پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

چت ۲

 

 

·      جملات تنفر آميز داراي ويژگي هايي هستند كه برخي اوقات آدم از بيان يا خواندن آنها احساس سبكي مي كند! جمله اي كوتاه امام خميني در مورد اسرائيل گفت كه مي گويد: اسرائيل آن قدر نجس است كه اگر انگشتش را در دريا فرو كند دريا نجس مي شود.

    اينك من از ته دل، از اعماق وجودم از درونم مي گويم و فرياد مي زنم: شبكه دو سيما آنقدر نجس است كه اگر دستش را در دريا فرو كند دريا نجس مي شود. شايد باورش براي شما دشوار باشد اگر بگويم من به خاطر اين شبكه بيمار شدم و خون خونم را مي خورد.

    حالا چرا اين همه غيض در من است بي مناسبت هم نيست كه بگويم تنها برنامه اي كه از اين شبكه مي بينم اخبار 20:30 است و امروز ديدم كه مجري، خبر سه روز پيش را كه در جرايد كشوري به چاپ رسيده است را مي خواند و خبر تصويري را نشان مي دهد كه خود من سه روز پيش ديدم!!! لابد فيلم و سي دي اين اخبار را شش ماه ديگر با هولوگرام سروش مي فروشند. لعنت به شما! لعنت به شما...

    من به قدري به فضاحت و دنائت اين شبكه ايمان دارم كه به شما كه در هر نقطه و زماني مي توانيد باشيد مي گويم الان برويد و شبكه دو سيما را ببينيد. اگر جز يك تصوير داخلي يا كسي كه فقط حرف مي زند بود سخنانم را قبول نكنيد. اين ادعاي كمي نيست.

  • از همان اول موضوع كشف بهاره كاملي كه مدعي به دست آوردن يكي از مباني فيزيكي انشتين شده بود به موضوع شك كردم. البته بسيار خوشحال شدم اما چون هيچ انعكاس خاصي در رسانه هاي بين المللي و حتي سراسري نديدم حدس زدم شايد يك اقدام عجولانه و رسانه اي بوده. نمي دانم سر انجام كار به كجا كشيد ولي اميدوارم كه از بستگان آقاي بيات نباشد.
  • ديگران را نمي دانم. قبلا ديده بودم و شنيده بودم اما اين بار شكل ديگري بود. مردي با ظاهر ((حراست پسند)) صورتش را به صفحه نمايشگر تلفن همراه تاچ اسكرين (قلمي) گرانقيمت خود چسبانده و تتريس بازي مي كند! ولي كجا؟! جلسه شوراي شهر تهران. به آن مردي هم كه به پشت لم داده و كاملا خوابيده كار ندارم چون حداقل اين صداقت را داشت كه به نحوي سهوي بگويد: اي مردم! ما خوابيم...
  • فكر كنم تا به حال چندين تقاضاي انجام مانور نظامي از كشورهاي مختلف به وزارت كشور يا وزارت امور خارجه رسيده اما صدايش را در نياوردند. مي دانيد! چون در اين چند روزه به قدري هواي تهران آلوده بود كه نيروهاي نظامي كشورهاي جهان را به اين فكر وا داشته تا در يك شرايط زيستي (!) واقعي بتوانند شرايط جنگ شيميايي را تجربه كنند! منطقه عملياتي مورد نظر آنها تهران نام دارد. البته تورهاي خوبي هم مي شود راه انداخت. ((بشتابيد! در اتاق گاز بدون سقف راه برويد...!)) .اما توي تهران آدم پيشرفت مي كند؛ اين مهم است...
  • هنوز خبر موثقي از حضور سيد محمد خاتمي در دفتر هفته نامه چلچراغ در شب يلدا به دستم نرسيده اما اگر اين خبر صحت داشته باشد براي من يك امر تاسف بار خواهد بود. من چلچراغ را از شماره اول آن دارم اما مدتي طول نكشيد كه از خريد آن منصرف شدم. علل مختلفي دارد (شايد اگر بخوانيد متوجه بشويد) و اين نشريه چندي پيش در يك دادگاه به همراه نقش آفرينان و يك نشريه ديگر حضور داشتند! اما به قول خود چلچراغي ها بسته بندي نشدند. كلمه لمپن زماني بسيار رايج و مصطلح بود و هر كسي (حتي بازيكنان معلوم الحال فوتبال) آن را در مصاحبه هاي خود مي گفتند اما معني خاصي دارد كه شايد با آن چه كه ما از آن استفاده مي كنيم متفاوت است. مدتهاست چلچراغ نخوانده ام ولي آن زمان كه قيدش را زده بودم لمپن بود!

 

 

 

 

   + سعید ; ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/٩/٢٩
comment نظرات ()

رز باد ما چيست؟!

 

چندي پيش شبكه سوم سيما در برنامه اي به نام ((صد فيلم)) فيلم همشهري كين ساخته اورسن ولز را به نمايش گذاشت. اين فيلم پس از گذشت سالها هنوز در صدر برترين فيلمهاي تاريخ سينما قرار دارد و هر ساله از نظرخواهي هاي مجلات معتبر از آن به عنوان بهترين فيلم نام برده مي شود. من ((همشهري كين)) را چند سال پيش بر روي سي دي نسخه اصلي دوبله شده ديدم و از آن خوشم آمد.

    پيرمردي بر روي تخت دراز كشيده و لحظات آخر عمر خود را سپري مي كند. گوي شيشه اي از دستش رها مي شود وآخرين كلمه را به زبان مي راند و مي ميرد:

 

Rose Bud

 

   خبرنگاران كنجكاو پس از مرگ آقاي كين مشهور به دنبال كشف معنا و مفهوم اين عبارت به سراغ دوستان قديمي او مي روند و تاريخچه او را زير و رو مي كنند. شرح و نگارش زندگي پر فراز و نشيب چارلز كين بسيار وقت گير است و حقيقتا خيلي خوب آن را به ياد ندارم اما در آخر فيلم مشخص مي شود كه ))رز باد(( نام تخته اسكي دوران كودكي و سختي آقاي كين است كه در بزرگسالي به يك ميليونر معروف مبدل مي شود و در آخرين لحظات عمر سراغ تخته اسكي دوران كودكي اش را مي گيرد. ((رز باد)) توسط خدمه به همراه ساير اثاثيه منزل به درون آتش شومينه انداخته مي شود بدون آن كه كسي بداند ((رز باد)) تنها يك تخته اسكي چوبي است!

   همه ما در وجودمان از بدو خلقت و بر اساس حكمت خلقت چيزهايي نهفته است ولي در هياهوي اين دنيا آن را گم مي كنيم و وقتي آن را جستجو مي كنيم كه اغلب راه بازگشتي نيست و لحظات يكي پس از ديگري در جهت دوري و غفلت از دورن مايه هاي اصيل ما مي گذرند. 

شايد در مقابل شخصيت و شخصيتهايي مثل آقاي كين نقل يك داستان ايراني (كه شايد ايراني و يا ساختگي نباشد اما قطعا شرقي است) خالي از لطف نباشد.

   در دستگاه حكوميتي يكي از حكام يكي از وزرا مورد بد خواهي و توطئه برخي تنگ نظران قرار گرفت و تصميم گرفتند براي تخريب او در پيش حاكم دسيسه اي بچينند. وزير كه فردي منصف و كاردان بود هر روز در موقعي مشخص به اتاقي مي رفت و پس از اندك زماني باز مي گشت. توطئه چيان اين جريان را دستمايه نقشه خود قرار دادند و به طريقي به حاكم رساندند كه وزير در اين اتاق كاري بر خلاف دستگاه حكومت و شخص او انجام مي دهد. شاه پيش داوري و عجله نكرد، بلكه وزير را خواست و از او شرح ماجرا را خواستار شد. وزير به همراه حاكم به داخل آن اتاق رفتند و در صندوقي را باز كرد. وزير از داخل صندوق لباسي مندرس و ساده بيرون آورد و نشان حاكم داد و گفت: اين لباس چوپاني من بوده؛ من هر روز مي آيم و به اين لباس مي نگرم كه ببينم كه چه بوده ام، كه بوده ام و چه مي كردم تا كه امروز در اين مسند و منزلت بر خود غره نشوم و خود و راهم را گم نكنم و بر مردم تكبر نورزم.

شايد يكي از دلايل توصيه اكيد دين اسلام بر شركت در مراسم تشييع جنازه و خاك سپاري، عيادت از مريضان و همسفره شدن با فقرا از چنين منطقي نشئت گرفته باشد. خوشبختانه مثال هاي زيباي متعددي را در متن قرآن و احاديث و حكايات شيرين ايراني و شرقي مي توان در اين باره يافت ولي چه اندك اند متفكران و چه اندك اند عاملان!

سوال) آيا نسخه جديد داستان هري پاتر امسال هم جزو پرفروشترين هاست؟!

 

 

گوی شیشه ای از دستش می افتد و می گوید رز باد 

   + سعید ; ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/٩/٢٦
comment نظرات ()

شهید بودن یا نبودن

 

سلام. هفته گذشته به سفر رفتم و موفق به آپديت وبلاگ نشدم. در اين هفته دو اتفاق تاسف بار رخ داد كه يكي مربوط به مرگ منوچهر نوذري و ديگري برخورد هواپيماي حامل جمعي از خبرنگاران و دست اندركاران صدا و سيما و نظاميان و كشته و مجروح شدن عده اي از هموطنانمان بود كه من هم به نوبه خودم اين دو واقعه ناگوار را تسليت مي گويم.

   من سعي خواهم كرد كه به محض كسب اطلاعات بيشتر از سانحه هوايي آن را در وبلاگ منعكس كنم چرا كه اگر به اخبار گذشته نگاهي بياندازيد خواهيد ديد كه دو مقوله صدا و سيما و سوانح هوايي زير نظر بودند و اين رخداد اين دو را به شكلي تلخ به يكديگر پيوند داد.

   شهادت توفيق و هديه اي است از جانب خداوند و سنتي است براي گزينش برگزيدگان و كسي جز خداوند تبارك و تعالي و اولياي الهي (ع) چنين علم و حقي را ندارند كه مقامي والايي چون شهادت را به جمعي بدهند. همانطور كه در جنگها و توطئه هاي زمان ائمه اطهار (ع) سردمداران سپاه كفر لشگريان خود را متوجه شهادت و وعده الهي مي كردند و نبرد با حسين (ع) و اسارت خاندانش را جهاد في سبيل الله مي دانستند و كشتگان نبردشان را شهيد. اين گفته ها به اين معني نيست كه كشته شدگان سانحه هوايي تهران به هيچ وجه شهيد نيستند چرا كه من هم اين علم و حق را ندارم كه در مورد آنها قضاوت كنم پس بهتر است حق را به صاحب حق و عدالت واگذار كنيم.

   ولي در اين بين گاه جملاتي را مي شنيدم كه برايم هضم نشدني بود. مهندس ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما در سخنان خود گفت: مرگ شجاعانه و دلاورانه. به خوبي اين دو كلمه را به ياد دارم. سوال اينجاست كه كدام شجاعت؟ كدام دلاوري؟ آيا اگر شما يا من در يك سفر هوايي دچار سانحه بشويم اما به تقدير الهي سالم به زمين برسيم جلوي درب منزلمان پرده و پرچم مي زنند كه: ((بازگشت شجاعمندانه و دلاورانه فلاني را خير مقدم مي گوئيم؟!)) من فكر مي كنم ما گاهي شجاعت را با حماقت اشتباه مي گيريم. اين از جان گذشتگي نيست، اين فداكاري نيست اگر معلوم شود آن چه كه من و شما در مورد حواشي اين حادثه از اين طرف و آن طرف شنيده ايم درست بوده؛ اين خيانت است، اين جنايت است. من از دوران كودكي با اين كابوس بوده ام كه هواپيمايي بر روي شهر سقوط كند. هواپيمايي سي 130 هواپيماي بزرگي نيست و سرعت كمي دارد اما اگر خدايي نا كرده يك هواپيماي پهن پيكر بر روي شهر سقوط كند آن وقت خواهيد فهميد كه خسارات و لطمات اين سقوط ناچيز و كوچك بوده است.

   همه ما بارها و بارها صحنه برخورد دو هواپيما به برج هاي نيويورك و فرو ريختن آنها را ديده ايم و جالب اين است كه اين دو هواپيما نيز به زحمت در زمره هواپيماهاي پهن پيكر(Wide Body)  قرار مي گرفتند! (توجه: اگر بحث بمب گذاري در داخل ساختمان منتفي باشد).

   حرفهاي زيادي براي گرفتن دارم و دل پري از همان ها. اين مطلب شبيه روضه شد پس آخرش هم مثل روضه باشد. خدايا! همه ما را هدايت كن و شر خائنين و جاهلين را از پيكره حكومتهاي جهان دور كن و به خادمين و دلسوزان مردم و مظلومان حقيقي توفيق و سلامت عنايت فرما!

 

 

چه مي كنه اين احمدي نژاد!

 

هر دم از اين باغ بري مي سرد...

 

پس از سخنان دكتر احمدي نژاد براي محو اسرائيل از صفحه جهان و تلاش بي وقفه براي تلطيف و تغيير اين سخن، بار ديگر موضوع اسرائيل، رئيس جمهور كشورمان را به سوژه اصلي رسانه ها (به ويژه رسانه هاي عربي) مبدل كرده است.

   در مورد گفته هاي اوليه احمدي نژاد مبني بر محو اسرائيل (اين جمله اي از جملات امام خميني در مورد اسرائيل بوده است) بسياري آن را تكرار يك شعار قديمي دانستند و آن را خالي از منش سياسي يا اعتبار تلقي كردند تا اين كه آبها از آسياب بيفتد؛ اما سخنان اخير او نه ديگر شعار بود و نه نقل قول. براي روشن گري بيشتر اين بحث لازم مي دانم كه كمي در مورد هالو كاست يا هولوكاست بگويم. به اعتقاد يهوديان و بسياري از مردم جهان يهوديان زيادي توسط آلمانهاي نازي در كوره هايي سوزانده شدند و اين واقعه هميشه به عنوان يك تراژدي و سند مظلوميت همراه يهوديان و حاميانشان بوده است. چيزي كه در اخبار نه چندان دور خوانديم محكوميت يك محقق فرانسوي بود كه به دليل ((تحقيق)) در اين زمينه توبيخ شد و حتي يك محقق استراليايي نيز كه چنين هدفي داشت در يكي از فرودگاههاي اروپا دستگير شد. حالا چرا اين داستان اين قدر حساس شده دقيقا براي من معلوم نيست اما اگر موضوع دقيقا همان چيزي باشد كه گفته اند ديگر نبايد از تحقيق و بررسي واهمه داشته باشند پس نتيجه گيري منطقي از اين ماجرا اين است كه هالو كاست آني نبوده كه مردم مي دانند و نبايد بدانند. در مقالات و تحقيقات اندكي كه به زبان فارسي در اين باره خواندم آمده بود كه كوره هاي آدم سوزي براي كشتن يا نسل كشي يهوديان يا ساير انسان ها نبوده بلكه اين كوره ها همانند بسياري از كشورها (مثلا ژاپن) براي سوزاندن اجساد بوده و تا كنون شهادت يا عكس مستندي يا فيلمي از كانالهاي خون و اين عمليات گسترده منتشر نشده است.

   به نظر من گفته اخير رئيس جمهور مبني بر تاسيس كشور اسرائيل در خاك اتريش يا آلمان از هر حيث جالب است! البته اين نظر مخالفاني در ميان اطرافيانم داشت اما من آدم خوش بيني هستم و به نتيجه اين قضيه اميدوارم. اول اين كه جامعه عرب و دنيا به خود بيايد. اميد دوم به چالش كشيدن حاميان اسرائيل است. همان كشورهايي كه هالو كاست و مظلوميت اين قوم 14 ميليوني را قبول دارند بيايند و به آنها كمك كنند. البته تقريبا همه (و حتي خود رئيس جمهور) مي داند كه اين مهمان نا خوانده بي جهت از ميان اين همه كشور و سرزمين بر روي اين خطه لانه نكرده و اين موضوع بسيار شرح و تفصيل دارد كه از حوصله من خارج است!

   يهوديان قومي هستند كه بر روي دين خود تعصب دارند و با مسيحيان امروزي فرق مي كنند. آنها سرزمين موعود خودشان را مي خواهد بسازند وگرنه تك تك اسرائيليان دنيا مي توانند تا چند نسل آينده از مستمري تنها چند شركت يهودي تامين و سر پا باشند و در هر جايي از دنيا سكونت كنند. پس بي علت نيست كه اين همه يهودي از سراسر دنيا به فلسطين كوچانده شد! و نتيجه اين بخش اين مي شود كه: اسرائيل يا در خاورميانه است يا هيچ جاي ديگر نيست.

   در اين جا قبل از اين كه اسرائيل مورد خطاب باشد اروپا و به ويژه آلمان و اتريش زير سوال مي روند. جامعه روشن غرب و روشنفكران به اين موضوع خواهند پرداخت و خواه نا خواه سوالات و چالشها بيشتر خواهد شد و همين براي ما كافي است كه غرب توسط خود غرب نقد شود. اين يك شروع خوب است تا افكار عمومي متوجه حقايق بشوند و اين حقايق جايگزين تحريفها و سياسي كاري ها گردند.

شايد يكي از چالهش اين باشد:

·         اگر مظلوميت اسرائيل را از جانب آلمانها قبول داريد براي جبران به بازماندگانشان زمين و مسكن بدهيد.

·         اگر مظلوميت آن را قبول نداريد پس چرا حمايت مي كنيد؟

نكته ديگري كه از اين ميان به وضوح به چشم مي خورد اختلاف عميق ميان ديدگاه رسانه اي است.

   سخنان اخير احمدي نژاد به هيچ وجه تهديد آميز نيست و فقط اشاره و توجهي به جامعه اروپا است و بدبينانه ترين برداشتها هم نمي تواند كوچكترين تهديدي عليه اسرائيل را از آن به دست بياورد. حداكثر شايد بشود گفت كه احمدي نژاد آلرژي و انزجار بيشتري به نسبت اعراب و رئيس جمهور پيشين ايران در مقابل پديده اسرائيل دارد! كه البته اين مسئله قابل پيش بيني بود و چيز جديدي نيست.

   اما آن روي سكه را ببينيم. اگر غرب خود را جانبدار استقلال و تماميت ارضي يك كشور مستقل (كه 60 سال از تاسيس اش نمي گذرد) مي داند و خود را از هر گونه ساخت و پاخت و تباني و ... بين خود و اسرائيل مبرا مي انگارد و فقط خواستار صلح و امنيت جهاني است چرا تهديدات نظامي اين كشور عليه ايران و شكستن حريم هوايي لبنان يك چنين واكنشهايي را در غرب پديد نمي آورد؟ اخبار رسمي و شخصيتهاي سياسي غير بازنشسته و غير حاشيه اي صراحتا دم از طرح هاي خود براي حمله به ايران مي زنند و حتي اقدام به بررسي امكانات و تهيه اطلاعات مي كنند و اين تهديد يك كشور كهن و مستقل نيست، آن وقت چنين مسائل رگ غيرت (!) آنها را بالا مي آورد.

مسئله مهم ديگر وجود سلاح هاي هسته اي در اسرئيل است كه مورد بازرسي هم قرار نمي گيرند اما پرونده هسته اي ايران همچنان به عنوان يك معضل براي دنيا مطرح است!

   مدتهاست كه تصميم گرفته بودم كه از سياست چيزي ننويسم اما مي بينم كه يا همه چيز سياست شده يا سياست همه چيز است يا... كه ظاهرا مي رسيم به جملات اولياي خدا (سلام الله عليهم) در اين باره. 

اين مطلب شبيه مطالب اوليه وبلاگم شد!  يادش بخير...   

 

   + سعید ; ۳:٥۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٤/٩/٢٤

اخبار ايرانی و غير ايرانی ۷

 

  • مدير عامل ايران خودرو: پيكان گاو شيري ما بود و با ادامه توليد آن مي توانستيم در سال 400 هزار دستگاه (رأس) خودرو به فروش برسانيم و به اين طريق كليه هزينه هاي ما تامين مي شد اما اين كار را نكرديم!

تحليل: از اين پس واحد شمارش خودروهاي توليد ايران خودرو به جاي دستگاه رأس خواهد بود چرا كه پيش بيني مي شود اسامي حيوانات و شخصيتها و گروههاي موسيقي (آريان) زينت بخش زيبايي هاي محصولات اين كارخانه باشد. از آنجايي كه خودرو پيكان مثل يك گاو هم بنزين مي خورد و مثل همين حيوان مفيد ضايعات و آلودگي ايجاد مي كند بي جهت نيست كه وضع رانندگي و رانندگان كشور ما و حتي مسافرين و شهروندان عادي كه بيشتر از هر خودرويي با اين گاو سر و كار دارند به اين وضع در آمده و در گفتگوهاي خود يكديگر را گاوچران، گاو، گوساله (به مدل هاي اخير پيكان گوساله مي گويند) و ... خطاب مي كنند. بالاخره راكب و مركب رابطه اي دارند كه بر همه روشن نيست. در ضمن پيش بيني مي شود مدل هاي ديگر توليدي ايران خودرو با نامهاي خر شرك(Shrek) پدر پسر شجاع، بامزي و داداش كايكو و گوسفند ايستاده با چشم باز (اين مدل محصول مشترك ايران و يكي از كشورهاي امريكاي مركزي است) روانه بازار و سفره هاي مردم شوند.

 

  • سازمان بهداشت جهاني از تمايل ايرانيان براي آوردن نفت بر سر سفره هاي خود ابراز نگراني و تعجب كرد. اين سازمان اين عمل را غير بهداشتي و نا امن دانسته و افزوده: از آنجايي كه بسياري از ايرانيان سيگاري پس از صرف غذا فورا سيگار مي كشند حضور بشكه يا ظروف حاوي نفت بر سر سفره خطر انفجار و آتش سوزي را به ميزان قابل توجهي افزايش مي دهد. در بيانيه اوليه سازمان كه فورا پس گرفته شد آمده بود: بسياري از مردم ايران از علاقه خود به غذايي به نام ((نفتان)) (نفت+نان) كه در آن نان را در درون كاسه هاي حاوي نفت خام سياه مي ريزند و مي خورند سخن گفته اند و اين غير قابل قبول است.

 

  • ظاهرا در يكي از رسانه هاي بي بي سيBBC  از علي دايي به عنوان يكي از خطرناك ترين مهاجمين جهان نام برده شده است. علي دايي در يكي از مصاحبه هاي خود با يكي از نشريات داخلي با اشاره به اين خبر گفته است: اين موضوع شايد جوابي باشد در مورد منتقدان من كه چشم بسته انتقاد مي كنند.

تحليل: از آنجائيكه خبر توسط خبرنگار تهيه مي شود و خبرنگاران داراي روابط هستند اين گفته كه ((علي دايي يكي از خطرناكترين مهاجمين دنياست)) مي تواند به سابقه روابط درخشان علي دايي با خبرنگاران و جريان فحاشي و مضروب كردن عده اي از آنها باشد كه در اين صورت ما هم مي گوييم: ((علي دايي يكي از خطرناك ترين مهاجمين دنياست!))

 

  • يك پسر 12 ساله در تربت خود را حلق آويز كرد!

تحليل: شايد اين يكي از پيامدهاي كاهش دو ساله سن بلوغ جنسي باشد.

 

توضيح: سلام. اين هفته مطالبي را در مورد سخنان احمدي نژاد و سقوط هواپيما در تهران نوشتم كه بهتر است هر چه سريع تر خوانده شوند در غير اين صورت تازگي خود را از دست مي دهند. براي همين منظور اين هفته به طور ويژه وبلاگ در روز پنج شنبه همين هفته به روز خواهد شد. متشكرم

 

 

   + سعید ; ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/٩/٢٢
comment نظرات ()

عقلانيت و ضد آن بي عقلي است

 

حديثي به نام حديث جنود عقل از امام جعفر صادق (ع) و امام موسي كاظم (ع) به شرح عقل و عقلانيت مي پردازد:

 

((هفتاد و پنج سپاهي كه خداوند به عقل داده است عبارتند از: خير كه وزير عقل است و ضد آن شر است كه وزير جهل است، و ايمان و ضد آن كفر است، و تصديق حق و ضد آن انكار حق است، و اميدواري و ضد آن نا اميدي است، و عدالت و ضد آن بيدادگري است، و رضايت و ضد آن نارضايي است، شكر گزاري و ضد آن نا سپاسي است، و طمع به رحمت خدا و ضد آن يأس است، و توكل و ضد آن حرص است، و نرم دلي و ضد آن سنگ دلي است، و مهرباني و ضد آن كينه توزي است، و علم و ضد آن ناداني است، و فهم ضد آن حماقت، و عفت و ضد آن نا پاكي است و زهد و ضد آن دنيا پرستي است، و خوشرفتاري و ضد آن بدرفتاري است، و پروا داشتن و ضد آن گستاخي است، و فروتني و ضد آن تكبر است، و آرامش و ضد آن شتابزدگي است، و خردمندي و ضد آن سفاهت است، و خاموشي و ضد آن پروگويي است، و رام بودن در برابر حق و ضد آن گردنكشي* است، و تسليم و ضد آن شك است، و شكيبايي و ضد آن بيتابي است، و چشم پوشي و ضد آن انتقام است، و احساس بي نيازي و ضد آن احساس نيازمندي است، و تذكر و ضد آن بي مبالاتي است، و حفظ و ضد آن فراموشي است، و مهرورزي و ضد آن كناره گيري است، و قناعت و ضد آن حرص است، و مواسات و ضد آن دريغ و خودداري است، و دوستي و ضد آن دشمني است، و وفاي به پيمان و ضد آن پيمان شكني است، و اطاعت از خدا و ضد آن معصيت است، و خضوع و ضد آن بلند جستن است، و سلامت از هوا و ضد آن مبتلا بودن است، و محبت و ضد آن تنفر است، و صدق و ضد آن دروغگويي است، و حق جويي و ضد آن باطل خواهي* است، و امانت و ضد آن خيانت است، و اخلاص ضد آن نا پاكي است، و شهامت و ضد آن سستي است، و زيركي و ضد آن كودني است، و معرفت و ضد آن انكار است، و مدارا و راز داري و ضد آن از فاش كردن است، و يكرويي و ضد آن دغل است، و پرده پوشي و ضد آن فاش كردن است، و نماز گزاردن و ضد آن تباه كردن نماز است، و روزه گرفتن و ضد آن روزه خواري است، و جهاد و ضد آن نكول است، و حج و ضد آن پيمان حج شكني است، و نگهداشتن سخن و ضد آن سخن چيني است، و نيكي به پدر و مادر و ضد آن بي مهري به پدر و مادر است، و حقيقت و ضد آن رياكاري است، و نيكي و شايستگي و ضد آن زشتي است، و خود پوشي و ضد آن خود آرايي، و تقيه و ضد آن بي پروايي است، و انصاف و ضد آن جانبداري* است، و خودآرايي براي همسر و ضد آن زناست، و نظافت و ضد آن پليدي است، و حيا و ضد آن بي حيايي است، و ميانه روي و ضد آن تجاوز از حد است، و آسودگي و ضد آن خود را به رنج افكندن است، و آسانگيري و ضد آن سختگيري است، و بركت داشتن و ضد آن بي بركتي است، و اعتدال و ضد آن افزون طلبي است، حكمت و ضد آن پيروي از هوا است، و قناعت** و ضد آن سبكي است، سعادت جويي و ضد آن شقاوت طلبي است، و توبه و ضد آن اصرار بر گناه است، و استغفار و ضد آن فريب خوردن به خود است، و مراقبت و ضد آن سهل انگاري است، و دعا و ضد آن اسنكاف است، و فعاليت و ضد آن سستي و كسالت است، و شادماني از حيات و ضد آن حزن است، و الفت و ضد آن تفرقه است، سخاوت وضد آن بخل است.

    پس تمام اين صفات سپاه عقل اند جز در پيامبران و اوصياي پيامبر و مومني كه خدا دلش را به ايمان آزموده باشد، جمع نمي شود؛ و اما ساير پيروان ما برخي از اينها را دارند تا به تدريج همه را دريابند و از سپاهيان جهل پاك شوند، و آنگاه است كه با پيامبران و اوصياءشان در مقام اعلي همراه شوند.))

 

*) به جاي اين عبارات مي توان ((تعصب داشتن)) را نيز همراه كرد.

**) شايد به دليل اشكال چاپي در منبع موجود واژه قناعت به جاي متانت چاپ شده است.

 

پ.ن: از ميان اين تعداد صفات من چهار مورد را با رنگ نارنجي مجزا كرده ام هر چند كه همه آنها داراي مضامين زيبا، غني و انسان سازي هستند اما اين اجازه را به خودم مي دهم تا كمي در باره آنها توضيح بدهم.

 

  • نداشتن معرفت كه به طرق گوناگوني حاصل مي شود مسبب انكار و نپذيرفتن و عواقب و عوارض متعدد آن مي شود.
  • نداشتن حكمت و عدم درك حكمت زمينه ساز گناه، گمراهي و هوا پرستي است. نفسانياتي كه با توجيهات عقلي مي آميزند و آن را عقلاني و منطقي جلوه مي دهند. مثال بارز آن در حال حاضر تصديق رشوه دهي و رشوه گيري با توجيه فراواني و عموميت آن و غفلت از حكمت عميق و جاودانه تحريم آن است كه متاسفانه عقلا و عرفا مهر ((مجاز)) بر آن خورده است.
  • از مراقبت به عنوان يكي از جنود و مظاهر عقل نام برده شده است و سهل انگاري و مسامحه نقطه مقابل آن است. اين مراقبت اشاره به حفظ و نگهداري روح، وجدان، چشم، زبان و فطرت پاك دارد. سهل انگاري و ساده انگاري آسيب هاي آن چه در كوتاه مدت و چه در بلند مدت سبب مسائل خاص خود خواهد شد و حكايت كساني كه دچار اين مسئله شده اند مانند كسي است كه بر روي زمين ايستاده و با حواس خود قاطعانه مي گويد: ((زمين ثابت چون حركتي نمي بينم)). قطعا فهم اين امور نياز به يك ديد باز و وسيع دارد كه در امور انساني ((تاريخ)) چنين امكاني را در اختيار ما مي گذارد اما متفكران چه اندكند.
  • شادماني و ضد آن حزن شايد خطاب استواري به آن عده باشد كه اسلام و مسلمين را دين و مردمي محزون و ضد شادي و مشوق ریاضت و مرتاضی مي دانند در حاليكه شادماني از زندگي دنيوي يكي از جنود عقل است و حزن دنيوي از نشانه هاي بي عقلي است.  با این تفاصیل يا شادي و شاد بودن دچار استحاله شده يا شادي الزاما بايد توأم با ريتم، نور و صدا باشد. مخالفين، واقعا مي دانند اشك شادی يا شوق وصال چيست؟!

 

حديث جنود عقل از متن كتاب ((فراز و نشيب عقلانيت)) نقل شده  از ((اصول كافي ج1، ص 26-24)) استخراج شده است. بحث عقل و عقلانیت ادامه دارد. در ضمن به خاطر تاخير و بی نظمی در به روز سازی وبلاگ پوزش می طلبم! سفری پيش آمد و راهی شديم...

 

   + سعید ; ٤:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٤/٩/۱٧
comment نظرات ()

 

 

اين شنبه مطلب نداريم!

   + سعید ; ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/٩/۱٢
comment نظرات ()

تاملی بر عقلانيت

 

((...از زماني كه زهدگرايي به جهان شكل تازه بخشيد و ايده آلهاي خود را بر تن پوشاند، كالاي مادي قدرتي روز افزون و در نهايت بي رحمانه بر زندگي انسانها پيدا كرد كه در هيچ دوره اي از تاريخ قبل از آن سابقه نداشته است. امروزه روح زهد ديني از اين قفس گريخته است، اما سرمايه داري پيروز، از آنجا كه بر مباني مكانيكي مبتني شده است ديگر به حمايت آن احتياجي ندارد... هيچ كس نمي داند چه كسي قرار است در آينده در اين قفس زندگي كند. آيا در پايان اين واقعه عظيم پيامبري هاي كاملا جديد ظهور خواهد كرد؟ آيا عقايد و آرمان هاي قديم با قدرت از نو زاده خواهند شد؟ يا اگر هيچ كدام از اين دو واقع نشود، آيا جهان جديد به تحجري مكانيكي كه به نوعي خودبيني جنون آميز آراسته است، روي نخواهد كرد؟ اگر چنين شود در آن وقت مي توان از ((آخرين انسانهاي)) اين توسعه فرهنگي به عنوان ((متخصصين بي روح و حس گرايان بي قلب)) ياد نمود. و اين پوچي گمان مي كند كه به سطحي از تمدن  دست يافته است كه پيش از اين هرگز تحصيل نشده بود)). 1

    اين نقل قول در واقع نا اميدي وبر  (Max Weber)را نسبت به دنياي جديد نشان مي دهد. از نظر او كنش عقلاني معطوف به هدف و عقلانيت ابزاري، به كمك اخلاق پروتستان و حقوق جديد، چنان در اقتصاد و دولت نوين نهادينه شده است كه به صورت قفسي آهنين و مخوف در آمده است كه بيرون آمدن از آن براي هيچ كس ممكن نيست. هر كس در جامعه سرمايه داري به دنيا بيايد در اين قفس زاده مي شود، در اين قفس رشد مي كند و در اين قفس مي ميرد. عقلاني شدن فزاينده نه انسانها را صلح جوتر كرده است، نه اخلاقي تر و نه بردبار تر. اردوگاه مرگ نازيها يك مثال افراطي از شديد ترين اضطرابهاي وبر است كه بعدها محقق شد. نظامي بوروكرات با حداكثر كارايي، اما بدون توجه به ارزشهاي انساني با دقتي بي رحمانه موجب مرگ ميليونها انسان شد)2(. درست است كه سرمايه داري ريشه در پروتستان دارد، اما همين كه استقرار يافت خود را از كالونيسم يا هر نظام ديني و اخلاقي ديگري بي نياز ديد. (( در مقايسه با سرمايه داري، هر مذهبي حتي كالونيسم جنبه معنوي و آن جهاني دارد، هر چيزي كه كارگران، مديران و صاحبان صنايع را از مسائل اقتصادي اين جهاني دور كند، خود دشمني براي سرمايه داري است. بنابراين، در حالي كه سرمايه داري خود مخلوق غير مستقيم اخلاق پروتستاني بود، ثابت كرد كه حاضر به پذيرش آن با هر نظام مذهبي ديگري نيست)). 3

    عقلاني شدن به ظاهر فرجامي خوش براي انسان دارد، اما زير اين لايه خوش بينانه، جز بدبيني و نا اميدي چيز ديگري نيست. (( ابراهيم (ع) سرشار از زندگي مرد زيرا از هر آنچه كه هستي مي توانست به او عرضه كند برخوردار شده بود. او در روي زمين انتظار هيچ چيز ديگري نداشت. انسان عقلاني شده مي داند كه در ناپايداري و در شك و ترديد زندگي مي كند، او در رنج به سر مي برد)). 4

    عقلاني شدن به ظاهر نشانه ترقي است، اما در باطن چنين شأني ندارد. ((زيبايي پرده هايي كه مردم بدوي، كه هنوز پرسپكتيو را نمي شناخته اند، نقاشي كرده اند، كمتر از پرده هاي نقاشي هنرمندان دوره نوزايش يا دوره هاي ديگر نيست. يك اثر هنري كامل است، نه كاملتر مي شود، نه بهتر و نه كهنه. در سياست، شهروندان در نظامهاي جديد حكومتي مورد مشورت قرار مي گيرند، اما مشاركتشان در تصميم گيري بيشتر از زمان هاي گذشته نيست، بگذريم كه قدرت و مبارزه همچنان سكان فعاليت سياسي را در دست دارند. در اقتصاد به بركت پيشرفتهاي فني صنعت، نيازهاي اوليه آسانتر به مرحله اشباع رسيده اند، اما نيازهاي ديگر كه تا كنون ثانوي بودند، به مرتبه نيازهاي فوري ارتقا يافته اند. در پرتو دانش هايي چون روانشناسي، روان تني، روانكاوي، ما امروز برخي از پديده هاي رواني چون احساسات، انگيزه ها، عواطف و شهوات را بهتر مي شناسيم. اما عشق همان عشق است، نه كمتر و نه بيشتر، و حسادت همان حسادت است، نه كمتر و نه بيشتر)). 5

    نه تنها عقل گرايي ترقي انسان به عنوان انسان را به همراه نداشته است، و نه تنها آينده اي خوشبينانه را براي او ترسيم نمي كند، بلكه پي آمدهايي داشته است كه وبر به شدت بر آنها تاكيد مي ورزد. پيامدهايي كه دنيا را با نا كامي روبرو ساخته اند. انسان اعتقادش را به نيروهاي غيبي و مخصوصا به قداست از دست داده است. واقعيت به امري حزن انگيز و بي مزه تبديل شده است كه روح انسان را از خلأ پر كرده است. خلأيي كه انسانها سعي مي كنند با هيجانهاي تصنعي و لذتهاي غير انساني پر كنند. (( عقلاني شدن و عقل گرايي دنيا را از افسون تهي كرده است و سعي مي كند آن را با هاي و هوي مبارزه جويي جبران كند)). 6

   از نظر وبر در رويارويي با چنين وضعيتي انسان دو راه بيشتر ندارد. يا بايد به آرامش مذهبي گذشته برگردد و يا در اين قفس آهنين با سرنوشت دست و پنجه نرم كند(7). يا همچون پرومته آتش حقيقت را از زئوس بدزدد و يا همچون اپيمته در اين قفس جاودان بماند.

   بنابراين اميدي كه در آغاز عصر روشنگري با ظهور پر جلوه عقلانيت در دلها روشن شده بود، در پايان قرن نوزدهم جاي خود را به يأس و هراس (Click Here)داد. عقلانيت كه ابتدا قرار بود انسان بر آن سوار شود و با كمك آن خود را به تعالي برساند، اينك سوار بر انسان او را به حضيض زندگي بي معنا و اسارت بي انتها سوق مي داد.

   اما در پايان قرن نوزدهم عقلانيت همه پتانسيل هاي خود را آزاد نكرده بود. اين پتانسيل ها در آغاز قرن بيستم و با وقوع دو جنگ خانمانسوز جهاني، ظهور فاشيزم و ديكتاتوري رسانه ها، آزاد شد و بر شدت نا اميدي و سرخوردگي افزود و زمينه هايي عيني براي بدبيني هر چه بيشتر جامعه شناسان نسبت به عقلانيت اجتماعي را فراهم كرد.

 

پ.ن: براي آشنايي بيشتر با تعاريف آن مسائلي كه در متن آمده توصيه مي كنم كه به كتب و مراجع مربوط رجوع كنيد. این بحث در ادامه با تزریق نظرات دیگری در زمینه عقل و عقلانیت از یکجانبه نگری فاصله خواهد گرفت و از مخاطبین علاقه مند می خواهم برای تصمیم گیری و بیان نظر عجله نکنند. متشکرم

 

 

1.       وبر، اخلاق پروتستان و روح سرمايه داري

2.       ريترز، بنيان هاي جامعه شناختي.

3.       همان

4.       ژولين فروند، جامعه شناسي ماكس وبر

5.       همان

6.       همان

 

 

 

   + سعید ; ٧:٥٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/٩/۸
comment نظرات ()

اخبار ايرانی ۶

 

  • دانشمندان خارجي از كشف جديد مجري تلويزيون دولتی ايران شگفت زده شدند. جمعي از استاتيد و چهره هاي برجسته جهان در زمينه علوم رياضي و فيزيك كشف جديد مجري برنامه تلويزيوني نود (عادل فردوسي پور) را گامي بلند در عرصه علوم پايه دانستند. گفتني است وي در برنامه اي ورزشي (90) كه به طور مستقيم در حال پخش بود ضمن اثبات پيچيده ترين فرمول هاي فيزيك به طور غير منتظره اي فرمول جديدی را به دنيا معرفي كرد. هم اكنون فيلم اين برنامه در دانشگاههاي معتبر روسيه، ژاپن و فرانسه براي دانشجويان اكران مي شود. بر طبق گمانه زني هاي برخي وي كانديد دريافت جايزه نوبل فيزيك شده است. در اين بين سعيد آقاخاني (بازيگر و نويسنده) دو عدد قاب خالي نوار كاست براي كمك به تفهيم بهتر عادل فردوسي پور به وي تقديم كرده است. روابط عمومي سازمان سنجش نيز اعلام كرده كه از اين برنامه در كنكور سال 85 سوال طرح خواهد شد اما علي دايي به اين امر معترض است.

 

  • در پي بريده شدن گوشهاي يكي از مسوولين نشريه ساحل (چاپ مازندران) خانه مطبوعات اين استان كليه اهالي مطبوعات اين استان را تحت بيمه قطع جوارح قرار داده است.

 

  • جمعي از خبرنگاران لباس جديدي (!) را براي محافظت از اين قشر پيشنهاد كرده اند. آخرين تصميمات در اين باره طرحي است كه در تصوير اينجا آمده. پليس در اين باره سكوت كرده!

 

·         فرهنگستان لغات برره اعلام كرده است كه لفظ ((پايگاههاي هسته اي))، ((نيروگاه هسته اي)) از تركيبات معكوس و بدل رايج به شمار مي رود و با آن ((هسته اي)) متفاوت مي باشد. در اين بيانيه آمده:

آكادمي لقات برره طي ايي اعلاميه اعلام وكنه كه كلمات ((هسته اي)) و ((هسته اي)) با همدگيه فرق فوكوله و ايي ((هسته اي)) يعني هستهء خرما و آلو و ... و اوو ((هسته اي)) همويه كه ايي كشورهاي بيگانه و استعمالگل وويگولنزج!

در اين بين شنيده ها از اضافه شدن يك برره اي به نام ن.د.ب به هيئت گفتگوي ميان ايران و سه كشور اروپايي به منظور خاتمه دادن به پرونده هسته اي ايران حكايت دارند. گفتني است خانواده دكتر علي لاريجاني از تغيير ناگهاني طرز برخورد، غذا خوردن و عادات اخلاقي وي ابراز نگراني كرده است.

 

  • به دنبال برخورد دو موتورسيكلت و كشته شدن يك نوجوان 17 ساله در باند فرودگاه نيشابور مسوولين اين فرودگاه به منظور پيشگيري از تكرار اين گونه حوادث ناگوار اقدام به نصب چندين سرعت گير بر روي باند نموده اند.

 

اخبار ويژه اين بخش خبری!

 

خط اول) جرايد: حيواني سرگردان وارد حرم مطهر امام رضا (ع) شد و مردم از كنار او فرار مي كردند. اين حيوان بدون مقاومت توسط خدام به بيرون منتقل شد.

خط دوم) شنيده ها: يك سگ مستقيم رفته كنار ضريح امام رضا (ع) و چشماش از گريه سرخ شده بوده و همين طور گريه مي كرده.

خط سوم) ديده ها: دو تن از خدام ضمن بيان احساسات از ورود اين سگ به داخل حرم مطهر و سماجت اين حيوان براي ورود، گفته اند كه سگ را با يك شال از روي زمين بلند كرده اند و سوار يك خودرو وانت به يكي از مزارع متعلق به آستان قدس رضوي انتقال داده اند.

 

 

   + سعید ; ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/٩/٥
comment نظرات ()

طرز تهيه اخبار ويژه 20:30

 

ابتدا سماور يا كتري را پر آب مي كنيم. سپس آن را جوش مي آوريم و ... چاي درست مي كنيم. كليد روشن نوت بوك اهدايي رئيس جمهور پيشين را فشار داده و منتظر مي شويم كه سيستم بالا بيايد. در ابتدا به شبكه اينترنتي پر سرعت رايگان سازمان وصل مي شويم و با انتخاب وب سايتهاي مشخصي از قسمت Favorites آن ها را باز مي كنيم. بدون قطع ارتباط از برخي مطالب آن چاپ مي كنيم. اكنون نيمي از راه را گذرانده ايم.

   حال نوبت فعاليتهاي Outdoor می باشد كه ممكن است با مزايايي چون بدي آب و هوا و اضافه كار همراه شود. به كمك خدمات، دوربيني را به محوطه پشت سازمان يا وسط خيابان منتهي سازمان برده و مي كاريم. (تذكر: آن را آب نمي دهيم). نور پرژكتور را مستقيم مي اندازيم در مقابل دوربين و بعد به مقابل دوربين مي رويم و كاغذهايي كه پس از يا هنگام صرف چاي چاپ كرده ايم را به ترتيب مي خوانيم. لازم به ذكر است كه در موقع خواندن آنها بايد موارد ذيل حتما رعايت شوند:

  1. افعال مكاتبه اي به محاوره اي تبديل شوند. به عنوان مثال:

 

هنوز توافقي مبني بر عضويت خاتمي در مجمع تشخيص مصلحت نظام صورت نگرفته است.

مي شود:

تا حالا از توافق خاتمي براي عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام چيزي نشنيديم.

 

  1. در بعضي موارد لازم است كه همانند كاربرد ((حرف مد)) در زبان عربي حسابي كلمات را بكشيد.
  2. در آخر خبر شانه ها و ابروها بالا انداخته مي شوند، لب ها به پائين كشيده مي شوند و چشمان گاهي به دوربين يا آسمان خيره مي گردند.
  3. فحش، متلك يا لعنت بر امريكاي جهانخوار و اسرائيل فراموش نشود!

   + سعید ; ٧:٥٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/٩/۱
comment نظرات ()