پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

فقط سی سال پیش

توی کشور قطر که بودم یک چیزی شنیدم که برام جالب بود. یک ایرانی که بیش از چهل سال اونجا زندگی می کرد میگفت:‌ سی سال پیش مردم دوحه توی روز ردیف کنار ساحل خلیج فارس می ایستادن، و دست رو بالای ابروها میگرفتن تا زیر تابش نور شدید آفتاب بتونن دور دست رو ببینن که احیاناً یک لنج یا کشتی ایرانی مقداری خرمای نیمه خراب، علوفه و میوه لهیده ای همراه داشته باشه تا بتونن با چیزی معاوضه و مصرف کنن. اما وقتی که من امروز در بازارهای دوحه قدم می زنم سیب از شیلی، موز از انتهای آفریقا، گلابی از چین و ما بقی میوه ها از استرالیا و ترکیه و آرژانتین بود و خبری از میوه ایرانی نبود. در بین هزاران کالای ارائه شده فقط یک محصول ایرانی دیدم که بیسکوئیت مینو بود.

یک سیم کارت کیوتل (Qtel)واسه خودم گرفتم و روز آخری داشت شارژش تمام میشد. یک پیامک دادم اما از اپراتور پیغام رسید که اعتبار شما برای ارسال پیامک کافی نیست. خب! ما هم چیزی نگفتیم و فحشی هم ندادیم اما ظاهراً داستان از اون طرف شده بود. جالبه که بدونید برای اینکه به من بگن اعتبارم برای ارسال یک پیامک کافی نیست، 145 پیامک طی یک روز برای من رسید و همگی با یک مضمون! عجیباً غریباً، که حاضرن 145 پیامک بفرستن که یکی یک پیامک مفتی نده!

 

 

   + سعید ; ٥:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٩/۳/۱۱
comment نظرات ()