پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

 

 

ای مسلمونها! ای با فرهنگ ها! ای سورسمار نخور ها! ای متمدنین بالذات! من دندان یا همون دندون درد دارم! با مسکن های مجاز سر پا هستم و حال و روز یک نیمه معتاد با دهانی باز و قدمهایی شل را دارم. پس آن دو دوست گرامی ملاحظه این رنجور را بنمایند و شریک عزرائیل علیه الرحمه نشوند! ما برای خودمان نکیر و منکر داریم This Big! چهار تا نشوید لطفا! اجر دنیا و آخرت نصیبتون!

   + سعید ; ٤:۳٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/٧/٢٦
comment نظرات ()

می دونین درد کجاست؟



هی از این یکی دلخور شو و از جامعه بنال و از فرهنگ 2500 ساله توی خیابونهای شهر مستفیض شو و آخرش انگشت به دهن می مونی و از خدا می پرسی که ای خدا این پایین چه خبره!؟ بعد یک روز یک جور خدا به سبک نوشته های پائولو کوئیلیو درست وسط یکی از همون خیابونها جوابت رو میده.
ساعت 3 بعد از ظهر داری توی یک خیابون یکطرفه با خانواده می رونی و بعد یک آقای میانسال و خوش تیپ و با اندامی ورزشکاری چراغ سبز شما رو بی خیال میشه و مثل بوووووووووووووووووق سرش رو میندازه پایین و می پره جلوی ماشینت و بعد بناچار می زنی روی ترمز و شیشه ماشین رو میدی پایین که تو هم به نوبه خودت بخشی از داشته های 2500 سال تمدنت رو به اشتراک بذاری که می فهمی ای روزگار! ایشون معلم نمونه دوران دبیرستان شما، مولف کتابهای درس زبان انگلیسی و کلاسهای خصوصی هوار تومنی و معتمد و عضو یک جمعیت خیلی گردن کلفت هستن.
خدایا! ممنون از اینکه دست کم در یک عصر پاییزی بخشی از پاسخ من را دادی که ختم بخیر شد. از روزی که عینک آفتابی طبی می زنم روزنه های جدیدی به زندگی من باز شده!!!! حالا یکی از جاهای درد رو پیدا کردم.

   + سعید ; ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٠/٧/٦
comment نظرات ()