پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

قاتلين فرزندم را نمي بخشم

 

در روزگار معاصر پدر و پسري در منطقه اي دور افتاده و مهجور به تنهايي زندگي مي كردند و از وجود هر گونه تمدن و پيشرفتي بي بهره و بي اطلاع بودند.

   آنها در غار مي زيستند و به صورت نيمه وحشي در طبيعت محدود خود تغذيه و زندگي مي كردند.

روزي پسر نوجوان دچار دلدردي شديد شد و از شدت درد به خود مي پيچيد. پدر مستاصل و وامانده از هر گونه كمك و درماني او را به دوش كشيد و به سمت جايي كه گمان مي برد شايد بشود كمكي براي او يافت به راه افتاد. او به كنار جاده اي رسيد و وسيله اي او را سوار كرد و به درمانگاهي در شهر برد. به محض ورود پرستاران پسرك را از پدر گرفته و بر روي تخت چرخدار گذاشتند و به سمت اتاق عمل بردند. تشخيص آنها آپانديس بود و هر چه سريعتر بايد عمل مي شد و گرنه مي مرد. پدر از رفتار و حالات آنها متعجب شده بود و از ادوات و وسائلي كه پزشكان با خود داشتند مي ترسيد و آنها را اشيايي مرگبار و تهديد كننده تلقي مي كرد.

    سر انجام پسر را براي عمل جراحي آماده كردند. او را بيهوش كرده و ماده ضد عفوني كننده قرمز رنگ را بر روي شكم او ماليدند و سپس پزشك با آن لباس سبز و ماسك مخصوص بر سر بيمار حاضر شد و تيغ جراحي را به دست گرفت. پدر كه از پشت شيشه شاهد اين ماجرا و بيهوشي فرزندش بود به محض اين كه مقداري از سطح شكم پسر توسط پزشك شكافته شده نعره اي زد و با عصاي خود به سمت آنها حمله ور شد و شيشه را شكست. به داخل اتاق عمل رفت با همان عصا جراح و همراهانش را مضروب كرد و بدن بي حس پسرش را با همان وضع به كولش اندخت و با سر و صدا از درمانگاه فرار كرد. پس از مدتي كه احساس كرد از شهر و آن جا دور شده است پسرش را بر زمين گذاشت و او را مرده و غرق در خون ديد. از ته دل فرياد زد و بر سر و صورتش خاك پاشيد. او را در پاي درختي دفن كرد و خود به غارش بازگشت و تا آخر عمر آن سبزپوشان را قاتل فرزندش مي دانست و آنها را نبخشيد.

 

   + سعید ; ٧:٠٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/۸/٢۸
comment نظرات ()

و من خودم هستم

 

خانم گاندي با آن ((ساري هاي)) سه هزار، چهار هزار سال پيش كه مي پوشد، با همه رهبران بزرگ دنيا ملاقات دارد و وارد سازمان ملل مي شود پانصد نماينده بلند مي شوند و نيم ساعت برايش دست مي زنند، هرگز احساس حقارت نمي كند، چرا هرگز احساس حقارت نمي كند؟

به خاطر اينكه آن لباس به معناي آن ((ساري)) سنتي موروثي كه بي بي جانش مي پوشيد، نيست! با آن ساري مي خواهد بگويد كه من تمدن غرب، فرهنگ دختر شايسته، زن روز، بوردا و پاري مارچ و ... همه را ]ديده ام [و خوانده ام، همه اينهايي كه به ما تحميل مي كنيد را خوانده ام؛ با اين لباس به فرانسه، آلمان غربي، نيويورك، ديوان لاهه و سازمان ملل مي آيم، مي خواهم به تمام غرب بگويم: شما دو قرن آمديد تلاش كرديد، جان كنديد كه ما را مثل خودتان كنيد! من به عنوان مظهر زن امروز هند، با لباس خودم آمده ام تا به شما بگويم همه تلاشهايتان بيهوده بوده و من خودم هستم. *

 

 

بايد اين اقوام را تنقيد غرب

شرق را از خود برد تقليد غرب

 

قوت مغرب نه از چنگ و رباب

ني ز رقص دختران بي حجاب

 

ني ز عريان ساق و ني از قطع مو

ني ز سحر دختران لاله رو

 

ني فروغش از خط لاتيني است

محكمي او را نه از لاديني است

 

مانع از علم و ادب عمامه نيست

قوت از طرز كلاه و جامه نيست

 

از همين آتش چراغش روشن است

قوت افرنگ از علم و فن است

 

علم و فن را اي جوان شوخ و شنگ

علم مي بايد نه ملبوس فرنگ**

 

 

 

شايد براي خيلي ها ايران و ايراني بودن يك افتخار به حساب بيايد! هر چند كه عده كثيري از آنها حتي دليلش را هم نمي دانند. كاري به كار بقيه ندارم ولي افتخار مي كنم كه اين خطه از دنيا يا به تعبير سياسي اش به ((شرق)) تعلق دارم. شرق اسرار آميز...

 

*: دكتر علي شريعتي – زن

**: اقبال لاهوري

 

شاید! چراکه نه؟ 

اندازه واقعی

   + سعید ; ٦:٤۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/۸/٢٤
comment نظرات ()

 

 

 به خاطر داشته باش که هميشه در ارتفاعی خاص از زمين ديگر ابری وجود ندارد اگر آسمان زندگيت ابری است به اين دليل است که هنوز روحت به اندازه کافی اوج نگرفته است

 

 

   + سعید ; ٦:٥٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/۸/٢۱
comment نظرات ()

اخبار ايراني و غير ايراني 5

 

 

·         به دنبال پخش سريال ((او يك فرشته بود)) و ابراز علاقه مردم قسمت دوم اين سريال به زودي با همكاري كشورهاي تركيه و آلمان ساخته خواهد شد. تصويربرداري اين مجموعه در كشور تركيه و آلمان و با بازيگران مصري، مجاري و برزيلي صورت مي گيرد و تماشاي آن به دليل وجود صحنه هاي مستهجن براي افراد زير 18 سال توصيه نمي شود. نويسنده اين مجموعه در توضيح اندكي از سري جديد اين مجموعه مي گويد: در اين بخش فرشته خانم باردار است و به دنبال پدر واقعي طفل خود مي گردد. فرشته با مقداري پول تطميع مي شود و فرزند به دنيا مي آيد. فرزند كه پسر است بزرگ مي شود و طي جرياني وارد سياست شده و به قدرت مي رسد و ... 

   كارگردان اين مجموعه با بيان محدوديتهاي موجود براي ساخت چنين برنامه هايي در تلويزيون ايران مي افزايد: اگر مديريت سازمان تغيير نمي كرد شايد با رايزني و ميز گرد مي شد اين مجوعه همانند مراسم كنفرانس برلين براي روشنگري مردم بدون سانسور در داخل توليد و پخش شود اما با شرايط كنوني ميسر شدن اين امر نياز به گذشت زمان بيشتري دارد.

   شيطان نيز در وب سايت خود در اين باره اعلام كرده است: اين دخترك يعني ((فرشته)) از بي عرضه ترين گمارده من هم بي عرضه تر بود! نمي دانم با كدام ((منطق)) چنين شخصي به عنوان شيطان معرفي شده است و نمي دانم تا به كي بايد فارغ التحصيلان ((دانشگاه آزاد شيطاني)) چنين فضاحاتي به بار بياورند.

اخبار پراكنده از تصميم شيطان براي اخذ غرامت حيثيت و حق كپي رايت (Copy Right) از توليدكنندگان اين سريال تلويزيوني خبر داده بودند كه با تكذيب قاطع سخنگوي ويژه شيطان مواجه شد. وي در بيانيه خود آورده: ما با شبكه دو اين حرفها را نداريم، اين شبكه از خود است و روابط دوجانبه بسياري ميان ما وجود دارد.

 

·         ستاد برگزاري مراسم اسكار، فرزاد حسني را به عنوان بخت اول مجريگري امسال اين دوره اعلام كرد.

 فرزاد حسني در اين باره مصاحبه اي با هفته نامه  Kiss Kiss...!Oh My Honey چاپ كانادا انجام داده است كه قسمتي از آن را مي خوانيد.

 

خبرنگار: از اين كه امسال شما مراسم اسكار را اجرا مي كنيد چه احساسي داريد؟

فرزاد: جوونم برات بگه كه من حس خاصي ندارم. فقط شرط گذاشتم كه ميز و پاپيون صورتي روي ميكروفون كه خودم طراحي كردم رو عوض نكنن وگرنه مراسم رو ترك مي كنم.

خبرنگار: آيا پيش بيني مي كنيد واقعه غير مترقبه اي رخ بدهد؟

فرزاد: ببين عزيزم! من به اون مرتيكه ايكبيري گفتم كه چون شب مراسم با شب *** (به جا آوردن سنت طفوليت پسران) پسر همسايمون مصادف ميشه مي خوام اين رو بگم. براش يك بوس بفرستم و همين طور به كامي هم يك فحش كوچيك بدم.

خبرنگار: آيا اين بهترين روز زندگي اجرايي شما خواهد بود؟

فرزاد: نخير! بهترين روز اجراي من در اهواز و مسابقات سراسري تئاتر بود. اميدوارم باز هم خاطرات خوبي داشته باشم.

خبرنگار: شنيده شده است پس از اعلام اين خبر از ستاد اسكار چند شركت توليدي به عنوان اسپانسر به شما مراجعه كرده اند.

فرزاد: بعله! ببخشيد بايد بار سوم اين بعله رو مي گفتم. اما عيبي نداره. اگه دوسش داشته باشيم همون بار اول بگيم ايرادي نداره! خانم ايرادي داره؟ نداره ديگه. الهي ور بپره اين يارو كه اونجا وايستاده. داره هي اداي من رو در مياره. هي خودشو پيچ و تاب ميده! مي خوام يك مشت بزنم تو شكمش؛ فكر كن! آهان، جوونم داشت برات از اون شركتها مي گفت. چند تا شركت توليد كننده موچين و لوازم آرايشي و ماشين چمن زني و ماشين پشم زني ببعي مراجعه كردن. خب ببين من ايروني ام، بايد از پدر و مادرم اجازه بگيرم. اين جوري كه خوبيت نداره، داره؟ نداره ديگه. از قديم نديما، اون زمان كه تو گوگوري مگوري نبودي گفتن: كافضل تشري من كابوس  تشكي من جربت الملوس! يا همچين چيزايي.

خبرنگار: خب! خيلي ممنونيم كه وقتتون را به ما داديد.

فرزاد: خواهش مي كنم! اما من وقتمو دادم، شما شمارتو به من ندادي! دادي؟ ندادي ديگه...

 

·         در پي توزيع برگه هاي اطلاع رساني ميان تظاهر كنندگان روز قدس مبني بر حمايت يا رياست صهيونيستها در برخي محصولات خارجي مصرف و خريد اين اقلام چند برابر شده و همين امر مسوولين مربوط را به اين فكر وا داشته تا سال آينده در كنار اين فهرست نام محصولات شركتهاي متقاضي تبليغ در اين برگه ها نيز ثبت شود. تا كنون چندين موسسه قرض الحسنه، آموزشگاه ويژه كنكور، نمايشگاه خودرو و ... بدين منظور در خواست داده اند. مسوولين گفته اند درامد حاصل از اين اقدام را به خريد گوشي نوكيا، نوشابه كوكاكولا و ... براي مردم كشور غير همسايه  اختصاص خواهند داد.

 

 

 

 

 

   + سعید ; ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/۸/۱٧
comment نظرات ()

اخبار ايراني و غير ايراني 4

 

·         در دوازدهم اوت سال جاري هواپيماي ايرباس A340-300خط هوايي ار فرانس  (Air Frnace)با 309 سرنشين دچار سانحه شد و به درون آبراه انتهاي باند افتاد و بال چپش  آتش گرفت. تمام سرنشينان اين هواپيما در مدت 90 ثانيه تخليه شدند و آخرين نفري كه پس از اطمينان از خروج كامل سرنشينان بيرون آمد كمك خلبان بود.

 

  • اظهارات دكتر احمدي نژاد در مورد محو اسرائيل و انعكاس سرد آن در رسانه ها و افكار عمومي بسيار جاي تامل دارد. جاي تامل دارد تا مقايسه اي سرانگشتي كنيم ميان آن چه كه بوديم و آن چه كه هستيم. فقط خدا به داد ما برسد.

 

 

  • وكيل يك دادگاه غير نظامي كه خواست نامش فاش نشود اعلام كرد حاضر است به عنوان وكيل مدافع شيطان از او در مقابل پرونده ((سجده بر انسان)) دفاع كند. اين وكيل پايه يك و برجسته تمرد شيطان را منطقي و كاملا علمي دانسته و حكم رانده شدن او از جانب خدا را حكمي نا عادلانه و خلاف حقوق اجنه مي داند. وي در ادامه اظهارات خود به ارجاع پرونده ((سجده بر انسان)) به شوراي امنيت سازمان ملل اشاره كرده و پنتاگون نيز از اين طرح استقبال نموده است. گفتني است وي تا كنون جايزه نوبل صلح را دريافت نكرده اما به علاقه شديد خود براي كسب اين جايزه تاكيد ورزيده است.

 

 

  • شركت ايرانول به دليل تبليغات و شعارهاي دوگانه به دادگاه ويژه ((نفت و شعارهاي چندگانه)) احضار شد. اين شركت نفتي كه روغن خودرو توليد مي كند در تبليغات خود به صورت دوگانه  و مجزا خود را حامي تيم ملي و خودروي مردم معرفي كرده كه همين امر سبب خشم برخي افراد شده است. اخبار از اين حكايت دارند كه شاكي خصوصي اين پرونده ع.د نام دارد.

 

 

  • سازمان ناسا با پخش تصاوير مستند از عملكرد ماهواره سينا كه به تازگي به فضا فرستاده شده از حضور اين ماهواره در فضاي بين المللي ماهواره اظهار نگراني كرد. در تصاوير منتشر شده ماهواره سينا عليرغم چندصد ماهواره ديگر در مسير مشخص حركت نكرده و با حركتهاي زيگراگي سلامت ساير ماهواره ها را به خطر انداخته است. در تصاوير نزديك تري كه از بدنه اين ماهواره به ثبت رسيده علامات و نوشته هايي به چشم مي خورد كه هنوز هيچ سازمان يا گروهي پي به مفهوم آن نبرده است. در اين تصاوير آمده: رفيق بي كلك مادر. عاقبت خاك گل كوزه گران خواهيم شد. سلام غريبه! Ya Salare Arab، بر چشم بد لعنت!

گفتني است در قسمتهايي از بدنه اين ماهواره عكسهايي از بازيگران ايراني مانند نيكي كريمي، مهناز افشار و شيلا خداداد به چشم مي خورد و يك شماره موبايل متعلق به وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات ديده مي شود. ناسا اعلام كرده است اين نخستين ماهواره اي است كه مجهز به بوق ده يازده، سي دي چنجر و تيوتر مي باشد. شايان ذكر است در تماسهاي مكرر خبرنگاران با وزير ارتباطات، وي در اين خصوص ابراز بي اطلاعي نموده و آن را كذب و تبليغات واهي غرب دانسته است.

 

 

  • روابط عمومي شبكه دو سيما از آغاز ساخت سري دوم مجموعه ((پدر سالار)) خبر داد. در اين خبر آمده: در پي تماس مكرر خانم والده و جاري دختر خاله به شماره روابط عمومي شبكه دو سيما و موافقت فوري و بي چون چراي مديريت محترم شبكه، سري دوم سريال پدر سالار در قسمتهاي نامعلومي به زودي در سه نوبت صبح، ظهر، شب پخش خواهد شد. در ادامه اين خبر آمده است: پخش اين مجموعه به صورت  زنده خواهد بود و متقاضيان بازي (نقش آفريني) دراين مجموعه مي توانند با به همراه داشتن آخرين مدرك شناسايي از معرف (پارتي) خود به محل دائمي اين شبكه مراجعه كنند. لازم به ذكر است افراد بيكار، مجرد و زير ديپلم در اولويت قرار دارند.
  • به گزارش خبرگزاري *** در بررسيهاي به عمل آمده از دوران كودكي يكي از مسوولين *** وي در سنين كم اقدام به خريد جوجه يك روزه كرده، آن را وارد اتاق كرده، از يك پا آن را بلند كرده، صداي جيك جيك آن زبان بسته را به هوا كرده كرده، خودش خنده شيطاني كرده، سپس جوجه را چرخان كرده، به ديوار روبرو پرتاب كرده، جوجه ديگر جيك جيك نكرده، اما روي ديوار يك رد عمودي قرمز ايجاد كرده، جوجه را همان جا رها كرده و اكنون پس از گذشت *** سال از آن روز اين شخص دهن مردم را سرويس كرده!

 

تذکر: به جز خبر اول بقیه چیز هستند!

 

 

 

 

   + سعید ; ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/۸/۱٤
comment نظرات ()

نوبل کيست

 

به سال 1833 در شهر استكهلم پسري پا به عرصه وجود نهاد كه نام او را آلفرد نهادند. اين نوزاد كه بعدها شهرت بين المللي يافت كاري كرد كه نامش در جهان علم و ادب جاودان بماند.

   وقتي تحصيلات ابتدايي و متوسطه اش تمام شد در دانشگاه در رشته علوم به تكميل تحصيلات خود پرداخت. در آن موقع نيترو گليسيرين كه ماده منفجره اي بسيار قوي است كشف شده بود و چون مورد استعمال صنعتي و علمي بسيار داشت در اغلب كشورهاي جهان از اين ماده استفاده مي شد.حمل و نقل آن بسيار خطرناك بود و چندين حادثه فجيع در اثر انفجار اين ماده رخ داده بود.

   يك بار در يك ايستگاه راه آهن، قطاري حامل نيتروگليسيرين منفجر شد، قطعات لوكوموتيو و واگن ها تا مسافتي دور پرتاب شده و عده اي كشته شده بودند و تمام ايستگاه و قسمتي از خانه هاي مجاور ايستگاه منهدم گرديد و آسيب زيادي ديد. آلفرد نوبل اين اخبار وحشتناك را در روزنامه مي خواند و همواره در فكر چاره اي بود. نوبل در يكي از كارخانه هاي تهيه نيتروگليسرين كار مي كرد و يك آزمايشگاه شخصي نيز داشت كه به هنگام فراغت  به جستجوهاي علمي و صنعتي مي پرداخت. در سالي آزمايشگاه او بر اثر غفلت كوچكي منفجر شد و اين امر بيشتر نوبل را چاره جويي مصمم نمود.

   يك روز كه در كارخانه قدم مي زد، ديد يكي از بشكه هاي نيترو گليسيرين شكاف كوچكي برداشته و اين ماده تراوش نموده با ماسه هاي زير بشكه مخلوط مي شود. نوبل مقداري از اين ماسه را در لابراتوار خود آزمايش نمود و موفق به كشف بزرگي شد و ثابت كرد كه نيترو گليسيرين اگر با سيليس تركيب گردد بدون آن كه از قدرتش كاسته شود خطر انفجار خود را  از دست مي دهد و از انفجار آن در اكثر تكانهاي شديد هنگام حمل و نقل جلوگيري مي شود.

   اين كشف مهم، باعث شهرت دانشمند جوان شد به ويژه آن كه نيترو گليسيرين چنانكه در بالا ذكر شد در سراسر جهان و در بسياري موارد در صنعت و ساختمان و جز اينها مورد استعمال داشت.

   چند سال بعد، در اثر ممارست نوبل موفق به اختراع ديناميت گرديد و اين اختراع نيز انقلابي در فن ساختمان و صنايع بخصوص صنايع جنگي و مهمات سازي به وجود آورد. به زودي ديناميت كه نوبل براي خدمت به صلح كشف كرده بود از طرف كشورهاي بزرگ جهان براي كشتارهاي جمعي در ميدانهاي جنگ به كار رفت.

   اين موضوع، اثر سختي بر روحيه نوبل گذاشت و تا آخر عمر وجدانش را معذب كرد، چندين بار به تلاش برخاست تا از استفاده ديناميت در ساختن مهمات جنگي ممانعت كند، ولي در اين راه هرگز موفق نشد؛ و به همين جهت چون به پايان عمر نزديك شد در وصيت نامه خود، قسمت عمده دارايي اش را كه از اختراع ديناميت به دست آورده بود (چهل ميليون كرون سوئد) وقف كرد تا هر سال عايدات آن را ميان پنج تن يا بيشتر از نويسندگان و دانشمندان تقسيم كنند.

   از اين پنج جايزه، سه جايزه متعلق به دانشمنداني است كه در رشته هاي فيزيك، شيمي و پزشكي اختراعات يا كشفيات كرده باشند كه اهميت جهاني داشته باشد. يك جايزه ادبي به نويسنده اي داده مي شود كه مجموعه آثارش از نقطه نظر ايده آل عالي تشخيص داده شود، يك جايزه هم به كسي داده مي شود كه بيش از هر كس در آن سال در راه حفظ و برقراري صلح كوشيده و براي رفاه نوع بشر همت كرده باشد.

   اين جوايز به ترتيب از طرف مقامات معيني ميان كساني كه از سراسر جهان نامزد دريافت آن شده اند توزيع مي گردد:

1.       برندگان جوايز فيزيك را، آكادمي علوم سوئد تعيين مي كند.

2.       برنده جايزه پزشكي، از طرف انستيتو كارولين استكهلم انتخاب مي گردد.

3.       برنده جايزه ادبيات را فرهنگستان سوئد انتخاب مي نمايد.

4.       برنده جايزه صلح، از طرف يك كميسيون پنج نفري منتخب به وسيله مجلس شوراي ملي نروژ مشخص مي شود.

    چهار جايزه اول، طي مراسم باشكوهي از طرف پادشاه سوئد به برندگان اهدا مي گردد. جايزه صلح را پادشاه نروژ در مجلس ملي اين كشور به برنده آن مي دهد.

    نوبل در سال 1896 درگذشت و پنج سال بعد براي اولين بار جوايز نوبل در پنج رشته بين افرادي كه شايسته دريافت اين جايزه تشخيص داده بودند توزيع گرديد.

 

شوق حضور

آلفرد نوبل

   + سعید ; ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/۸/۱٠
comment نظرات ()

تحليل كلمات كليدي (keyword Analysis)

 

تحليل كلمات كليدي امكاني است كه برخي سايتهاي كنتور به كابران خود مي دهند. اين بخش اين امكان را به كابرد اختصاصي مي دهد تا كلماتي كه در موتورهاي جستجو تايپ شده و جستجو گر را به وبلاگ يا وب سايت كاربرد هدايت كرده را در كنار ساير اطلاعات نظير IP كاربر، دفعات جستجو، درصد تايپ كلمات، موتور جستجو گر و كشور و ISP ، سيستم عامل جستجو گر يا بازديدكننده و ... ارائه مي دهد.

   من مدتهاست كه از يكي از اين كنتورها استفاده مي كنم و هميشه بخش تحليل كلمات كليدي برايم جذابيت خاصي داشته است. البته اين بخش فقط براي كاربر ويژه قابل رويت است و ديگران قادر به دستيابي به اين بخش نيستند.

به آخرين فهرست تحليل كلمات كليدي وبلاگ پسر ايراني به ترتيب كثرت نگاه كنيد:

  1. اخلاق و بزهكاري 2. شب هاي برره 3. صفات شخصيت 4. متن دعاي عقد موقت 5. موزيك متن سريالهاي ايراني 6. بيماريهاي وراثتي 7. جنس ايراني 8. ابوالهول ايراني 9. همجنس بازي پسر 10. نيكي كريمي 11. دانشمندان رياضي زن 12. دي وي دي سي دي 13. كاربرد رياضي در كامپيوتر 14. ابوعلي سينا همدان 15. ملودي ترانه هاي ايراني 16. معاد جسماني 17. پسر همجنس باز 18. رساله مكارم شيرازي 19. عدد ناقص 20. دوربين مخفي در اراك 21. فيلم سينمايي خوابگاه 22. عكس آريان 206 23. ژن ژنوم 24. ازدواج نامشروع 25. *** 26. قرون وسطي 27. جيمز موريس 28. از هم گسيختگي خانواده 29. حوزه علميه خواف 30. شبيه سازي انسان 31. سخنان مادر ترزا 32. زندگينامه بهروز وثوقي 33. بيماريهاي تنفسي 34. همجنس گرايي در عصر جديد 35. *** 36. عكسهاي زنان زور بگير 37. بزرگترين چوب كبريت جهان 39. پسر 40. كتاب تاريخ بلعمي.

 

هر وقت به اين ها نگاه مي كنم خنده ام مي گيرد! واقعا اين موتورهاي جستجوگر چه كه نمي كشند!

·         نمي دانستم براي جاري شدن عقد موقت دعا مي خوانند! لابد به دنبال كلمه ((مباركه)) مي گشته!

·         نمي دانم در شهر اراك چه گذشته و جريان دوربين مخفي چه بوده است. اگر كسي اطلاع خاصي دارد بگويد.

·         زندگي نامه بهروز وثوقي را چند سال پيش در يكي از نمايشگاههاي سيار نيروهاي مقاومت بسيج خواندم. به سادگي مي شد نام آرسن لوپن را جايگزين او كرد!

·         لازم نيست زور گيري در خيابان و اماكن عمومي باشد. تصوير زنان زور بگير را بسياري از مردان متأهل ديده اند.

·          يك سوال! بزرگترين چوب كبريت جهان چه كاربردي دارد؟ لابد اين كلمه را يكي از دست اندركاران برنامه هسته اي ايران جستجو كرده است تا سرانجام با آن بتواند نخستين راكتور هسته اي ايران را راه اندازي كند. گمان كنم در توليد اين چوب كبريت به زودي به خودكفايي برسيم.

·         نظرات شما ...

 

 

 

   + سعید ; ۱:۳٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/۸/٧
comment نظرات ()

رخ خورشيد

 

عيب از ماست اگر دوست ز ما مستور است

ديده بگشاي كه بيني همه عالم طور است

لاف كم زن كه نبيند رخ خورشيد جهان

چشم خفاش كه از ديدن نوري كور است

 

يا رب! اين پرده پندار كه در ديده ماست

باز كن تا كه ببينم همه عالم نور است

 

كاش در حلقه رندان خبر بود ز دوست

سخن آنجا نه ز ناصر بود، از منصور است

 

واي اگر پرده ز اسرار بيفتد روزي

فاش گردد كه چه در خرقه اين مهجور است

 

چه كنم تا سر كوي توام راه دهند

كاين سفر توشه همي خواهد و اين ره دور است

 

وادي عشق كه بي هوشي و سرگرداني است

مدعي در طلبش بوالهوس و مغرور است

 

لب فرو بست هر آن كس رخ چون ماهش ديد

آنكه مدحت كند، از گفته خود مغرور است

 

وقت آن است كه بنشينيم و دم در نزنم

به همه كون و مكان مدحت او مسطور است

 

روح الله موسوي خميني

 

   + سعید ; ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/۸/۳
comment نظرات ()