوری)

نمای بیرونی کلسیوم با یک عکس هنری تر!

محوطه کلسیوم (ظاهراً ورودی یا دروازه بوده)

ظاهراً از اینجا نظاره گر ماجرا بودن

جامعه ای که اکنون حامی حقوق حیوانات و طبیعت و حتی بعضاً خوردن گوشت حیوانات اهلی است جدای از آنچه که بوده نظاره گر تاریخ است.  

چشمه معروف تروی (!) که با ایجاد یک داستان یکی دو سکه باید از پشت به داخل آن پرت کنی که دوباره به رم برگردی! ایرانیها تراول هم بندازند بی فایده است! البته چند متمدن ایران در تلاش بودند که سکه ها را از آب بیرون بیاورند که با تذکر این رومی های قرون وسطی عجالتاً موفق نشدند.

هنر نزد ایرانیان است و بس...کلافه

میگن اگر دستت رو تو دهن این یارو بذاری و دروغ بگی بسته میشه! ورود ایرانی ها اکیداً ممنوع!

منطقه زیبای کاپری با طبیعت و رنگهایی فوق العاده (200 کیلومتری رم)

دروازه قدیم رم (نزدیک پارک ماستریانی کبیر)

محوطه کلیسای واتیکان (در اینجا هیچ کس توی فضای سبزش زیلو ننداخته و پیاز تف نمیده و آش بار نگذاشته و بچه هاش درختها رو نمیجون!).

موزه واتیکان. مومیایی مصری (خوردنی و پختنی نیست)

 

این مجسمه متعلق به حدود 2200 سال پیش اما کماکان هنر نزد ایرانیان است و بس.

این رو میکلانج ساخته

   + سعید ; ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۳/٢۳
comment نظرات ()

سفرنامه تصویری از سنگاپور

محوطه بیرونی Flyer

Flyer سنگاپور بنا به اقوال بزرگترین در دنیا

یک چیز عجیب در نزدیکی Marina Bay

سنگاپور در عین مدرن بودن زیبا و صمیمی بود

یک غذای هندی به اندازه اورانیوم سوزاننده بر روی برگ طبیعی موز

توانایی عجیب من در استفاده از chop stick

یک غذای سالم و خوشمزه. محتویات: یک ظرف چدنی در حد مذاب داغ، برنج، جوانه گندم، استیک و ....

خیابانهایی به غایت تمیز، استاندارد و اغلب مشجر و گلکاری شده

تنوع رنگهای شاد در این کشور کوچک جالب توجه بود

نمایی دور از همان Flyer معروف

   + سعید ; ٧:٥٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۳/۱٦
comment نظرات ()

 


دوستی عزیز در پیغامی فرهنگ را اینگونه برای من نوشت:


زبان؛ گویش؛ دین؛ رفتار ؛ لباس ؛ غذا ؛ تاریخ و ...که یک شخص یا جامعه را از شخص یا جامعه ی دیگر متفاوت می سازد فرهنگ نام دارد


دوستان و همراهان قدیمی تر میدانند که ادبیات من برای مدت مدیدی همین گونه بود که هم اکنون می بینید و ادبیات و لفظ عامیانه در نوشتار من کوتاه زمانی است که با تمکین نظر عزیزان عوض شده است. شاید تغییر لحن باعث شد که برخی تصور کنند که آن چه که در اینجا بیان می شود در حد برون فکنی احساسات و درونیات روزمره یک شهروند ایرانی است اما مایلم اظهار کنم که به زعم خودم پشتوانه های نظری برای گفته های خود دارم. برای شروع می توان با تعریف کلاسیک فرهنگ و تطبیق یا جایگاه یابی آن شروع کرد. این موضوع اشاره مستقیم و رو در رویی با ادعای درشتی دارد که شخص شهیری با پشتوانه عمومی گفت که “ایرانیها با فرهنگ ترین مردم جهان هستند” و من شخصاً نه تنها به این اعتقاد ندارم بلکه فرهنگ ایران را از فرهنگهای غیر متعالی جامعه جهانی که با آن آشنایی دارم میدانم که به انواع گرفتاری های وخیم و کوچک دچار است اما بی محابا و بی حد و مرز همه چیز را از چشم خارجی و دشمن و تاریخ و گذشتگان و نفت و روسیه و انگلیس و خلیج فارس و تنگه هرمز و اعراب و اسلام و ... می بیند و این سیاهه به نظر بی پایان می آید.


زبان؛ گویش؛ دین؛ رفتار ؛ لباس ؛ غذا ؛ تاریخ و ...که یک شخص یا جامعه را از شخص یا جامعه ی دیگر متفاوت می سازد فرهنگ نام دارد


زبان فارسی اساساً زبان پیچیده ای نیست اما توانمندی هایی مخصوصاً در حیطه شعر گویی دارد اما به هیچ عنوان غنا و ظرافت زبان عربی و شاید فرانسه را ندارد.
رفتار ایرانی ها را نمی توان تقریباً در هیچ حیطه ای پسندیده یا مترقی تلقی کرد. در هیچ حیطه اجتماعی نمره شایان ذکری نمی توان به فرهنگ ایران دارد و یا آنچه که بعضاً پر رنگ می شود درجه خفیفی از آن چیزی است که سالهای سال غنی تر و انسانی تر در شرق و غرب این سرزمین وجود دارد. بعنوان شاخص آیا کسی می تواند حتی یکی از مظاهر منحصربفرد این تمدن 2500 ساله ایرانیان را نام ببرد؟
غذا، ایرانیان از حیث عادات غذایی در ردیف بدترینها قرار دارد و به عنوان بزرگترین مصرف کننده قند و روغن و غذاهایی که در قیاس با خوراکی های مثلاً ژاپنی بیشتر به سم شبیه است نیمی از نسل سومیان پایتختش اضافه وزن دارد.
تاریخ ایران از ابتدا مملو از خیانت، بی خردی، تظلم و دورویی، توحش و کارهایی است که همواره به دلیل خودپسندی و توهم زدگی مغرضانه سانسور شده است. چه کسی است که بداند داریوش یونان را به پیش از اسکندر ویران کرد و به آتش کشید؟ کیست که بداند یا بخواهد بخواند که اسکندرمقدونی با سپاهی قریب به یک پنجم لشکر ایران به یک روز امپراطوری اسماً عریض و طویل ایران را شکست داد و شاه ایرانی از ترس از میدان گریخت و بعدها با خیانت یک ایرانی دیگر تلف شد؟ چه ایرانی به خرد خود مراجعه می کند که اگر ایران واقعاً قدرتمند و خردمند بود و عرب جز سوسمار و شتر و کویر چیزی ندیده بود چگونه مقهور این پابرهنگان درس نخوانده می شود و حتی توان مقابله با بدویان را ندارد؟
اگر نظری دارید با من در میان بگذارید.... اگر فحش بدهید اصالت خود را بیان کرده اید و البته سانسور خواهید شد. این هنر را به خیابانهای این مرز پر گهر ببرید بهتر است.

   + سعید ; ۸:٠٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۳/٩
comment نظرات ()

عکسهای من از سفر اخیرم به سئول

 

مطلب خاصی برای امروز آماده نکردم. اما به محض آماده شدن جایگزین این میشه!  بد ندیدم که بعضی عکسهایی که از سفر اخیرم به سئول پایتخت کره جنوبی گرفتم رو بذارم تا تماشا کنید. شاید سفرنامه اش رو هم بعداً نوشتم اما اگر سوالی هست بپرسید.

یک میز صبحانه ساده و دوست داشتنی قبل از عملیات

به قول بعضی دختر خانوما «گوگوری»

اندر حکایت کارهای عجیب این کره ای ها... اسم هتل اینه که میبنید... سه تا بطری شیر زیر دو نفر پارو به دست تی تی صندلی صندلی...

این مرد رسماً دیوانه بود و از شدت کثیفی موهاش فرم مکعب گرفته بود و با خودش بلند حرف میزد اما چهل ثانیه چراغ عابر رو مثل بقیه ایستاد و بعد رفت. فیلمش رو هم گرفتم که اگه بشه میذارم ببینید. حالا حال و روز و وخامت اوضاع اون اتوکشیده ها و سانتال مانتال های شهرهای این مملکت خودمون رو که نه خط عابر می شناسن و نه میفهمن چراغ عابر چیه رو خودتون تخمین بزنید.

این سفینه فضایی نیست... دارن شیشه های ساختمون رو تمیز میکنن

شب در یکی از مراکز شلوغ شهر... مثل هر جای دیگه... بدون هیچ ویژگی

این یکی پیشگویی نمیکنه... بلکه میره توی قابلمه و بعد بشقاب... قیمتش هم نیاز به پیش گویی نداره چون توی فهرست غذا نوشته شده

کلکسیونی از سنگها متعلق به جنگهای مختلف... در اینجا سنگی مربوط به جنگ تحمیلی ایران و عراق رو می بینید.

کلکسیونی از سنگها متعلق به جنگهای مختلف... در اینجا سنگی مربوط به جنگ تحمیلی ایران و عراق رو می بینید.

در کنار ریل قطار آخرین ایستگاه قطار متصل به کره شمالی... یک ایستگاه متروکه که توسط بوش رئیس جمهور پیشین امریکا افتتاح شد و با پول مردم و کمک های جهانی ساخته شد. این ایستگاه تا بحال حتی یک بار هم مورد استفاده قرار نگرفته و فقط چند متر با مرز بین دو کره فاصله داره

یک زوج استرالیایی بعد از این که دیدن من رفتم روی ریل شیر شدن و بعدش همونطور که میبینید حسابی جوگیر شدن.

تصویری نادر از کره شمالی... پول بنداز توی این دوربینا بعد کره شمالی رو دید بزن... مفتی نمیشه...

ملت کره شمالی ندیده... تحفه

یک جورایی آخر دو کره... شباهتهای فرهنگی زیادی بین کره ای ها و ایرانیها دیدم!!

   + سعید ; ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۳/٢
comment نظرات ()