پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

 

 

شهادت مظلومانه سالار شهیدان امام حسین علیه السلام تسلیت باد.

   + سعید ; ٦:٤٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/۱٠/۱٧
comment نظرات ()

به رایگانی جان انسانها!

 

در ترافیک ظهر هنگام و اوج هنر نمایی رانندگان ایرانی در صحنه های ملی صدای آژیر آمبولانسی که درست در دویست متری درب ورود اورژانس بیمارستان توجه فقط عده ای (!) را به خود جلب کرد. از آیینه خودرو می بینم که راننده آمبولانس تلاش زیادی دارد تا راهی از میان این توده های آهنی که توده های گوشتی آنها را این سو و آن سو می کنند باز کند اما بی فایده است. راننده خودروی جلویی خانمی میانسال سوار بر یک پژوی 206 صندوق دار است و بنظر می رسد اگر خود بیمار از پشت آمبولانس با سرُم و بانداژ و خون آلود پیاده شود و از او خواهش کند چند متر جلوتر برود او همچنان جدّی و خیره به مقابل، دو دستی فرمان را چنان محکم چسبیده که خونی در دستانش نمی ماند. خودروی پشت سر نوع دیگری از پژو است و راننده آن که نمادی انتزاعی از هر چه بنگاه دار ختم روزگار است دارد بی خیال همه چیز (جز پول) گوشی موبایل را به صورت فربه اش چسبانده. خودم را جای آن بیمار و خانواده اش میگذارم و فوراً خودرو را به بدترین جای ممکن در آخرین نقطه جنب آسفالت خیابان می رسانم تا به قدر طول یک خودرو هم شده آمبولانس جلو رود و بیمار به قدر طی مسافت یک خودرو شانس بیشتری برای بهبود و حتی زندگی داشته باشد. راننده فربه پشت سر خوشحال از فضای رایگان بوجود آمده که شاید به قیمت جان یک انسان باشد فوراً آن را پر می کند؛ او کماکان با موبایل خود حرف میزند و بی شک صدای آژیر آمبولانس را هم نمی شنود. خانم راننده نیز همچنان دو دستی فرمان را می فشارد و حتی تذکر من مبنی بر تکان دادن خودرویش پاسخی جز خیره ماندن مستقیم به روبرو نداشت. به نظر میرسد راننده جلویی بر خلاف راننده پشت سر دغدغه ای جز تمرین تعلیمات کلاس یوگا ندارد و همانطور خیره به روبرو به مدیتیشن می پردازد تا حال و روز اعصابش از این طریق بهتر شود.

بالاخره آمبولانس از کنار من گذشت و حالا نوبت من بود که از آن گوشه بتوانم وارد جریان خیابان بشوم. حقیقت این است که ما بی رحمیم و حتی به یک محتضر، به یک بیمار و یک مجروح که میتواند یکی از خود ما یا اعضای خانواده ما باشد رحم نمی کنیم. آیا این جماعت سزاوار رحم و شفقتند؟

   + سعید ; ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٧/۱٠/٩
comment نظرات ()

قرآن را پارسی بخوانیم!؟ عربی بخوانیم؟ اصلاً نخوانیم...؟! (بخش اول)

 

به توصیه یکی از دوستان قدیمی که هم اکنون خارج از کشور زندگی می کند با وب سایتی با موضوع ترجمه فارسی قرآن به نشانی www.quran-farsi.net  آشنا شدم که البته پس از مرور کوتاهی فهمیدم که ترجمه فارسی قرآن تنها بخشی از این پایگاه است که قسمت نه چندان کوچکی از آن به تفسیر، پینویسی، توضیح و تاویل و شبهه و بیانیه و چه و چه اختصاص دارد و در همان ابتدا من نفهمیدم این چه سنخیتی با ادعای اصلی این وب سایت دارد که دائم میگوید و حتی تیتر زده: فقط خدا ، فقط قرآن! حال من نمیدانم افاضات خود ایشان که حتی بر خلاف رسم همه مترجمین قرآن در لابلای متن اصلی آمده به کدام یک از این دو اصل فقط خدا یا فقط قرآن می چسبد که ما دسته کورها باید لاجرم آن را نبینیم! پس سخن ساده تر اینکه تا به اینجا با توجه به عقل و خرد این شد که فقط قرآن، فقط خدا، فقط نظرات شخصی آقای حسن زمان زاده!

 

فرمایشات خداوند (قرآن) در دست ماست چرا به نظریات و دستورات دیگران توجه میکنیم. بنظر شما اسم این چیست؟

ما که حرفی نداریم! فرمایشات خداوند (قرآن) در دست من و شماست دیگر حالا بر خلاف ادعای شما چرا ما باید به نظرات و دستورات شما آقای حسن زمان زاده مقیم لوس انجلس، کالیفرنیا توجه کنیم!؟ به نظر شما اسم این چیست؟ مگر این که شما ادعای خدایی یا کتابت قرآن داشته باشید. در ادامه نوشته شده که از این ببعد فقط و فقط به سرچشمه، یعنی به قرآن رجوع خواهید کرد که البته این نیز با تلاش گسترده ایشان در جرح و تعدیل و القاء نظراتشان صد در صد در تضاد است.

 

ادعا و شعار دیگر این شخص با منشاء قرآنی میگوید:  بدون تردید ما قران را برای متوجه شدن آسان کردیم، آیا کسی هست که متوجه شود؟

 

و باز من (پسر ایرانی) میگویم که آیا کسی هست (منجمله خود آقای زمان زاده) که متوجه شود اگر بدون تردید این قرآن را برای متوجه شدن آسان گشته است دیگر این مشقت عظمای شما برای تفسیر، تاویل و شبهه افکنی، شبهه رفع کنی و شعار و بگیر و ببند دیگر چیست؟ آیا کسی هست که متوجه شود؟ در ادامه همین ادعا باز از قرآن کریم میگوید: ما هر چیزی را کاملا توضیح داده‌ایم. مجدد به سر همان سر خط اول بر میگردیم که اگر خود شما به چنین جمله ای از قرآن قلباً اعتقاد داری دیگر این بساط عریض و طویل شرح و تفصیل و ساده کردن برای چیست؟! شما ترجمه ات را لغت به لغت بکن و برو! دیگر چرا میترسی اگر واقعاً اعتقاد داری؟

من ترجیح میدهم با آنچه که تا بحال گفته شده است شرح بیشتری به این ادعا ندهم چون شک ندارم همه به خوبی منظور من و ایشان را با این ادعای ذیل می فهمند:

افرادی که ادعا میکنند مردم برای فهمیدن و درک قرآن به آنها احتیاج دارند دکان باز کرده اند.

بعضی از اینها همان افرادی هستند که قرن ها از بی اطلاعی مردم سوء استفاده کرده اند و افکار عقب افتاده و منفعت جویانه خود را بنام دین بخورد مردم دادند

 

پس از آنجا که موضوع دکان و قرون گذشته به وسط آمده ما اسم این وب سایت و تشکیلات ایشان را از دکان به مارکت سنتر تغییر میدهیم تا رعایت انصاف شده باشد اما ظاهراً کاربری آن کماکان تجاری است با اندک تفاوتی که به آن اشاره خواهم کرد.

این قرآن مردم را به درست ترین راه هدایت میکند

سوال مهم اما ساده ای که همیشه در مواجهه با این آیه شریف که از زبان اشخاصی چون ایشان بیان میشود این است که مگر آن عده اعضای القاعده و جُندالله که سر آن انسان اسیر را می بُرند همین قرآن را در دست ندارند؟ اگر مشکل آنها آشنایی نداشتن به زبان عربی است که باید گفت که این کتاب به زبان مادری ایشان است و اگر بر اساس پندار ایشان و مانند ایشان بخواهیم فکر کنیم  باید گفت که در این کرهء خاکی هیچ کس به اندازه اعراب منجمله اسامه بن لادن با قرآن مانوس و آشنا و مسلط نیست! پس اشکال کجاست؟ اشکال کجاست که خود قرآن میگوید: این قرآن مردم را به درست ترین راه هدایت میکند و آقای زمانیان مدعی است: ندانستن زبان عربی باعث این شد که متاسفانه عمری دستورات پروردگار را نفهمم و برای فهمیدن اوامر خداوند به حرف این آن گوش بدهم.  کار بسیار بسیار اشتباهی بود.

 

لطفا دوباره این دو جمله  را که یکی از قرآن و دیگری نظر شخصی آن فرد است در کنار یکدیگر بخوانید ومقایسه کنید و بر اساس همان رویه القاعده و یا هر یک نفر تندرو یا تحت هر نام دیگری قضاوت کنید حال آنکه بازایشان بارها و مکرراً تصریح میکند: افرادی که مردم بیگناه را میکشند، کسانی نیستند که از قرآن مجید و اسلام  پیروی میکنند.

آقای زمانیان! خود شما از قرآن می آورید که این قرآن مردم را به درست ترین راه هدایت میکند و بعد میگویید ندانستن زبان عربی باعث جهالت و پیروی شما از غیر خدا شده و بعد می نویسید : افرادی که مردم بیگناه را میکشند، کسانی نیستند که از قرآن مجید و اسلام  پیروی میکنند.

ظاهراً از این منظر شما رهبران و پیروان القاعده تمام شروط یک هدایت درست و صحیح و شرایط یک پیرو راستین اسلام را دارند زیرا هم عربی قرآن را از فارسی من و شما بهتر می خوانند و میفهمند و هم در حین سر بریدن یا منفجر کردن انسانها و خودشان تا آخرین دم، قرآن (کتاب خدا) در دست میگیرند و ذکر آیات قرآن را بر لب دارند  و جواز ذبح را از همان آیات عربی بیرون میکشند! درست همان کاری که این مردک جانی و گمراه یعنی عبدالمالک ریگی سردسته گروهک جندالله در جنوب شرق ایران میکند. فرق شما و ایشان چیست؟ فرق شما و ایشان فقط در جو جامعه ای هست که در آن متولد شده اید؟ یعنی عبدالمالک ریگی که از کودکی با کینه ها و قتل های فجیع قومی و قبیله ای رشد کرده و میتواند همچون خیار پوست کندن من و شما سر یک آدم را ببرد با خواندن قرآن تبعش به سمت آن کارها میرود و به گفته خودش با دستان خونی دلش خنک میشود و شما که در جایی زندگی می کنید که اگر پیر زنی در گوشه ای ذره ای پودرسفید شکر ببیند صدها پلیس اف بی آی و مامور سی آی ای بلادرنگ در محل خواهند بود تا دل کسی نلرزد و پودر سمی کسی را به سرفه نیندازد باید از چندین هزار کیلومتر آن طرفتر فتوا بدهید که افرادی که مردم بیگناه را میکشند، کسانی نیستند که از قرآن مجید و اسلام  پیروی میکنند. حال در این طرف دنیا القاعده یا هر عده و فرد دیگری ((درست با همان منطق شما)) خطاب به چون تویی که زبان قرآن (عربی) با بدون شک به قدر آنها نمیدانی میگوید آنهایی که تن به مودّت و رابطه با کفار بدهند و دم از صلح و آرامش با دشمنان دین خدا (امریکا، اسرائیل، انگلستان، اسپانیا و... [ته ندارد فهرست ایشان]) بزنند کسانی نیستند که از قرآن مجید و اسلام پیروی میکنند. یعنی خود بخود شخص شما که التماس دعا دارید از جانب ایشان به جمع کفار رفتید و مهدور الدم هستید!

به طور کلی عبارت فقط خدا – فقط قرآن دقیقاً نقطه مقابل نص صریح قرآن است که شخص پیامبر (ص) را به عنوان اسوه و تبعیت از او را مترادف تبعیت از خداوند متعال و تمرد از او را به هر نحو معادل نافرمانی از الله می شمارد. حال چگونه آقای زمان زاده سنت و شیوه زندگانی و امور عبادی مهمی چون شیوه صحیح نماز، اذان، نکاح، زکات، حج و ... که جز سخنانی کلّی و غیر جزئی در قرآن به آن اشاره ای نشده است و به لحاظ عقلانی و منطقی پذیرفتنی است را به کناری زده و همچون جمعیت مرتجع خوارج نهروان مدعی فارسی شده شعار لا حُکم الّا لِلّه است و باز نمیدانم که این شیوه شما چه تفاوتی با سنت معاویه و این قرآن ساخته شما چه تفاوتی با قرآن به سر نیزه های سپاه معاویه در جنگ صفّین دارد؟

خب شمای قرآن مدار و خدا مدار بلند شو و فرمان همان کتاب که به فارسی نوشته ای  را اجابت کن و برو به حج، نماز بخوان و زکات بده ببینم به کجا میروی و چه میکنی و چطور نماز میخوانی و زکات را چه میدانی! این چطور تسهیل و هدایت و موهبتی است که یک مسلمان را در بدیهیات دینش به بیراهه و نا کجا آباد می برد؟ اگر هم که میخواهی امری مثل حج و نماز و جهاد و چه و چه را معطل و معلق بگذاری که خداوند با تو سر و سری ندارد و قرآن هم به شرح آن نپرداخته پس گله نکن، حرف نزن و مدعی نشو که دین خدا را بردند، قرآن را بازیچه و وسیله کردند، مسلمانان را با لغات قلمبه و سلمبه عربی و فارسی تحمیر کردند چون تو و امثال تو مردم را به این وادی بی پاپان حیرانی و استیصال می برند و بی توشه و رهنما رها میکنند. اگر ملاک اسلام واقعی برداشتهای شخصی زمان آبادی ها از قرآن بود و نوع آن را سطح خشونت محیطی جامعه تا مقدار هورمون استروژن موجود در بدنها و خاطرات و فانتزیهای شخصی رقم میزد دیگر چه بعثتی، چه پیغمبری، چه جهادی، چه حجّی، چه قبله ای، چه شهیدی؟!

شما سنت حسنه شخص اول اسلام را و این نعمت بزرگ برای جهانیان و این واسط پر برکت وحی را به گوشه ای انداخته اید و من شاید بدانم چرا! چون حریف این همه تناقض و تشویش و اشتباه و خیانت و جنایت و نفاق و گناه و کفر و فسق و فجور و الحاد و عداوت طی این چهارده قرن نمیشوید و بهترین کار را تیشه زدن به ریشه و حذف کلی آن گرفته اید! ولی این راهش نیست. شما و تمام کسانی که به این نتیجه رسیده اند مذبوحانه کوشیده اند پیچیده ترین معادلات ریاضی را حل کنند و بعد که موفق نشده اند دست به چنین اقدامات و بیانیه هایی زده اند زیرا خودشان هم شاید از اول آگاه نبودند که ضرب دو در دو را هفت نیم میدانستند و بر همین رویه ساز شادی کشف حل المسائل ریاضیات می زنند! آقای زمانیان و هر آن کسی که چون او می اندیشید! کسی که جدول ضرب را اشتباه آموخته دیگر آن فرمول و راه حل اکتشافی اش خدا میداند چه آش شور و بی نمک و در هم ریخته ای باشد و بعد آن را خوب شور و لعاب دهد و مردم را کاسه به دست به سوی این دیگ جوشان جهنمی بکشاند.

من میگویم و بر خلاف ایشان که مُصر است این یک سایت شخصی است که توسط من ایجاد شده و برای آن دیناری از کسی گرفته نشده و گرفته نخواهد شد. من شخصا مسؤل تمام محتویات آن خواهم بود نه از خودم (که از این خودها و بیخودها فراوان است) بلکه از زبان مبارک همان واسط وحی و امین قرآن و کلام خدا میگویم و امیدوارم بدانی که کجا آن نشان مهم و پیام بزرگ را ندیدی وقتی که شخص رسول الله (ص) وصیت می فرمود:

 إنّی تارکٌ فیکم الثّقلین کتاب الله و عترتی لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض ما إن تمسّکتم بهما لن تضّلوا و لن تزّلوا.

من در میان شما امت دو چیز نفیس وزین و گران‌بهایی را باقی گذرنده‌ام که کتاب خدا و عترت من، که اهل بیت منند، که این دو هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند تا وقتی که بر من نزد حوض کوثر وارد شوند.
یعنی تا قیامت، مادامی که شما این دو را دست‌آویز خود قرار دهید و به آن‌ها چنگ بزنید هرگز گمراه نمی‌شوید و هرگز نخواهید لغزید. این حدیث شریف از متواترات احادیث در نزد شیعه و سنی است و هیچ تردیدی در صدور آن نیست.

شما دانسته یا ندانسته خط بزرگی بر این نیمه مکمل و جدا نشدنی کشیده ای و پرنده ای یک بال را به همای سعادت مسلمین تشبیه کرده ای.

اگر بخواهم به صورت موردی به اشتباه عظیم این تفکر و این وب سایت و هر آنکه اینگونه نسخه مردم را یکجانبه می پیچد حرفی بزنم لازم میدانم به موارد ذیل اشاره کنم.

  1. حدیث ثقلین که در بالا آمد دلالت اکید بر قسم جدا نشدنی قرآن یعنی عترت رسول خدا (ع) دارد که دست کم اگر عده ای در تشخیص و شناسایی ایشان اشکال دارند می توانند مطمئن باشند که مسلمانان برای هدایت به تمسک به چیز دیگری به اضافه قرآن توصیه شده اند.
  2. در وسائل الشیعه روایتی از پیامبر نقل شده است که«هر کس که قرآن را با رأی خود تفسیر کند به من ایمان نیاورده است.(وسائل الشیعه/جلد27/صفحه ی 47). هر چند که واژه ((شیعه)) رنگ چهره عده ای را به کبودی میکشاند اما باید گفت که بخش عمده ای از غیر شیعه با این تفکر آقای زمان زاده مشکلی ندارند و از اینرو گروههای تکفیری و یاران ظاهری و دوروی قرآن که دستانشان تا آرنج در خون مردم است در اقصی نقاط دنیا از طیف شیعه نیستند.
  3. حروف مقطعه که در بسیاری از سوره های قرآن هستند برای احدی مفهوم و محرز نیست. الم، المر و بسیاری دیگر که همگی در ابتدای سوره های قرآن آمده است دارای چه مفهوم ساده و قابل فهمی نه تنها برای ما بلکه برای عرب بن عرب بن عرب است؟

 

ادامه دارد

 دانلود فایل PDF همین متن 

توضیح: قسمتهایی که با رنگ نارنجی نوشته شده عین عبارات بکار رفته در وب سایت مورد بحث است.

 

   + سعید ; ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/۱٠/۳
comment نظرات ()