پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

آيا در ميان اديان مختلف نيز اعتقادى به ظهور منجى آخرالزمان وجود دارد؟

 

عقيده به ظهور يك نجات دهنده بزرگ آسمانى و اميد به يك آينده روشن كه در آن، نگرانيها و هراسها مرتفع گردد، و به بركت ظهور يك شخصيّت ممتاز الهى همه تاريكيها از پهنه گيتى برچيده شود، و ريشه ظلم و جهل و تباهى از روى كره زمين بركنده شود، يك اعتقاد عمومى ثابت است كه همواره در همه وقت، در همه جا، و در همه زمانها بين تمام ملّتها شايع و رايج بوده است.

بر اساس تحقيقات پژوهشگران مسايل اسلامى، اين عقيده در طول دوران زندگى انسانها پيوسته در ميان همه ملّتها و پيروان اديان بزرگ موجود بوده، و حتّى اقوام مختلف جهان چون: اسلاوها، ژرمنها، اسنها و سلتها، نيز معتقدند كه سرانجام بايد پيشوايى در آخر الزمان ظهور كرده، بى عدالتى ها را از بين برده، حكومت واحد جهانى تشكيل داده، و در بين مردم بر اساس عدالت و انصاف داورى كند.

آنچه از تاريخ اُمّتها استفاده مى شود اين است كه: مسأله عقيده به ظهور يك رهبر مقتدر الهى و آمدن مصلحى در آخر الزمان به نام مُنجى موعود جهانى به قدرى اصيل و ريشه دار است كه در اعماق دل ملّتها و پيروان همه اديان الهى، و تمام اقوام و ملل جهان جا گرفته است تا جايى كه در طول تاريخ بشريّت، انسانها در فراز و نشيب هاى زندگى، با يادآورى ظهور چنين رهبر مقتدرى، پيوسته خود را از يأس و نا اميدى نجات داده، و در انتظار ظهور آن مصلح موعود جهانى در پايان جهان، لحظه شمارى مى كنند.

براى اثبات اين مطلب، كافى است بدانيم كه عقيده به ظهور يك «نجات دهنده» حتّى از نظر يهود و نصارى نيز قطعى است. و حتّى اين كه در ميان همه طوايف يهود و همه شاخه هاى مسيحيّت وجود اين عقيده قطعى و مسلّم است.

موعود گرايى در بين يهود و نصارى 

نويسنده آمريكايى كتاب «قاموس مقدّس»، درباره شيوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پيدايش يك «منجى بزرگ جهانى» در ميان قوم «يهود» چنين مى نويسد:

«عبرانيان منتظر قدوم مبارك «مسيح» نسلاً بعد نسل بودند، و وعده آن وجود مبارك . . . مكرّراً در «زبور» و كتب انبيا، على الخصوص، در كتاب «اشعيا» داده شده است. تا وقتى كه «يحياى تعميد دهنده» آمده، به قدوم مبارك وى بشارت داد، ليكن «يهود» آن نبوآت (پيشگوييها) را نفهميده با خود همى انديشيدند كه «مسيح» (سلطان زمان) خواهد شد، و ايشان را از دست جور پيشگان و ظالمان رهايى خواهد داد، و به اعلا درجه مجد و جلال ترقّى خواهد كرد».

نويسنده كتاب «قاموس كتاب مقدّس» در كتاب خود ازيهوديان، زبان به شكايت مى گشايد كه دعوت عيساى مسيح را بعد از آن همه اشتياق و انتظار، سرانجام نپذيرفتند و او را مسيح واقعى نپنداشتند و او را با مسيح موعودى كه سلطان زمان خواهد بود و منجى واپسين و مژده اش را كتاب مقدّسشان داده بود و سالها در انتظارش در التهاب سوزان لحظه شمارى مى كردند، مطابق نيافتند. از اين رو، با او به دشمنى برخاستند، حتّى وى را جنايتكار به ملّت اسرائيل، و تعاليمش را، ضدّ آرمان اساسى كتب مقدّس «عهد عتيق» (تورات و ملحقات آن) دانستند، ناچار به محاكمه اش فراخواندند و به اعدام محكومش كردند، و همچنان با احساس غبنى جانكاه مجدداً در انتظار «مسيح موعود» و رهايى بخش از رنج و ستم، نشستند.

مسيحيان، با اين كه حضرت عيسى( عليه السلام) را «مسيح موعود» يهوديان مى دانستند، چون نسبت به پيروى او احساس ناتمامى كردند، يكباره اميدشان از «زمان حال» بركنده شد; حماسه انتظار را از سرگرفتند و در انتظار «مسيح» و بازگشت وى از آسمان، در پايان جهان نشستند.

طبق نوشته «مستر هاكس» آمريكايى، در كتاب خود «قاموس كتاب مقدس» كلمه «پسر انسان» 80 بار در «انجيل» و ملحقات آن (عهد جديد) به كار رفته كه فقط 30 مورد آن با حضرت عيسى( عليه السلام ) قابل تطبيق است، و 50 مورد ديگر از «مصلح» و نجات دهنده اى سخن مى گويد كه در آخر زمان ظهور خواهد كرد.!

  مسيح هاى دروغين

اعتقاد به ظهور يك «منجى بزرگ جهانى» و اشتياق، به ظهور يك رهبر آسمانى در ميان يهود و نصارى، آن چنان اصيل و ريشه دار است كه در طول تاريخ اين دو ملّت، مدّعيان شگفتى را پديد آورده، و افراد زيادى پيدا شده اند كه خود را به دروغ «مسيح موعود» معرّفى كرده اند. به طورى كه صاحب كتاب «قاموس كتاب مقدّس» در باره شماره مدّعيان دروغين «مسيح موعود» مى نويسد:

«24 نفر مسيحيان (مسيح هاى) دروغگو در ميان بنى اسرائيل ظاهر گشتند كه مشهورترين و معروفترين آنها «بركوكبه» است كه در اوايل قرن ثانى مى زيست. و آن دجّال معروف ادّعا مى نمود كه رأس و رئيس و پادشاه قوم يهود است.

و در مائه دوازدهم تخميناً ده نفر از مسيحيان، ـ يعنى: مسيح هاى دروغگو ـ ظاهر گرديده، جمعى را به خود گروانيده، و اين مطلب اسباب فتنه و جنگ شده، و جمعى كثير نيز در آن معركه، طعمه شمشير گرديدند. و آخرين مسيحيان ـ مسيح هاى دروغگو ـ «مردخاى» است. او شخصى بود آلمانى كه در سال 1682 ميلادى ظهور كرده، اسباب اشتداد فتنه، و اشتعال نائره فساد گشت، و چون آتش فتنه بالا گرفت، فرارى گرديده معدوم الاثر شد.

نويسنده كتاب «ديباچه اى بر رهبرى» بعد از نقل اين جريان از كتاب «قاموس كتاب مقدس» مى نويسد:

«متأسّفانه اطّلاع مؤلّف آمريكايى ـ كتاب «قاموس كتاب مقدّس» به زبان فارسى، كه سالها نيز ساكن «همدان» بوده است ـ درباره شماره مدّعيان «مسيحائى» و همچنين درباره آخرين كسى كه به عنوان «مسيح موعود» قيام كرده است، نارساست.

شماره اين مدّعيان، به مراتب بيشتر از آن است كه وى يادآور شده است، همچنين قيام «مردخاى» آلمانى در قرن هفدهم، واپسين قيامى نيست كه تاريخ مسيحيّت آن را به ياد مى آورد. تنها طى دو قرن هيجده و نوزده در انگلستان، بالغ بر شش تن، به نام «مسيح موعود» ظهور كرده اند، و اغتشاشهايى را هم دامن زده اند، و پاره اى از آنان نيز به كيفر رسيده اند».

«البته به موازات دين مسيح، در دين يهود نيز، مسيح هاى دروغين متعدّد ظهور كرده اند. از جمله، يكى از مسيح هاى يهودى، «داود آل روى» از يهوديان ايران است. او در اواسط قرن دوازدهم در ميان يهوديان ايران، مدّعى شد كه او «مسيح موعود» است».

  اسامى مقدّس حضرت مهدى ( عليه السلام) در كتب مذهبى اهل اديان

اينك قسمتى از اسامى مبارك آن حضرت را كه با الفاظ مختلفى در بسيارى از كتب مذهبى اهل اديان و ملل مختلف جهان آمده است، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانيم.

1 ـ «صاحب» در صحف ابراهيم(عليه السلام);

2 ـ «قائم» در زبور سيزدهم;

3 ـ «قيدمو» در تورات به لغت تركوم;

4 ـ «ماشيع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى;

5 ـ «مهميد آخر» در انجيل;

6 ـ «سروش ايزد» در زمزم زرتشت;

7 ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند;

8 ـ «بنده يزدان» هم در زند و پازند;

9 ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هنديان;

10 ـ «شماخيل» در ارماطس;

11 ـ «خوراند» در جاويدان;

12 ـ «خجسته» (احمد) در كندرال فرنگيان;

13 ـ «خسرو» در كتاب مجوس;

14 ـ «ميزان الحق» در كتاب اثرى پيغمبر;

15 ـ «پرويز» در كتاب برزين آذر فارسيان;

16 ـ «فردوس اكبر» در كتاب قبروس روميان;

17 ـ «كلمةُ الحقّ» در صحيفه آسمانى;

18 ـ «لِسانِ صدق» هم در صحيفه آسمانى;

19 ـ «صمصام الاكبر» در كتاب كندرال;

20 ـ «بقية اللّه» در كتاب دوهر;

21 ـ «قاطع» در كتاب قنطره;

22 ـ «منصور» در كتاب ديد براهمه;

23 ـ «ايستاده» (قائم) در كتاب شاكمونى;

24 ـ «ويشنو» در كتاب ريگ ودا;

25 ـ «فرخنده» (محمّد) در كتاب وشن جوك;

26 ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در كتاب پاتيكل;

27 ـ «پسر انسان» در عهد جديد (اناجيل و ملحقات آن);

28 ـ «سوشيانس» در كتاب زند و هومو من يسن، از كتب زردتشيان;

29 ـ در كتاب «شابوهرگان» كتاب مقدس «مانويه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ايزد» آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند، و عدالت را در جهان آشكار سازد;

30 ـ «فيروز» (منصور) در كتاب شعياى پيامبر.

علاوه بر اين ها اسامى ديگرى نيز براى حضرت مهدى( عليه السلام )در كتب مقدّسه اهل اديان ذكر شده است كه ما به جهت اختصار از نقل آنها خوددارى نموديم.

اسامى مقدّسى چون: « صاحب، قائم، قاطع، منصور و بقية اللّه » كه در كتب مذهبى ملل مختلف آمده است، از القاب خاصّ وجود مقدّس حضرت حجّت بن الحسن العسكرى ـ  عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف  ـ است كه در بيشتر روايات اسلامى، به آنها تصريح شده و ائمّه معصومين( عليهم السلام) در اكثر روايات، از آن حضرت به عنوان «صاحب»، «قائم» و «بقية اللّه» ياد كرده اند. و اين خود بيانگر اين واقعيّت است كه موعود همه اُمّتها و ملّتها همان وجود مقدّس منتظر غايب، حضرت حجّت بن الحسن العسكرى ( عليه السلام) است.

بزرگنمایی

http://www.al-shia.com 

   + سعید ; ٩:٤۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٥/۱۱/٢٤
comment نظرات ()

ازدواج پیامبر (ص) با حضرت خدیجه (س)

 

 

پیامبر (ص) 15 سال پیش از هجرت با حضرت خدیجه (س) ازدواج کردند. از تاریخ چنین بر می آید که حضرت خدیجه (س) بنت خویلد در علم و اطلاع به کتب آن زمان معروف بوده است. او از زنان قریش و علاوه بر کثرت اموال و املاک و تجاراتی که داشت، به عقل و کیاست نیز مزیت داشت و در آن زمان او را طاهره، مبارکه، سیده نسوان و ملکه بطحا میگفتند. او از کسانی بود که انتظار قدوم پیامبر (ص) را می کشید و همیشه از علما اعلام نبوت آن را حضرت را جویا می شد.

    هنگامی که خدمت پیامبر (ص) شرفیاب شد، اول او از مهر نبوت سوال کرد و آن را زیارت کرد و اشعار فصیح او در مدح رسول گرامی (ص) و کمال محبتش به آل عبدالمطلب مشهور است که کاشف از علم و ادب و محبت اوست. در همان روزی که آن حضرت مبعوث به رسالت شد جناب خدیجه (س) ایمان آورد.

    حضرت خدیجه (س) از مال و میراثی که به او رسیده بود به صورت مضاربه تجارت می کرد. چندی نگذشت که از بزرگان تجار شد به گونه ای که هشتاد هزار شتر زیر بار تجارت اون بودند و هر روز اموال او زیاد تر می شد. بر بام خانه اون قبّه ای از حریر سبز با طنابهای ابریشم با تمثالی چند بود که این علامت جلالت آن بانوی بزرگوار بود.

    افراد زیادی مانند عقبه بن ابی معیط و ابن ابی شهاب که هر یک چهارصد کنیز و غلام و خدمتکار داشتند، و ابوجهل و ابوسفیان و دیگر بزرگان عرب آن روز به خواستگاری آن حضرت آمدند، ولی آن حضرت قبول نفرمودند. سر انجام خود حضرت خدیجه (س) پیشنهاد ازدواج به پیامبر (ص) دادند و این ازدواج با آداب و مراسم خاصی انجام شد.

    خداوند دو پسر به نام های قاسم و عبدالله که به آنها طیب و طاهر هم میگفتند، و چهار دختر به نامهای ام کلثوم و زینت و رقیه و فاطمه (س) به آن دو بزرگوار عنایت فرمود.

    در کرامت و بزرگواری ایشان همین بس که آن حضرت مادر حضرت صدیقه طاهره (س) ام الائمه المعصومین (ع) و همسر امیر الموءمنین (ع) و جدّهء حضرات معصومین (ع) است.

   حضرت خدیجه (س) بیست و چهار سال و یک ماه با پیامبر (ص) زندگی کرد و تا آن حضرت زنده بود پیامبر (ص) همسر دیگری اختیار نفرمود. همچنین حضرت خدیجه (س) جمیع اموال خود را به پیامبر (ص) واگذار کرد.

    عایشه میگوید: کمتر اتفاق می افتاد که پیامبر (ص) از خانه بیرون رود و خدیجه را به خیر یاد نکند، چندانکه یک روز آتش حسد من مشتعل شد و گفتم: یا رسوال الله! تا کی خدیجه را یاد میکنی!؟ او پیرزنی بیش نبوده! خداوند بهتر از او را (منظور خودش بوده) به تو مرحمت کرد! پیامبر (ص) از سخن من در غضب شد و فرمود: نه به خدا قسم! بهتر از خدیجه نصیب من نشده. به من ایمان آورد هنگامی که مردم کافر بودند، و تصدیق نبوت من نمود در وقتی که مردم مرا تکذیب می کردند، و اموال خود را در اختیار من گذارد در وقتی که مردم مرا از خود دور می کردند. خداوند متعال از خدیجه به من فرزندانی روزی کرد و رحم تو را عقیم قرار داد.

 

 

 

 

 

   + سعید ; ٩:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٥/۱۱/۱٧
comment نظرات ()

بهشت بر تو گوارا باد!

 

کاروان امام حسین (ع) به سوی کربلا حرکت می کرد. در صحرای ثعلبیه چشم امام (ع) به خیمه سیاه رنگی افتاد. این خیمه متعلق به زنی به نام قمر بود که به همراه پسرش وهب و عروسش هانیه که هر سه مسیحی بودند، در آن زندگی می کردند و از راه دامداری زندگی ساده خود را می گذراندند. امام نزدیک آن خیمه رفت. در آن هنگام فقط مادر در خیمه بود و پسرش وهب و تازه عروسش هانیه، گوسفندان را برای چریدن به دشت و کوه برده بودند. حضرت حال و احوال او را پرسیدند و وقتی مشکل کم آبی آنها را دیدند، با دست معجزه آسای خود از زیر سنگی، چشمه ای گوارا برایشان آشکار کردند. پیرزن بسیار شادمان شد و از امام تشکر کرد. در هنگام خداحافظی امام حسین (ع) ماجرای خود را گفت و به آن مادر پیر فرمود: ما نیاز به یار و یاور داریم. وقتی که پسرت وهب بازگشت بگو به ما بپیوندد و در راه دفاع از حق کمک کند.

    امام رفت ولی پیرزن در حیرت فرو رفته بود. عظمت، کرامت، ضعیف نوازی و مهربانی امام، فکر و قلب او را قبضه کرده بود؛ گویی می خواست پر در آورد و با امام حرکت کند. صبر کرد تا وهب و عروسش هانیه آمدند. آنها آب گوارای چشمه کنار خیمه را دیدند، از علت جاری شدن آن پرسیدند. امّ وهب همهء جریان را برای آنها تعریف کرد و پیام امام را نیز به پسرش ابلاغ نمود. این سه نفر شیفتهء امام شدند. بار و بنهء خود را برداشتند و به سوی کاروان امام حرکت کرده، به حضور امام رسیده و قبول اسلام کردند و همراه کاروان امام با کمال عشق و علاقه به راه خود ادامه داده تا به کربلا رسیدند. (در این وقت 9 روز از عروسی وهب و هانیه می گذشت).

    وقتی روز عاشورا فرا رسید، مادرش به پسرش گفت: پسرم برخیز، پسر دختر رسول خدا (ص) را یاری کن! وهب گفت: مادرم، حتما یاری می کنم و کوتاهی نخواهم کرد.

    امّ وهب آنچنان پسرش را عاشقانه به سوی میدان دعوت میکرد، که گویی می خواهد کبوترش را به سوی میدان پرواز دهد. او اشک شوق می ریخت که جوان تازه دامادش در رکاب امام حسین (ع) شهد شهادت بنوشد و محاسن خود را به خون سرش رنگین کند. هانیه همسر وهب که تحمل فراق وهب برایش سخت و رنج آور بود در آغاز در مورد رفتن وهب به میدان، بی میل بود. ولی امّ وهب اصرار داشت که پسرش به میدان برود و می گفت: پسرم! از تو راضی نخواهم شد، مگر این که به یاری پسر پیغمبر (ص) بروی، و تو هرگز به شفاعت جدّ امام حسین (ع) نمی رسی، مگر با رضایت امام و رضایت من.
    وهب به میدان تاخت و رجز جانانه خواند و شجاعانه جنگید و جماعتی را کشت و نزد مادر برگشت و گفت: آیا از من راضی شدی؟ امّ وهب گفت: از تو راضی نمی شوم تا در پیشگاه امام حسین (ع) کشته گردی. و به میدان بازگشت و همچنان با قدرت عجیبی می جنگید به طوریکه تعداد زیادی را کشت سپس هر دو دست او را قطع کردند.

    همسرش عمودی برداشت و کنار شوهرش آمد و گفت: خوشا به حالت! در رکاب پاکان با دشمن جنگ کن! وهب به هر طریقی که بود تا او را به خیمه ها برگرداند، ولی او می گفت: بر نمیگردم تا با تو کشته شوم! امام حسین (ع) فرمود: از ناحیه ما بهترین پاداش به شما برسد، به خیمه ها برگرد. هانیه بازگشت، وهب را اسیر کرده و نزد عمر سعد (لعنت الله علیه) آوردند. عمر سعد ملعون که صلابت و دلاوری او را دیده بود به او گفت: ((چقدر رشادت داری!)) سپس دستور داد گردنش را زدند و سر بریده اش را به سوی لشکر امام حسین (ع) انداختند.

مادرش سر او را گرفت و به آغوش کشید و خون صورتش را پاک کرد و گفت: ((حمد و سپاس خداوندی را که با شهادت تو روی مرا سفید کرد)). آنگاه عمود را از جا کند و به میدان رفت. امام حسین (ع) فرمود: ای مادر وهب! به خیمه برگرد، پسرت اکنون با رسول خدا (ص) است. او به خیمه بازگشت.

    هانیه همسر وهب خود را به جنازه به خون غلتیده همسرش رسانید. خونها را از پیکر او پاک می کرد و می گفت: ((هَنیئا" لَکَ الجَنَّهَ)) یعنی ((بهشت بر تو گوارا باد)).

    شمر ملعون وقتی که او را دید به غلامش که رستم نام داشت، دستور داد تا او را بکشد. رستم با عمود بر آن زن زد و او را کشت و این یگانه زنی بود که در کربلا در راه دفاع از حریم امام حسین (ع) به شهادت رسید.

 

 

   + سعید ; ٢:۳٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٥/۱۱/۱٠
comment نظرات ()

کتابخانه های اینترنتی

 

در این مطلب میخواهم به تعدادی از وب سایت ها و وبلاگهای مربوط به کتابها و مقالات فارسی بپردازم. این مطلب را در یکی از جراید یافتم و به نظر مفید می آمد.

اگر روی لینکهای مربوط کلیک کنید، به آدرس های مربوط می رسید.

1.کتابهای فارسی شورای عالی اطلاع رسانی

www.takfa.ir

2.دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها  www.rasaneh.org

3.انتشارات ثانیه www.saniehpress.com

4.خبرنامه کتابهای دیجیتالی فارسی  www.persianbooks.blogspot.com

5.کتابخانه دیجیتال تبیان  http://library.tebyan.net

6.کتابخانه ملی ایران www.nlai.ir

7.سایت آکادمیست www.academist.ir

8.شبکه ملی کتابهای ایران www.srlst.ir

9.جستجو در فهرست کتابهای فارسی www.persianbookskisting.mybesthost.com

10.پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران www.Irandoc.ac.ir

11.کتابخانه دیجیتالی دید www.did.ir

12.فهرست کتابهای الکترونیکی www.ebookpars.com

13.کتابخانه های دیجیتالی ایران www.aqlibrary.ir/diglib/irandiglib.aspx

14.کتابخانه دیجیتالی اتحادیه کانون وکلای دادگستری ایران www.iranbar.com/phk.php22

15.کتابخانه پژوهشکده حمل و نقل http://213,176,109,132/dl/home/logingpage.aspx

16.سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران www.library.irost.org

17.کتابخانه شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان  http://lib.istt.ir

18.کتابخانه دیجیتالی دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان

 www.rose-net.co.ir/iaudi/university.asp?1d=29

19.کتابخانه دیجیتالی دانشگاه آزاد مشهد

www.rose-net.co.ir/iaudi/university.asp?1d=13                                                                      

20.کتابخانه دیجیتال دانشگاه امیر کبیر http://library.aut.ac.ir

 

 

اندازه بزرگتر

   + سعید ; ۳:۱٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٥/۱۱/۳
comment نظرات ()