پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

گذری بر میلیونر زاغه نشین

  

 

از آخرین نقد فیلمی که در این وبلاگ نوشتم زمان زیاد میگذرد. کمابیش تماشای برخی فیلمها را دوباره شروع کردم و به قولی دیگر روزه ام را با یک سری فیلم افطار کردم. پیش از مراسم اسکار دو فیلم در این بین نظرم را بیشتر جلب کرد. یکی زندگی جالب بنجامین باتن  (The.Curious.Case.of.Benjamin.Button) و دیگری میلیونر زاغه نشین  (Slumdog Millionaire) بود. فیلم اول را بیشتر پسندیدم اما دوست داشتم دومی جایزه اسکار بگیرد!

گمان نکنم در دنیا ملتی به اندازه هندی ها اهل اغراق و مغلطه باشد. بالیوودی که با تکیه بر اقبال مردم فقیر و بی غم خودشان که ماشاالله بیش از یک هفتم انسانهای روی کره زمینند و همینطور اصل جداناپذیر تقلید و کپی و تظاهر با لوکیشنهای فیلتر شده و تصویر انسانهایی که در سرتاسر هندوستان شاید دو نفر از آنها پیدا نشود شهرتی دست و پا کرده و خوشند. تصور من همیشه از لوکیشن های شیک و یا با شکوه فیلمهای بالیوودی این است که بازیگران و گروه ها پشت سر هم در یک صف به هم ریخته هستند تا فیلمبرداری این فیلم تمام شود و فیلم دیگر بساط خود را پهن کند. منظورم چندین فیلم در روز است که شمار آنها در سال به نزدیک 1000 می رسد!!!

اما فیلم میلیونر زاغه نشین تقریباً به همان دلیلی گُل کرد که هندهای از خود متشکر نگران بودند و پس از اعلان برنده حتی به خیابانها ریختند که البته امری بسیار عادی است.

میلیونر زاغه نشین تقریباً آنچه که در واقع در هندوستان میگذرد را به نمایش گذاشت. جایی که قانون خود مردم هستند و چنان این قوانین خودساخته قوی و موثرند که بعنوان یک مثال ساده شرکتهای خودروسازی بزرگ غربی و شرقی را وادار به حذف آینه بغل از خودرو های کرده اند!

مردمی که برای اجتناب آنها از ادرار و مدفوع کردن در معابر و خیابانها از طرف شهرداری ((جایزه نقدی اجابت مزاج در توالت عمومی)) می گیرند و در و دیوارشان پر از رنگ قرمز تُف و نشتخوارشان است بادیگارد و ماتریس و هکرهای حرفه ای می شوند و مانکن ها و هنر پیشه هایشان با حبس نفس در سینه عکس می گیرند تا اضافاتشان چاپ نشود. با نیم کیلو پودر سفید کننده تازه خاکستری می شوند و هر جا هم که رفته اند کم لطفی نکرده اند یادگار و پیشینه گذاشته اند. امارات، عربستان و بحرین ...و انگلیس و امریکا و ...مالزی و سنگاپور و ...!

در بررسی بین المللی بی نزاکت ترین مردمان شهرهای مهم جهان مردم شهر بمبئی (پاتوق و مقر بالیوود) اول میشوند و بعد آقای قهرمان باشی بالیوود نشان وقتی که از این شکنجه به آن بدبختی و از این گرفتاری به آن نامردی و بی وفایی و جنایت و غیره می افتد سر آخر جلوی آقا بده کظم غیض میکند و کل گرفتاری 80 ساله با یک چشم غرّه و یک مشت فشار دادن تمام می شود! آخر هم خوب و بد و زشت و زیبا برادر و خواهر می شوند و می رقصند.

واقعاً حق دارند از عبارت Incredible India استفاده می کنند چون این چیزها منحصر به آنجاست! جایی که با سگها وصلت می کنند و ماده گاوها را احترام می کنند، یک ترقه می ترکد 50 نفر می میرند، روی میل لنگ موتور و داخل اگزوز قطار هم مسافر نشسته و گمان کنم اگر بتوانند همانطور هم سوار هواپیما هم می شوند! تصور کنید که یک ردیف آدم با دست به دو گوشه بال هواپیمای عبوری از بالای سر من و شما چسبیده اند و هواپیماها هم شرشره بندی شده اند! چیزی که هندیها خیلی دوست دارند. درست مثل بادبادک هایی که ریسه از گوشه های آن آویزان است. در این بین هم لابد تلفن همراهشان زنگ می خورد و گوشی را از جیبشان در می آورند و ناگهان دستشان از طیاره جدا میشد. تصور اینکه یک نفر در حین گفتگوی تلفنی از بالای سر شما رد شود و با سر به داخل یک ساختمان برود جالب است. اگر اندکی با هندی ها رفت و آمد یا آشنایی داشته باشید می بیینید که همیشه در حال حرف زدن هستند. چه حضوری و چه تلفنی! کسانی که فیلم Crank را دیده اند می توانند یک تصور نصفه و نیمه از آنچه میگویم بدست آورند!

صحنه جالبی که گمان کنم حرف اصلی فیلم را زد را در زیر ببینید.

 

 

میتوانید از اینجا با فرمت SWF دانلود کنید (2.8 MB)

 

... مگر نمیخواستی هند واقعی را ببینی...؟  این هم هند...!

 

 

  

پ.ن: تلاش سابقه دار هالیوود هم در این فیلم برای لطمه زدن به اسلام ادامه داشت و مسلمانان هندی را هم به آن شکل دستخوش قرار داد.

   + سعید ; ٦:۳٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/۱٢/٢٠
comment نظرات ()

نقطه مشترک؟

 

تمامی شخصیتهایی که در تصویر پایین می بینید به ترتیب در مقطعی خبر ساز شماره یک کشور و حتی جهان بوده اند. شباهت و نقطه مشترک ایشان در چیست؟ پاسخ از شما.  

شباهت چیست؟

 

 

   + سعید ; ٧:٠٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/۱٢/۱۳
comment نظرات ()