پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

خوش تیپ ترین رئیس جمهور

 

همیشه وقتی در گردهمایی ها یا تجمعات بین المللی که چهار نماینده خارجی حضور دارند ریخت و قواره نمایندگان سیاسی ایرانی بد جوری توی ذوق من میزند. سوای تعصبات باید بگویم که همان عربها و اکراد لباسهایی مرتب، اصیل و ملی به تن می کنند اما مثلاً آقای رحیم مشایی عزیز که در همه جا حاضر است سر و ریختی دارند که نه نماد سادگی است، نه ملی و نه اسلامی!! فقط کبودی پیشانی و غوز بینی ایشان و البته خلق نیکوی ایشان سمبل لایتغیر و جداناپذیر مردم دیار مازندران است که هر ترفندی ببنیدیم همان هست که هست اما در میان همه آنهایی که من دیده ام یکی از قدیم بد جوری توجه من را به خود جلب کرده. نماینده و رئیس جمهور کشوری که همواره مورد طعن و تحقیر ما بوده و هر بدی و پستی را به آن نسبت میدهیم. من از روز اول مجذوب پوشش و لباس حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان بوده ام که لباسی بسیار زیبا و خوش رنگ می پوشد. نماد ملی کشورش است و دارای اصالت و وقار است. کج و معوج نیست، مشخصه های محیطی و هارمونی در آن به خوبی رعایت شده و حالتی یگانه و بی همتا دارد. وقتی به زیبایی و خاص بودن این پوشش پی می برید که نحوه پوشش نمایندگان کشوران همسایه افغانستان را مرور می کنیم که شامل هندی ها و پاکستانی ها نیز هستند. لباس آنها هم نه جلوه دارد و نه هنر خاصی در آن به کار رفته. یک توپ پارچه و دو سوزن نخ! خلاصه خوش تیپ زعما فعلاً برادر حامد کرزی است که شاید رقیبان جدی در منطقه تا چند سال آینده نداشته باشد.

 

   + سعید ; ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/٤/۳٠
comment نظرات ()

فرار به دُبی برای کشف حجاب

 

چند روز پیش سالروز کشتار مردم در مسجد گوهرشاد بود که بر سر موضوع فشار رضاخان برای تغییر پوشش ظاهری زنان ایرانی رخ داد. از قضا مشغول خواندن جلد اول کتاب خاطرات آیت الله خلخالی اولین حاکم شرع بودم که در آن نوشته بود پس از این اقدامات رضاخان عده زیادی از مردم جنوب ایران و جزایر خلیج فارس فقط به همین دلیل و برای حفظ پوشش و عقیده به دبی و سایر شیخ نشینان رفتند.  یعنی عده ای در گذشته به دلیل ((کشف حجاب)) به دبی می رفتند اما حالا عده ای برای کشف حجاب به دبی می روند! این تاریخ چقدر جالب است...!

 

این تصویر غیر واقعی است و ربطی به موجهای رنگارنگ ندارد

   + سعید ; ٤:٥٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/٤/٢۳
comment نظرات ()

آزادی داریم، چه جورش رو هم داریم!

من معمولاً مطلق گرا نیستم. نسبی فکر میکنم، نسبی حرف می زنم و نسبی هم نتیجه میگیرم. در مورد ادعای ((آزادی نزدیک به مطلق)) هم همینطور. این بار نسبی بودن ماجرا را روی یک موضوع تنظیم نمی کنم. به عنوان مثال در یک موضوع هم موضوعات صد در صد سفید هست و هم مطلقاً سیاه اما نتیجه کلی این دو خاکستری است. حالا من میخواهم نگاه خودم را با فیلتر خودم بیاندازم روی آزادی هایی که واقعاً و شاید منحصراً در این دیار یافت می شود.

مثال واضح آن را در مقاله ((خودمان دو طرفه اش میکنیم)) زده ام اما جداً کجای دنیای مترقی را سراغ دارید یک نفر رو در روی خودروهای مقابل با وقاحت و آزادی که جنسش و منبعش را  ما خوب میشناسیم گاز بدهد و حسابی هم طلبکار باشد؟ کجای دنیای متمدن (منظورم تمدن حی و حاضراست، لطفاً کتاب ورق نزنید)  کارمند دولت در مقابل چشمانت من و شما بساط صبحانه اش را پهن می کند و مقابل آن صف طویل انگشت می لیسد و یا این که با تلفن همراهش ور می رود و با همکارش در مورد وقایع شب پیش گپ میزند؟ کجای دنیا را سراغ دارید که کل شبکه مخابرات و اطلاع رسانی آن دیار به گونه ای باشد که بی هیچ اطلاع و خبر و اعلامیه و توضیحی دو شاخ اینترنت و تلفن همراه و پیامک، MMS و GPRS را از پریز بکشند و در یک آن یک مملکت را به عهد غارنشینی و چاپار و بوغ و دود ببرند!؟؟؟

فرمایش جناب آقای دکتر احمدی نژاد برای پرهیز از اسراف و تجمل و بی وفایی دنیا متین و مقبول! حالا یکی بیاید به ما بگوید این کف پوشهای شیشه ای زیر پای مجریان گرانقدر ما در اخبار شبانه چه صیغه است که بعد ما میزان آزادی اش (نسبی و مطلق) حساب کنیم و بعد کارشناسی کنیم و سپس اسنادش را منتشر کنیم تا آقای ضرغامی تورق بفرمایند.

در این مملکت تا دلتان بخواهد آزادی هست اما شاید بدترین انواع آن. آزادی های که اجازه میدهد یک پسر بچه به زنی هم سن و سال مادرش متلک بگوید و حتی حرمتش را بشکند و یا این که با گستاخی صفها و توقفهای کوتاه و بلند را از هم بشکند. آزادی برای دسترسی به موارد مخدر در پانزده دقیقه و سیگار در پنج دقیقه. آزادی برای کپی از هر محصول فرهنگی و تجارتی، آزادی برای ایجاد هر گونه مزاحمت روحی و جسمی. آزادی نزدیک به مطلق برای ((خودیها)) و از آن طرف ...!

به قول شهید مرتضی مطهری (روحش شاد) آزادی هدف نهایی انسان نیست، اما موهبت بسیار بزرگی است.

 

پ.ن: خودروی پژو پارس مشکی رنگی درست زیر تابلوی ((توقف ممنوع)) در مکانب زیارتی پارک کرده بود و سایرین را به سختی می انداخت. متاسفانه عبور من هر قدر سخت بود اما منجر به برخورد کوچکی با آن خودرو شد. پیاده شدم و بر روی کاغذی به این مضمون نوشتم:... زیارت مستحب و آزار مردم حرام است... اجر شما با اعمالتان. واقعاً اجر اعمال روزانه ما چقدر است...؟  

 

 

 

   + سعید ; ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/٤/۱٦
comment نظرات ()

 

قَال امیر المومنین علیه السلام: کُنْ فِى الْفِتْنَةِ کَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَیُحْلَبَ

امیر المومنین علی -درود خدا بر او- فرمود: در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد که سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.

 

نهج البلاغه - حکمت نخست

   + سعید ; ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/٤/٩
comment نظرات ()

ما دو طرفه اش می کنیم

 

من اعتقاد دارم معمولاً منتخبان مردم نمی توانند از چارچوب کلی مردم همان جامعه خیلی متفاوت باشند. یعنی اگر خصائلی در رجال سیاسی کشورها مثلاً هندی ها وجود دارد می توانیم آن را در میان ملت همان کشور ببینیم. زد و خوردها در مجلس هند و به هم ریختگی طبیعی، خودکشی در ژاپن و نظم هندسی در برخی کشورهای اروپایی و همینطور ژستهای هالیوودی امریکایی ها همه زاده و پروده همان جوامع است. نکته جالب این که مردم هم خوششان می آید و یا عملاً احساس بیگانگی نمی کنند. اگر در جوامع دیگر دولتمردی سلوک ظاهری امریکایی را پیش بگیرد پس خواهد خورد و همینطور اگر با منش هندی ها بخواهد وارد سیستم غربی بشود خودبخود به کناری رانده می شود. خلاصه کلام اینکه مردم آنها و آنها مردم را می گردانند...

عادت دارم مسیرم را کمی دورتر کنم تا از یک مسیر یک طرفه برانم اما اغلب خودروهای زیادی از مسیر خلاف روبرو می آیند و مشکل درست می کنند. دیروز طبق عادت حرکت می کردم و یک سواری تاکسی (مراجعه شود به این مقاله) وارد مسیر ورود ممنوع و روبروی من شد. به سختی از کنار هم رد می شدیم و در حالی که نفس به نفس روبروی همدیگر بودیم گفتم: برادر! اینجا یک طرفه است. خونسرد و خندان گفت: کاری نداره، ما دو طرفه اش می کنیم! چون این منش و سلوک رایج بسیاری از مردم کشور ما اعم از روستایی و شهری است انتخاب آنها خودبخود به سمت کسی می رود که شبیه آنهاست. مثلاً کسی که چارچوب قانونی مصوب انتخابات و وقت معین مناظره هشتاد دقیقه را میخواهد یک تنه و شخصاً به دو ساعت سه ساعت بالا ببرد. درست مثل فیلمهای هندی که حتی قوانین علوم طبیعی و فیزیک هم در آنها یکجانبه زیر سوال می روند.

در این باره حرف زیاد دارم، شاید به مرور بیشتر نوشتم.

   + سعید ; ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/٤/٢
comment نظرات ()