پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

پیش به سوی دروازه های تمدن

 

   + سعید ; ٥:٢۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/٢٤
comment نظرات ()

ساده انگاری یا برخورد نزدیک از نوع سر در میان برف؟



من به هوش و تیزبینی عادل فردوسی پور ایمان دارم ولی همیشه وقتی که می بینم از موضوعات اسفبار فرهنگی حرف میزنه درست مثل یک تازه متولد شده به نحوی ابراز تاسف می کنه که انگار یک اتفاق جدید توی بخشی از این جامعه رخ داده و خنده دار تر میشه وقتی که با یک جمله کلیشه ای و سری که پایین رفته آرزو میکنه که شاهد یک چنین مسائلی در فوتبال نباشیم که از قضا هستیم خوبش هم هستیم! شاید در اثر سرایت تب ژورنالیسم یا عادت باشه اما نتیجه نظرسنجی این هفته برنامه نود که شخصاً فکر نمی کردم مردم اینطور بازخورد واقع بینانه ای داشته باشن یک سیلی محکم به صورت این تفکر زد که از خواب بپرن و بفهمن که شیث رضایی و محمد نصرتی استثناء و گماشته نیستن! بلکه این سرایت فرهنگ رایج جامعه ماست که در فوتبال همه چیز شده ما نمود پیدا کرده. من مصرانه معتقدم که گزینه پنجم نظرسنجی (فقر فرهنگی) به سختی و دو پهلو به این نظر سنجی گنجونده شده به نحوی که القا بشه مثلاً این هم معطوف به تماشاگرانه و به کل جامعه سرایت و ارتباط نداره که اتفاقاً خیلی هم داره.
مرحوم ناصر حجازی ادبیات و کلام شیوایی نداشت و خیلی هم نمی تونست مثل خیلی ها آهنگین و موزون صحبت کنه ولی با همون ادبیات صریح خودش دو سه بار در برنامه هایی حرفهایی زد که اگر عادل فردوسی پور و بقیه یک کم بهش فکر میکردن اینطور با چشمانی مثلاً حیران و نگران به دو تا لمس فیزیکی بازیکن فوتبال نگاه نمیکردن و ابراز بهت و حیرت نمی کردن. وقتی صحبت از فوتبال پاک شد این بنده خدا حجازی با همون صدای گرفته و نفس تنگش گفت: آخه چیمون پاکه که فوتبالمون پاک باشه؟ اون بنده خدا اون زمان این رو گفت و بعد گذشت یکی دو سال با 65 درصد اکثریت نظرات جواب این "چرا" و صدها "چرای" دیگری رو خودشون با کلی ضرر و بی آبرویی ملی و بین المللی دادن و اون این بود: ما فقر فرهنگی داریم. نمی خوام با واژگان بازی کنم و خیلی جنبه های فوق علمی به این نظر سنجی تلویزیونی بدم اما وقتی صحبت از فقر میشه یعنی کمبود، یعنی نداشتن یا خیلی کم داشتن و این رو بذارید کنار ادعای عظیم فرهنگ و تمدن ایرانی که ادعای صدور و زعامت و سرآمدی جهانی هم داره! فرض کنید مثلاً کویت ادعای تامین کل آب معدنی طبیعی دنیا رو بکنه!
من متعجبم که توی همون بازی کذایی بین داماش گیلان و پیروزی یک دستی به یک جایی رفته و همه کسانی که بازی رو مستقیم دیدن اصلاً این صحنه رو ندیدن و بعدش با این مغلطه بازی تلویزیون و بعد جراید دو تا تخلف بزرگ اتفاق افتاد و انگار نه انگار. میخواید بدونید چرا دو تا بازیکن این کار رو کردن آقای فردوسی پور؟ آقایان نگران جامعه؟ به همون دلیلی که به اذعان ناظر بازی در طول تمام بازی نیمی از ورزشگاه (عددی که ناظر رسمی بازی در برنامه نود گفت) به نزدیک ترین افراد و ناموس مازیار زارع فحش و بد و بیراه گفتن. به همون دلیلی که استاندار گیلان وسط بازی سرش رو میندازه پایین و همه قوانین و حتی توافقات جلسه خودشون رو زیر پا میذاره و بعد بی شرمانه در حالیکه اسکوربود دقیقه 16 رو نشون میده میاد و به خبرنگار رسانه ملی میگه که من زمانی رفتم که بازی شروع نشده بوده! این خیلی ساده است. تماشاگر ورزشکار ما از نوجوون تا پیر آزادانه فحش ناموس که شرعاً فکر کنم 60 یا 80 ضربه تازیانه حد شرعی داره (هورمزد جان برسون داداش) حواله یک ورزشکار ملی پوش میکنه اون هم بخاطر هیچی! استاندار یعنی نماینده یک استان یعنی برگزیده و نخبه یک جمعیت با صد جور فیلتراسیون میاد اینطور واضح قانون شکنی میکنه و بعدش به این همه آدم صاف دروغ میگه! پس جواب چرای شما در 90 دقیقه فحاشی ده هزار نفره. در قانون شکنی علنی یک استانداره. با این اوصاف این که دو تا فوتبالیست معلوم الحال که به نظر من (قبل از این تبر زنی و بگیر و ببند اخیر) هیچ کدوم تعادل روانی درست و درمونی ندارن یا به قول رئیس کمیته انضباطی توان فکریشون از یک کودک هفت ساله کمتره آیا چیز عجیبیه که شما دو تا برنامه بهش اختصاص دادی؟ آیا شما هر روز از اینکه توی خیابون نزاع و فحاشی و بوق ممتد می بینی تعجب میکنید؟
در آخر میخوام بگم که اونچه که این روزها مثلاً آسمون فرهنگی ایران رو به زمین چسبونده خلاصه میشه در یکی از میلیون ها رذیله اخلاقی و گند کاری و فضاحت ما ایرانی های آریایی که مدعی 2500 سال تمدن هستیم که به تعداد ماهی های دریا در یک روز اتفاق می افته اما دوربین و عکاسی نیست که ثبتش کنه و زود فراموش یا لاپوشونی میشه اما از شانس بد این دو تا این مورد در مقابل دوربین پخش زنده داشته های فرهنگی خودشون از این جامعه و مردم مشوش نشون دادن که براشون مالی و آبرویی گرون تموم شد. سر این دو تا رو بریدن اما با میلیون ها نفر دیگه اون بیرون میخوان چکار کنن؟ شما که دانشجو هستی! آی شما که کارمندی! آی شما که فرهنگی یا تاجر یا ورزشکار یا راننده هستی! مرد و مردونه بگو اون چیزی که توی ورزشگاه رشت اتفاق افتاد در مقیاس یک جامعه برای شما دور از انتظار بود. به من بگو که این گرفتاری ها فقط مال فوتبال ماست و بیرون ورزشگاه از این خبرها نیست. زبون بیا که بد اخلاقی ها و کثافتکاری ها و این اشمئزاز توی جامعه بیرون نیست. این تماشاگر نما، این فوتبالیست ها، این استاندار، این مفسدین اقتصادی، این صورت شطرنجی شده های برنامه های تلویزیونی و ... از کجا در اومدن جز این فرهنگ منحط؟ جز از متن همین خاک آریایی که ادعای فرهنگ نداشته اش رو به دروغ و توهم تا 25 قرن پیش کش داده و پز نداشته اون رو به عرب و افغان و ترک و بلوچ میده؟  اینها همه اش درده دوستان من! درد! به کی باید گفت اینها رو؟ خدا رو گواه می گیرم که اگر یک آینه در مقیاس بزرگ مقابل ما قرار بگیره که اونی که واقعاً هستیم رو به ما نشون بده حالمون به هم بخوره و اونوقته که دوست دارم ببینیم آیا باز هم ایرانی، آریایی، گربه گربه می کنی یا سرت رو میندازی پایین میری پشت همونایی که جاهلانه به حسابشون نمیاری مخفی میشی!

شیث رضایی بعد از عمل جراحی زیبایی بینی

   + سعید ; ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٧
comment نظرات ()

پارک = پنچری



هیچ تا به حال به عمق معنی این تابلو که روش نوشته پارک=پنجری فکر کردین؟ من شخصاً هیچ جای دنیا یک همچین چیزی ندیدم و فکر کنم منحصر به وطن خودمونه!
این تابلو و نوشته روش یک مفهوم با درون مایه های زندگی جنگلی و عصر های بی تمدنی رو به ذهن میاره یعنی درست زمانی که پلیس، سیستم کنترل اجتماعی، قوه قضائیه و ... وجود خارجی نداشتن و مردم مجبور بودن در همه امور از حمله حیوانات وحشی و مزاحم گرفته تا قبایل مهاجم و اشرار و اعجوج معجوج خودشون شخصاً و راساً حلش کنن. به این معنی که من از سیستم قانونی نا امید شدم و به پلیس و ضابط و قانون و ... امید و اعتقادی ندارم و اونها کاری در این زمینه نخواهند کرد و خودم باید مثل یک غارنشین، مثل یک موجود جنگلی و سایر حیوانات از قلمرو خودم به شیوه مهاجمانه و خشونت آمیز محافظت کنم. خیلی جالبه که بیشتر این تابلوها در مناطق بالای شهر و به ظاهر متمدن به چشم میخوره و بعید نیست که اغلبشون تابلوهای با مضمون که مثلاً لطفا پارک نفرمایید! شهروند گرامی! در این محل پارک نفرمایید! حتی یک لحظه و ...! رو تجربه کردن اما دیر یا زود فهمیدن که اینطور درخواست کردن مثل نصب تابلوی حمله روباه ممنوع بر سردر یک مرغداری بی فایده و ابلهانه است!
هیچ می دونستید که اگر کسی به عمد بیاد و ماشینش رو جلوی مجتمع چند واحدی شما پارک کنه و بره شما هیچ کار قانونی نمی تونید علیه اش انجام بدید؟ امتحانش ضرر نداره. یک بار به پلیس 110 زنگ بزنید و موضوع رو با صداقت و جزئیات عنوان کنید! خیلی زود به این نتیجه می رسید که همون پنچری تنها راه باقی مونده است. میاید و مشغول خالی کردن باد لاستیک میشید. یهو یا غیر یهو شازده صاب توالت سر می رسن و دعوا و فحش و درگیری و فرداش صفحه اجتماعی (حوادث) جراید تیتر میخوره که نزاع خیابان منجر به فوت، اغما، نقص عضو ... یک شهروند شد! ملت هم البته قد سریال های آقای استاد سلحشور از این واقعه با موبایل های جورواجورشون عکس و فیلم دارن.
من توی یک مطلبی گفته بودم که از طریق اخذ جرایم تخلفات عابرین پیاده این مملکت میشه به پولی بیش از نفت رسید. حالا هم پیشنهاد میکنم که اونهایی که میتونن برن و پولشون رو بذارن توی ساخت مجتمع های گلادیاتوری! یعنی فوتبال و دربی و کنسرتهای فرامرزی و آنتالیا و کشتی و برره و قهوه تلخ و ماهواره ... همه جمع میکنن از بس که ملت شوق حضور دارن برای دیدن خشونت و وحشی گری و فحاشی و آدمکشی و صدمه زدن و تحقیر و سایر سجایع اخلاقی و برون فکنی تمدن عظیم (وقتی کوروش کبیره! لابد تمدن هم عظیمه)! این رو هم یک بچه پولدار اگر دنبالش رو بگیره از دار و دسته امیر منصور آریا بیشتر گیرش میاد سه سوت! ببینید کی گفتم!

لینک مقاله مرتبط

   + سعید ; ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠
comment نظرات ()

بر فراز 2500 سال تمدن ایرانی

 

من که شرحی نمیدم! اما اگر شما خواستید چیزی بگید، خب بگید!

   + سعید ; ٩:٤٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۳
comment نظرات ()