پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

عصبانیت های فوری و خنک شدن های آنی!!

 

حتما برای همه شما پیش اومده که از چیزی خیلی عصبانی بشید و عامل یا شخصی رو مقصر اصلی بدونید و بعد از اندک زمانی متوجه بشید موضوع از اساس چیز دیگه ای بوده! من این خصلت رو در خیلی از مردم جامعه می بینم و چون عصبانی و مضطرب هستن هر اعتراض و حرفی رو شده حتی به دروغ و اغراق ردیف می کنن. نمونه بارزش همین داد و فریاد پشت کنکوری های کله داغ بود که تجمع کرده بودن و با هیجان زیاد رتبه های دو یا سه رقمی رو اعلام میکردن و می گفتن هیچ جا قبول نشدن! که بعداً گندش در اومد که یا دروغ میگفتن یا اینکه اصلاً نمی دونستن موضوع از چه قرار هست. حالا من میخوام به چند مورد تجربه شخصی یا نزدیک به شخصی اشاره کنم. خوندنش خالی از لطف نیست.

 

1.          چند روزی بود که منتظر دریافت یک حواله دلاری بودم و هر روز نرخ دلار رو توی اینترنت چک می کردم. چون این حواله از طریق واسطه باید به من می رسید این زمان داشت کم کم طولانی می شد و همین به استرس من اضافه می کرد. یک روز با نگرانی میخواستم نرخ ارز رو ببینم که یک دفعه برق از سرم پرید و از جا جهیدم، یکی هم زدم روی میز و خلاصه از اینطور فیلما! دلار 993 تومنِ دیروز شده بود 875 تومن!!! یعنی 118 تومن هر دلار!! دیگه نزدیک بود یک کاری دست خودم و یکی از دور و بریها بدم که دیدم ای بابا! این که دلار کاناداست!!!!

2.          کلی عصبانی شده بود که چرا ضبط صوت جدیدی که خریده صداش در نمیاد! کلی هم باهاش ور رفته بود. آخرش با عصبانیت میره نمایندگی و می بینه که نواری که میخواسته گوش بده خالی بوده! حالا بماند چقدر از پدر رئیس شرکت ژاپنی سازنده تا فروشنده محلی رو به فحش کشیده بود!

3.          بعد از یک خونه تکونی مینیاتوری هر کاری کردم که ویدئو توی تلویزیون تصویر داشته باشه نشد! کلی هم تقصیر بقیه انداختم که چرا زمان جابجایی مراعات این وسائل رو نمی کنین که زدین خرابش کردین. حالا ما مونده بودیم و یک تلویزیون نیم تُنی با ابعاد یک وانت! دیگه کم مونده بود که زنگ بزنیم بیان این کوه پلاستیک و سیم و آی سی و فنر و غیره رو ببرن که فهمیدم محل نصب فیش های صدا و تصویر درست قرینه خروجی های ویدئو بوده و درست متصل نشده بودن. 

 اینها درسهای خوبی هستن که بدونیم بعضی وقتها ماها واقعا بیخودی و زود عصبانی میشیم. آدم باید روی این چیزها تمرین کنه! مخصوصا برای ما ایرانیها که در مهد نگرانی و استرس زندگی می کنیم. 

 شیر اسب سوار - چین

 

 توضیح تصویر: این عکس مونتاژ و هنر رایانه نیست بلکه هنر این موجودات دوپا هست که کاری کردن با این شیر که اسب سواری کنه! اینجا سیرکی در چین هست! شما بیدارید!

 

 

 

 

   + سعید ; ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/٧/۳٠
comment نظرات ()

پاسخ به یک نظر

 

 

اخیرا به مرور پیغامهای دریافتی می پرداختم که به نظری در مورد مقاله ام در مورد مناظره دکتر حسینی قزوینی و مولوی مرادزهی بر خوردم. از آنجا که نشانی ایمیل نویسینده نظر در آن موجود بود متن ذیل را در جوابش ارسال کردم اما تا به امروز پاسخی نرسیده است. به منظور آگاهی دیگران و شاید خود آن فرد سوال و جواب را هر دو در اینجا می آورم تا شاید برای عده ای جالب یا مفید باشد.

 

نظر علیرضا مورخ ۴ شهریور ١٣٨٧

 

سعیدخان!
اگر علی حقش ضایع شده است، از زنش(بنت رسول ا...) بزور بیعت گرفته شده است وام کلثوم دختر حضرت فاطمه بزور زن عمر شده است پس علی لیاقت خلافت وامامت را نداشته است وبهتر این بود که تقیه ای بزرگ می کرد سر به بیابان می نهاد.
فاطمه به اشتباه از ابوبکر فدک را خواسته است وابوبکر وی را قانع نمود که حق وی نیست واین اعتقاد واسناد اهل سنت است.
عایشه امهات المومنین است وهرگونه توهین به ایشان خطر خروج از اسلام است و وی مادر همه ما واگر شما خود را مومن بدانید شما هم هست جنگ آنها دلایلی چون فتنه فتنه گران بین آنها داشته است که در اینجا مجالش نیست
اگر باز قانع نشدی شبکه رنگارنگ ساعت 7:30 تا 9:30 شب ببین وسوالاتت را بپرس
البته هر کس دیگری هم می تواند جواب سوالات شما وقزوینی را بدهد.
سعی کنید یکجانبه قضاوت نکنید. کمی مطالعه داشته باشد.

 

به نام خدا

 

سلام علیرضا،

 

ممنون که در وبلاگم نظر دادی. من همین امروز آن را دیدم. در خصوص آنچه که گفتی باید بگویم که متاسفانه معلوم نیست شما به کدام کیش و آیین هستید که حتی از بدیهیات اهل سنت (که ظاهرا از آن یا طرفدار آنید) بی اطلاعید. شما در آنجا میتوانید پی به بغض و لجاجتتان به اهل بیت رسول الله پی ببرید که من در همین جا به شما می گویم.

شما می گویید حضرت زهرا سلام الله علیها (که به زعم ادعای خود اهل سنت راستگو ترین فرد بعد رسول خدا (ص) بود و همینطور سرور زنان اهل بهشت است و پاکی و صداقت او بر احدی پوشیده نیست) تهمت اشتباه یا زیاده خواهی می زنید و رای ابوبکر را بر او افضل می دانید. در نقطه مقابل هر گونه طعنی را به عایشه موجب خروج از دین می دانید حال آنکه تمام ایشان به زعم شما – اهل سنت – اهل بیت برترین کسان و صحابه رسول الله (ص) هستند و اهانت و طعن و حتی شاید تفحص در احوال ایشان مجاز نیست!

در متن نوشته اید، از بنت رسول الله به زور بعیت گرفتند. هیهات که این بانوی بهشتی با آن فرد بیعت کرده باشد و بدان که بیعت اجباری متوجه همسر بزرگوارش علی بن ابی طالب (ع) برادر دینی پیامبر (ص) بود و البته صحابه ای چون سلمان فارسی و مقداد و مالک و حتی همین زبیر!

گفته بودی اینها از اسناد و عقاید اهل سنت است! خب، دست و پا کردن داستان و دور زدن در دایره خودی ها که هنر هر بی هنری است! این همان هنری است که مسیحی می گوید مسیح پسر خداست چون اینها از اسناد و عقاید مسحیت است، یهودی می گوید فلان چون اینها از اسناد و عقاید یهودیت است و شیطان پرست هم می گوید بیسار و اینها از اسناد و عقاید شیطان پرستی است! آخر کاتولیک تر از پاپ نشوید وقتی مولوی مرادزهی با اکراه و اجبار فراوان به تهدید عمر و سایرین برای بیعت علی (ع) با ابوبکر اقرار می کند و از قضا و صد البته این هم در همان از اسناد و عقاید منجمله مسند های چند گانه که اساس عقیده اهل سنت هستند موجود است. دکتر حسینی قزوینی و سایر علمای شیعه در مقام مناظره تقریبا تماماً از همان منابع و اسناد اهل سنت با ایشان سخن می گویند و گرنه منابع ما برای ما کافی، متقن و مستدل است، پس دیگر بحث چه فایده؟! هر مادری می گوید بچه من زیباتر است. هر کسی هم از کیش پدری خود دفاع می کند و همان بس است.

اشاره کردید به عایشه و جنگ جمل و فتنه فتنه گران. دو حالت دارد. یا این فتنه بزرگ خود عایشه و هم عهدانش برای کسب قدرت و عزل یا قتل علی (ع) بوده و یا اینکه عایشه برای خاموش کردن فتنه فتنه گران سوار بر شتر سرخ موی از این سو به آن سو می رفت. بدون شک پاسخ فردی مثل شما همان دومی است زیرا سومی وجود ندارد. حال به این گوش کن که در آن زمان سایر ام المومنین (که من نمیدانم چرا همه دختر ابوبکر را به عنوان ام المومنین و چه و چه می شناسند) منجمله حفصه و سایرین در این فتنه کجا بودند و چرا ام سلمه (که او هم ام المومنین و مادر مومنین و صحابه رسول خداست) در این جنگ به جهاد و فقاهت و شعر سرایی و شتر سواری  و ... مشغول نبود و مکرر نامه و پیغام میدهد به عایشه و او را از این اقدام نهی می کند و در این مسیر که عایشه میرود کسی به او نمی رسد مگر آیه 31 تا  33 سوره احزاب که خطاب خداوند است به زنان حضرت محمد (ص) و دستور بر ماندن در خانه را بر عایشه میخواند. آیه شریفه می فرماید:

 

یا نساء النبی لستن کاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا وقرن فی بیوتکن ولا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی.

ترجمه فارسی: اى همسران پیامبر! شما همچون یکى از آنان معمولى نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛ پس به گونه‏اى هوس‏انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید و در خانه‏هاى خود بمانید، و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید. *

 یعنی رای عایشه از فرمان خدا بالاتر است که یک تنه به همراه خالو زاده هایش فتنه بخواباند و خون دست کم سی هزار مسلمان را بریزد؟ این نخستین جنگی است که مسلمان بر مسلمان تیغ می کشد و چرا باید عمار یاسر صدیق بر طلحه و جیش جمل تیغ بکشد؟ چرا حسن بن علی؟ چرا این همه صحابه که شمار سپاه علی شاید یک به ده سپاه عایشه بود باید کشته بشوند؟ مگر علی هر شرطی نکرد که ایشان رد کردند؟ چرا برادر عایشه (محمد بن ابوبکر) باید در مقابل خواهر (عایشه) بایستد؟! آخر خرد شما کجا رفته که اینها را نمی فهمید؟! چرا برخی نمی فهمند که اگر از دختر عرب ۹ ساله ابوبکر نامی در میان کویر داغ سرزمینی بد آب و هوا امروزه به ام المومنین و سرور زنان بهشت و چه و چه نام برده می شود و اگر اکابر عرب جاهلیت و شرک و بت پرستی و گمراهی که در میان بتهای کوچک و بزرگ اشعار ثنای جنایاتشان با قبیله رقیب را عربده می زدند امروزه شمشیر خدا، مرد خدا، صدیق و چه و چه نامیده می شوند از وجود مبارک مرد بزرگی به نام محمد (ص) و دین شریفی به نام اسلام است. وگرنه هم عُمر  همان بتش را تا آخر عُمر آشکارا سجده می کرد و هم ابوسفیان از بستر هند دست و دلباز به بستر زن عام المنفعه (!!) دیگری می خزید و معاویه ها پشت سر هم یک به یک بر روی زمین خدا قدم می گذاشتند. خالد بن ولید بدون بسم الله سر دیگری را می بُرید و می سوزاند و به همسرش تعدی می کرد و عمرو و عاص توطئه و بازی های دیگری دست پا می کرد و هند جگر خوار جگر دیگری را در نبرد دیگری بیرون میکشید. متاسفانه بعضا امروزه بسیاری از مردم وقتی از اقدامات عایشه و جنگ افروزی ها و سیاسی بازیهایش سخن می کنند گویی از نسخه بومی ژان دارک (1) یا مولان (2) سخن می رانند و او را لقمه چربی برای فمنیستهای مسلمان و غیر مسلمان می دانند!

طبق همان رای که می گوید هر کس بر خلیفه وقت شورش کند از دین خارج و مهدور الدم است فرزند خال المونین (معاویه) که همان یزید باشد چه کرد؟ عایشه بر خلیفه وقت که به رای  و اصرار مردم (شورا) و توصیه رسول خدا (ص) خلیفه بود شورید و جز خون علی و یارانیش چیزی نمیخواست و در این جنگ حقیرانه شکست خورد و خون طلحه و زبیر هم به این نحو ریخته شد به همراه هزاران مسلمان دیگر. حال یزید فرزند خلف معاویه با باقی ماندگان و زنان و دختران کاروان امام حسین (ع) چه کرد و علی (ع) با عایشه چه کرد؟ مگر ایشان اهل بیت رسول خدا نبودند؟ مگر زینب و حسین و ... اهل بیت و صحابه رسول خدا نبودند؟ امام علی (ع) هفتاد زن را همراه مرکب عایشه کرد و او را با احترام به مدینه بر گرداند. حتی برای عیادت از حال او (عایشه) که ظاهر جراحتی هم برداشته بود کسی جز برادرش به او نزدیک نشد و حرمت او نگه داشته شد. افسوس!

گفتید علی دخترش را به عقد عمر در آورده و تقیه کرده است و چه و چه. هر چند شیعه بر این عقیده استوار نیست و بر اساس فرمول شما همان اسناد ما برای ما بس است اما شیعه بر خلاف تصور شما اهل و راغب به گفتگوست. حتی با فرض همانی که گفتی می خواهم ببینی که از درون حقد و کینه داری به نزدیکترین کس به رسول خدا (ص) که تقیه او را برای سد فتنه و حفظ دین مساوی با بی لیاقتی او در خلافت میدانی و در آن سو عایشه را که معلوم نیست با کدام دلیل و توصیه و وظیفه و آیه و وصیت و ... هزاران مسلمان را به کشتن میدهد و در مقابل برترین صحابه پیغمبر می ایستد و سر آخر شکست هم میخورد و به هیچ چیز مگر خشم خدا و رسولش نمی رسد دلیل می تراشی می گویی در آن فتنه بوده و چه بوده و چه نبوده که سر آخر منجر شود به توجیه و تمجید عایشه. اگر عایشه مادر مومنین است، کدام مادر فرزندانش را می کشد و اگر او موظف به این کار بود و حق و جایگاه او برابر سایر همسران پیغمبر بوده پس چرا او در این کارزار تنهاست و حتی نکوهش می شود؟ سایر زنان پیغمبر (ص) کجایند؟! پس اگر بر او وظیفه الهی بوده سایر ام المومنین مقصر و گناهکاراند که در انجام وظیفه و همراهی او کوتاهی کردند. گمان کنم حُب دختر ابوبکر در قلوب شما آنقدر باشد که این یک را به آن نُه سر شکن کنید و رجحان دهید.  

برای آخرین جمله می گویم که عایشه همان فردی است که تا جایی در دین اسلام فقیه بود که فتوا داد اگر زنی به مردی شیر بدهد او فرزند رضاعی می گردد و با او محرم است. به لطف و حکمت الهی او صاحب فرزندی نشد وگرنه خدا می دانست از آن چه بتی بسازند!

لاجرم بیچاره ای در الازهر همان فتوا را برای کارکنان ادارات فقط بیان می کند و او را از الازهر می اندازند بیرون و کسی هم نیست که از همان اسناد و عقاید اهل سنت به ایشان بگوید مگر خود شما نبودید که روایت می آورید:

 

نصف دین خود را از عایشه و نصف دیگر را از ابوهریره بگیرید.

 

من بر خلاف تو فقط نمیگویم بیشتر مطالعه کن و یا فلان شبکه ماهواره ای را ببین چون اشکال جای دیگریست. من فقط میتوان بگویم که خداوند همه ما را و منجمله تو را هدایت کند و تا وقتی که این غده تعصب و جهالت مرکب در انسان باشد خواندن و حمل کتابها و وب سایت ها و غیره و غیره همه عبث و باطل است.

پ. ن: مولوی و استاد حوزه اهل سنت و نویسنده چندی کتاب که در این مناظره نتوانست پاسخ قزوینی را بدهد، لابد آن ((هر کسی)) شمایید که البته چه نیکو پاسخ خواهید داد.

 

و من الله توفیق

 

والسلام

 

سعید

 

پسر ایرانی

 

 

 

*: بد نیست بدانید عرب جاهلیت رسم بر این داشت که در جنگها زنان را بزک می کرد و ساز میداد و به میان سپاه خودی می فرستاد تا بنوازند و شعر بخوانند و عرب را حریص به جنگ و خونریزی کنند و هند (همسر ابوسفیان) در زمان پیش از اسلام ظاهری خود همچون رسم جاهلیت چنین می کرد و گوش ها و بینی ها کشتگان را می برید و از خود آویزان می کرد و رجز و شعر می خواند. عایشه نیز در طول این نبرد بارها با هدف قرار دادن تعصب قبیله ای و تحریک احساسات اعراب ایشان را به جنگ با علی (ع) و سایر صحابه بزرگ خدا دعوت می کرد و این شیوه همان جاهلیت اولی یا نخستین است.

1) ژان دارک (Jeanne d'Arc) دخترکی روستایی 17 یا 19 ساله بود ادعا کرد خداوند با او سخن گفته و او را برای نجات فرانسه بر انگیخته است و به نبرد علیه اشغال انگیسی ها پرداخت و فرمانده لشکر شد و سر آخر او را در آتش سوزاندند.

2) افسانه مولان (Mulan) مربوط به اساطیر چینی است که در آن دخترکی با تغییر چهره به شکل پسر آمده و به جنگ می رود و در سری اقدامات نظامی موفق به شکست دشمن می شود.

   + سعید ; ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/٧/٢۳
comment نظرات ()

سفری به اصفهان و سوتی پسر ایرانی

چندی پیش سفری کوتاهی کردم به اصفهان و البته ننگ روزه خواری و همینطور به روز نکردن هفتگی وبلاگ را به جان خریدم اما جای دوستان خالی، سفر خوبی بود و از شلوغی ها و ازدحام و بوی سیر داغ و مخلفات ایرانی رها بودیم. روز دوم سفر همینطور که مشغول قدم زدم در داخل محوطه مسجد زیبای شیخ لطف الله بودم دیدم فردی در گوشه ای دراز کشیده و خوابیده که فهمیدم اروپایی است. بعد که بیدار شد و من را بالای سرش دید آشفته برخاست و از من ساعت پرسید و گفت چقدر مانده به وقت نماز ظهر در مسجد. من هم پاسخ گفتم و گپ کوتاهی هم با هم زدیم و این سیاح تازه مسلمان شده فرانسوی از من جدا شد و رفت. در بین راه یکی از همراهانم از من خواست که ملیّت یک زن و مرد جوان مو طلایی را هم بپرسم! من هم پرسیدم، گفتند: "آلمانی!" بعد موقع خروج از مسجد بود که هر قدر به ذهنم فشار آوردم که ((خداحافظی)) به آلمانی چه می شود افاقه نکرد، تا این که در آخرین لحظه و در وسط روز از زبانم بیرون آمد:    Gute Nacht Wiedersehen

اول کمی یکدیگر را با تعجب نگاه کردند و بعد هر دو زدند زیر خنده! ما هم اهمیتی ندادیم چون واقعا در آن زمان نمی دانستیم موضوع از چه قرار است. بعد از گذشت این مدت، همین دیروز بود که به ذهنم رسید بروم و معنی آن جملهء آلمانی را بفهمم (!!!) و حالا دلیل خنده آن دو را می فهمم! من وسط روز به آنها شب بخیر و آن هم از نوع ((شب بخیر، وقت خوابه)) گفته بودم و بعد آن هم بر دیدار مجدد یا چنین چیزی تاکید کرده بودم!

در آینده شاید به خاطرات اینچنینی بیشتر پرداختم؛ البته اگر نظر شما مساعد باشد و علاقمند باشید.

 

 

   + سعید ; ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/٧/۱٦
comment نظرات ()

اعجاز قرآن

 

آقای دکتر طارق الشیودان اخیراً کشفیات بسیار جالب، قابل توجه و تعمقی در آیات قرآن، به شرح زیر داشته‌اند:

برابری یک چیز با چیز دیگر، به عبارتی برابری اضداد!

مثال: برابری مرد با زن.

هر چند این نکته از لحاظ دستور زبان عجیب می‌نماید، لیکن آنچه برابر مجموع آیات قرآن مجید آشکار می‌گردد این است که:

کلمه مرد 24 بار در قرآن مقدس آمده است .

همچنین کلمه زن نیز 24 بار در قرآن مقدس آمده است .

یعنی 24 = 24

سپس مطابق آنالیز آیات مختلف مشخص شده که این همسانی در تنقیضات در تمامی قرآن کریم صادق است. قرآن مجید مشخص می‌کند که یک چیز با چیز دیگری (یا به عبارتی با متضاد خود و یا ریشه خود) برابر است.

در ادامه نتایج شگفت‌آور حاصل از محاسبه کلمات عربی قرآن مجید و رمز اعداد را خواهید یافت.

کلمات و دفعات تکرار در جمع آیات قرآن مجید

دنیا (یکی از نام‌های زندگی): ١١
۵

آخرت (نامی برای زندگی پس از این جهان): ١١
۵

ملائکه: ٨٨

شیاطین: ٨٨

زندگی: ١
۴۵

مرگ: ١
۴۵

سود:
۵٠

زیان:
۵٠

ملت (مردم):
۵٠

پیامبران:
۵٠

ابلیس(پادشاه شیاطین): ١١

پناه‌جوئی از شرّ ابلیس: ١١

مصیبت: ٧
۵

شکر: ٧
۵

صدقه: ٧٣

رضایت: ٧٣

فریب خوردگان (گمراه شدگان): ١٧

مردگان (مردم مرده): ١٧

مسلمین:
۴١

جهاد:
۴١

طلا: ٨

زندگی راحت: ٨

جادو:
۶٠

فتنه:
۶٠

زکات: ٣٢

برکت: ٣٢

ذهن :
۴٩

نور:
۴٩

زبان: ٢
۵

موعظه (گفتار، اندرز): ٢
۵

آرزو: ٨

ترس: ٨

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی): ١٨

تبلیغ کردن: ١٨

سختی: ١١
۴

صبر: ١١
۴

محمد (صلوات الله علیه):
۴

شریعت (آموزه‌های حضرت محمد صلی الله علیه و آله):
۴

مرد: ٢
۴

زن: ٢
۴

و نیز جالب خواهد بود به دفعاتی که کلمات زیر در قرآن ظاهر شده‌اند نگاهی داشته باشیم:

نماز:
۵

ماه: ١٢

روز: ٣
۶۵

دریا : ٣٢ ، زمین (خشکی): ١٣

%٧١٫١١١١١١١١=٣٢/
۴۵*١٠٠q = دریا

۵٫٨٨٨٨٨٨٨٩=۴۵/١٣*١٠٠q = خشکی

۴۵ = ٣٢ + خشکی + دریا = ١٣

%١٠٠=(% دریا ( ٧١٫١١١١١١١١ %)+خشکی( ٢
۵٫٨٨٨٨٨٨٨٩

دانش بشری به تازگی اثبات نموده که آب ٧١٫١١١ % و خشکی ٢٨٫٨٨٩ % از کره زمین را فراگرفته است.

آیا می‌توان گفت که این‌ها همه بر حسب اتفاق در قرآن مجید آمده است؟

پرسش این است که چه کسی این علم را به پیامبر اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آموخته است؟

پاسخ بی اختیار در ذهن خواهد درخشید.

خداوند قادر مطلق این همه را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در قالب قرآن، کلام وحی آموخت.

آیه ٨٧ از سورهء انبیاء:

لا اِلهَ اِلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین .

سُبحانَ اللهِ و بِحَمدِهِ سُبحانَ اللهِ العَظیم .

 

منبع: تبیان

 

 

 

عید سعید فطر بر همه شما مبارک باد.

   + سعید ; ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/٧/٩
comment نظرات ()