پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

فاز حسيني با اكستازي

 

چندي پيش يكي از دوستان نزديك و صديقم كه براي كاري به شهرستان فريمان رفته بود موضوعي را برايم تعريف كرد كه بسيار جالب و تأمل بر انگيز بود.

براي بيان بهتر ماجرا اصل قضيه را از زبان خود او نقل مي كنم.

براي كاري به شهرستان فريمان رفته بودم و داخل شهر به يكي از دوستان دوران خدمت سربازي در اروميه برخورد كردم. در اين ملاقات ظاهر و طرز پوشش او دچار تغييرات اساسي شده بود و با محاسن بلند و لباسهاي ساده ظاهري جديد براي خود ساخته بود. من و سايرين او را به عنوان فردي خلافكار مي شناختيم و وقتي او را با آن ظاهر و لحن و برخورد ديدم متعجب شدم.

    منزل آنها در نزديكي محل كار موقت من بود و مي توانستم مكررا به آنجا مراجعه كنم. بر سردر منزل آنها پارچه اي سياه با نوشته هايي مذهبي مبني بر روضه و مراسم عزاداري نصب بود و عده اي در داخل آن با لباسهاي سياه رنگ حضور داشتند.

    چون در اين گونه مسائل كنجكاو هستم به داخل منزل رفتم كه با ممانعت فردي مواجه شدم; اما با دخالت دوستم اجازه ورود به آنجا را به دست آوردم.

    در حياط منزل عده اي بيمار در گوشه اي نشسته بودند و وقتي از علت حضور آنها پرسيدم گفتند كه براي شفا به اين جا آمده اند. پس از مدت زماني فردي قرصهايي كه به ادعايش از كربلا آورده شده بود را بين حضار كه حدود بيست نفر جوان بودند تقسيم كرد.

از منزل بيرون آمدم و دوستم گفت كه امشب مراسم عزاداري امام حسين (ع) است و من هم مي توانم به آنجا بروم. ساعت حدود 12 شب بود كه به آنجا رفتم و صداي بلند آهنگي كه به شكل تكنو بر روي نوحه ((بوي ياس)) گذاشته شده بود به گوش مي رسيد. به محض باز كردن درب اتاق چنان گرماي وحشتناكي به چهره ام خورد كه صورتم را پس كشيدم و به فضاي آزاد محوطه رفتم. از بيرون اتاق به داخل نگاه كردم و مي ديديم كه حضار بالا تنه خود را عريان كرده اند و به شدت مشغول سينه زني هستند. در خرداد ماه بخاريها روشن بود و همه غرق در عرق بودند. بر روي بدن عده اي از آنها براحتي مي شد خالكوبيهاي بزرگي را ديد.

دوستم را بيرون كشيدم و از او جوياي جريان شدم. به من گفت كه دارند وارد فاز حسيني مي شوند و بزودي ارتباطشان با آقا وصل خواهد شد; خودت تا چند ساعت ديگر خواهي ديد. به شوخي به او گفتم كه هر وقت ارتباط وصل شد خبرم كن! پس از ساعتي فردي از طرف او آمد و گفت كه به آن خانه بروم. مجددا به علت گرماي طاقت فرسا نتوانستم وارد اتاق بشوم اما صحنه اي ديدم كه تا به حال به عمرم نديده بودم. افراد به شكل پراكنده و نا منظم و به اشكال مختلف گريه، استغاثه و استغفار مي كردند و گناهان خود را به زبان مي آوردند و رو به ديوار و سقف اعتراف مي كردند. يكي مدعي ملاقات با امام حسين (ع) شده بود و گفتگو مي كرد، شخص ديگري از ظلم و جفايي كه به زن و فرزندش كرده بود بي تابي مي كرد و عده اي هم دور خود مي گشتند و خود را تكان مي دادند.

   ساعت هفت صبح بود كه مجددا به آنجا مراجعه كردم و ديدم كه هنوز مشغول سينه زني و ساير حركات هستند. نزديك ظهر همان روز قضيه فرق كرده بود و هر كدام از همانهايي كه شب گذشته بر روي پاي خود بند نبودند به شكلي به گوشه اي افتاده و به خواب رفته بودند.

    شب همان روز مجددا همان توزيع قرص و سينه زني صورت گرفت. اما پيش از آن من به سراغ دو جوان كه ظاهري موجه تر و با سوادتر داشتند رفتم و حدود دو ساعت با آنها حرف زدم. آن دو كه هنوز تحت تاثير شب پيش گيج و نا متعادل بودند به سختي گفته هاي من را فهميدند. آنها مدعي حس متعالي و الهي بودند كه طي آن توانسته بودند بسياري از گناهان خود را پاك كنند و از طريق رابطه با امام حسين (ع) تن به توبه و استغفار بدهند و از اين جهت بسيار احساس رضايت و خوشحالي مي كردند و اين مجلس را بهترين مجلس عزاداري عمرشان تلقي مي كردند. پس از كمي مقدمه چيني خطاب به آن دو جوان گفتم كه امشب پس از خوردن آن قرصها سعي كنيد به موسيقي گوش ندهيد و به تحركات شديد بدني نپردازيد. از آنها جدا شدم و فرداي آن روز به سراغشان رفتم. هر دو آنها بسيار مغموم و افسرده بودند و گفته هاي ديروز من را تصديق كردند و گفتند كه پس از مصرف آن قرص كم كم احساس فشار و سنگيني در ناحيه قلبمان كرديم كه حدود ده دقيقه به طول انجاميد و پس از آن هر چقدر سعي كرديم كه از تنشها و حركات دست و پايمان جلوگيري كنيم موفق نشديم. تنها به شكل موقتي مي توانستيم از برخي از آنها ممانعت نماييم و ضربان قلبمان به شكل عجيبي زياد شده بود. يكي از آنها گفت كه حالت بسيار بد و مشمئز كننده اي به من دست داده بود و به شدت احساس افسردگي مي كردم و حال من با تمام اطرافيانم متفاوت بود. آنها پس از گذشت مدت زماني شاهد بودند كه براي برگرداندن عده اي به حال طبيعي و خارج كردن آنها از بيهوشي دو نفر دست و پاي فرد را مي گرفتند، بلند كرده و سپس به زمين مي انداختند.

   من تا آن زمان مطالعه چنداني در مورد قرصهاي روانگردان (اكستازي) نداشتم اما پيش از اين تا حدودي با ماده اِل اِس دي (LSD) آشنا بودم. بعدها متوجه شدم كه آنها به ازاي هر شب مي بايست مبلغ 15000 تومان پول مي پرداختند و نكته جالب اين بود كه در ميان آنها جواناني از شيراز و تهران كه فقط براي حضور در آن جمع به آن شهر كوچك آمده بودند به چشم مي خورد.

به نظر من افراد سود جو و سو استفاده گر بر اساس سنن و اعتقادات هر منطقه دست به اين گونه اعمال مي زنند و توجيه ظاهري (عزاداري سيدالشهدا (ع)) امر اقدامي براي ممانعت يا پيشگيري از شكايت همسايگان و دخالت پليس بوده است.

 

 

 قرص اکستازی

 

   + سعید ; ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/٥/٢٩
comment نظرات ()

تنها عيب دامنهای کوتاه!

 

حیا امری غریزی نیست، بلکه اکتسابی است. زنان دریافتند که دست و دل بازی مایه طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند ... زنان بی شرم جز در موارد زودگذر برای مردان جذاب نیستند. خودداری از انبساط، و امساک در بذل و بخشش بهترین سلاح برای شکار مردان است. اگر اعضای نهانی انسان را در معرض عام تشریح می کردند، توجه ما به آن جلب می شد ولی رغبت و قصد به ندرت تحریک می گردید.

   مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیاست و بدون آن که بداند حس می کند که این خودداری  ظریفانه از یک لطف و رقت عالی خبر می دهد. حیا پاداشهای خود را پس انداز می کند و در نتیجه نیرو و شجاعت مرد را بالا می برد و او را به اقدامات مهم وا می دارد و قوایی را که در زیر سطح آرام حیات ما ذخیره شده است بیرون می ریزد.

   امروزه لباسهای سنگین فشار آور که مانند موانعی بودند، از میان رفته اند و دختر امروز خود را با جسارت تمام از دست لباسهای محترمانه ای که مانع حمل بود رهانیده است. دامنهای کوتاه بر همه جهانیان به جز خیاطان نعمتی است و تنها عیبشان این است که قدرت تخیل مردها را ضعیف تر می کند، و شاید اگر مردان قوه تخیل نداشته باشند زنان نیز زیبا نباشند!

 

جملاتی چند از آیت الله ... (ببخشید! اشتباه نوشتم). این جملات از ویلیام جیمز است که در کتاب لذات فلسفه نیز مطرح شده است.  

 

 

ویلیام جیمز

   + سعید ; ٩:٥٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/٥/٢٥
comment نظرات ()

می خواهم پس از مرگ ببینمش در پرواز

 

می شد که من دور از جبل عامل و در کشور امریکا باشم مثل خواهر و برادرهایم. گاه گاه که از ایران برای دید و بازدید می رفتم لبنان به من می خندیدند، می گفتند: (( ایرانیها همه صف ایستاده اند برای گرین کارت، تو که تابعیت داری چرا از دست می دهی؟)) به آنها گفتم: ((بزرگترین گرین کارت که من دارم کسی ندارد و آن این پارچه سبزی است که از روی حرم امام رضا علیه السلام است و من در گردنم گذاشته ام.)) با همه وجودم این نعمت را احساس می کنم و اگر همه عمرم را، چه گذشته چه مانده، در سجده گذاشتم نمی توانم شکر خدا را بکنم. با مصطفی یک عالم  بزرگ را گذراندم از ماده به معنا، از مجاز به حقیقت. و از خدا می خواهم که متوقف نشوم در مصطفی، هم چنان که خودش در حق من این دعا کرد:

   (( خدایا! من از تو یک چیز می خواهم با همه اخلاصم که محافظ غاده باش و در خلا تنهایش نگذار! من می خواهم که بعد از مرگ او را ببینم در پرواز. خدایا! می خواهم غاده بعد از من متوقف نشود و می خواهم به من فکر کند، مثل گلی زیبا که در راه زندگی و کمال پیدا کرد و او باید در این راه بالا و بالاتر برود. می خواهم غاده به من فکر کند، مثل یک شمع مسکین و کوچک که سوخت در تاریکی تا مرد و او از نورش بهره برد برای مدتی بس کوتاه. می خواهم او به من فکر کند، مثل یک نسیم که از آسمان روح آمد و در گوشش کلمه عشق گفت و رفت به سوی کلمه بی نهایت.))

 

چمران به روایت همسر شهید

 

 

شمع تنها

   + سعید ; ٧:٤٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٤/٥/٢۳
comment نظرات ()

آيا مسيح را دمكراسي به صليب كشيد؟

 

كاهن اعظم برخاست و در برابر همه از عيسي پرسيد:(( به اين اتهاماتي كه به تو نسبت مي دهند، جوابي نمي دهي؟ )) اما او ساكت بود و هيچ جوابي نمي داد. باز كاهن اعظم از او پرسيد:(( آيا تو مسيح پسر خداي متبارك هستي؟)) عيسي گفت:(( هستم و تو پسر انسان را خواهي ديد كه در دست راست خداي قادر نشسته و بر ابرهاي آسمان مي آيد.)) كاهن اعظم گريبان خود را چاك زد و گفت:(( ديگر چه احتياجي به شاهدان است؟ شما اين كفر را شنيديد. راي شما چيست؟)) همه او را مستوجب اعدام دانستند... همين كه صبح شد سران كاهنان به اتفاق مشايخ و ملايان يهود و تمام اعضاي شورا با عجله جلسه اي تشكيل دادند. آنها عيسي را با زنجيري بسته و به پيلاطس تحويل دادند. پيلاطس از او پرسيد: (( آيا تو پادشاه يهود هستي؟)) عيسي جواب داد:(( همان است كه مي گويي.)) سران كاهنان اتهامات زيادي به او نسبت دادند. پيلاطس باز از او پرسيد:(( جوابي نداري؟ ببين چه اتهامات زيادي به تو نسبت مي دهند.)) اما عيسي جوابي نداد به طوري كه باعث تعجب پيلاطس شد.

    در هر عيد فصح، پيلاطس به خواهش مردم يك زنداني را آزاد مي كرد. در آن زمان مردي معروف به نام برابا همراه ياغباني كه در يك آشوب مرتكب قتل شده بودند در زندان بود. مردم پيش پيلاطس رفتند و از او خواهش كردند كه طبق معمول اين كار را برايشان انجام دهد. پيلاطس از ايشان پرسيد:(( آيا مي خواهيد پادشان يهود را براي شما آزاد كنم؟)) چون او مي دانست كه سران كاهنان از روی حسد عيسي را تسليم كرده اند. اما سران كاهنان مردم را تحريك كردند كه از پيلاطس بخواهد برابا را برايشان آزاد كند. پيلاطس بار ديگر به ايشان گفت:(( پس با مردي كه او را پادشاه يهوديان مي ناميد چه كنم؟)) آنها در جواب با فرياد گفتند: (( مصلوبش كن!)) پيلاطس پرسيد:(( چرا؟ مرتكب چه جنايتي شده است؟)) اما آنان شديد تر فرياد مي كردند:(( مصلوبش كن!)) پس پيلاطس كه مايل بود مردم را راضي نگه دارد برابا را براي ايشان آزاد كرد و دستور داد عيسي را تازيانه زده و مصلوبش كنند. (نقل از اناجيل)

 

-------------------------------

 

اگر در آن زمان جايزه نوبل، سازمان ملل و حقوق بشر وجود داشت جوايز و افتخارات بيشماري را به جهت برخورد دمكراتيك پيلاطس نصيبش مي كردند. اما اكنون وضع چگونه است؟ آيا مسيح را دمكراسي به صليب كشيد؟ آيا نجات انسان تنها در دمكراسي است؟...

 

 

 

   + سعید ; ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/٥/۱۸
comment نظرات ()

 

 

       براي مبارزه با دين بايد دانست چگونه منابع ايمان و دين توده ها را با مفاهيم ماديگرا توضيح داد.

 

ماركس و ماركسيسم

 

   + سعید ; ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/٥/۱٥
comment نظرات ()

اخبار ايرانی (جديد)

 

يك خبر خيلي كوتاه از پسر ايراني: از اين پس شايد اخبار و مطالبي مانند آنچه كه در زير آمده بنويسم. پسر ايراني از ترتيب و زمان دقيق آن خبر نمي دهد چون عمر دست خداست.

(توضيح حياطي: اخبار واقعي نيستند، فردا نيائيد و مرا با خود ببريد. كارمند وزارت اطلاعات خسته نباشيد.)

 

  • طبق آخرين اكتشافات باستان شناسان اعلام شد علي دايي فقط 20 سال سن دارد.
  • در ادامه اعتصاب غذاي اكبر گنجي وزن وي به كمتر از 8 كيلو و 9 گرم رسيد.
  • عبدالله جاسبي: دانشگاه آزاد يك حقيقت هميشه فروزمايتيك براي نسلهاي فراتاريخي و نئوسايتيفيك است و تاكيد مي كنم.
  • جرايد از توليد ماكسيما با موتور پيكان خبر دادند.
  • يك كودك 8 ساله تهراني حافظ كل سري كتابهاي هري پاتر شد.
  • خبرهاي غير رسمي از عدم حضور اقليتهاي مذهبي و گردشگران خارجي در ازدحام مراكز تفريحي قشم حكايت دارند.
  • قطره ويژه اشك ريزي چشم از بدن تمساح استحصال شد. اولين و بزرگترين سفارش دهنده اين قطره كشوري در همسايگي عراق است.
  • ماني كاهويي دانش آموز كلاس چهارم ب انتخابات شوراي دانش آموزي مدرسه اش را غير دموكراتيك و متقلبانه دانست و به منظور اعتراض از سمت مبصري كلاس استعفا كرد. وي قصد راه اندازي يك  پايگاه اتمي و سايت موشكي غير نظامي را در مقر يكي از تشكلهاي دانش آموزي دارد. گفتني است دكتر عباسي سمت مشاور ارشد رضا كاهويي را بر عهده خواهد داشت.
  • يك برنده جايزه صلح نوبل شب گذشته در لباس مبدل يك پرستار بيمارستان شناسايي شد. ياد آور مي شود آخرين اقدام صلحجويانه اين شخص فرود با يك چتر نجات بر روي محل نگهداري زندانيان تحت شكنجه بوده است كه توسط ماموران شناسايي شد.
  • يك مقام مسوول در جمع خبرنگاران گفت: زنان از مردان بهترند. طبق ادعاي برخي اين مقام مسوول آخرين بار در محل خروج سالن كنفرانس ديده شده است و تا كنون از سرنوشت اين فرد اطلاعي در دست نيست.
  • آخرين بررسي هاي كالبد شكافي از مثله شدن، سوزانده شدن و سر درد شدن كاظمي خبر مي دهند.
  • ژانت كاتمي در ميان اعضاي حزب دختران شايسته اعلام كرد كه خود را براي كانديداتوري رياست سازمان ديالوگ سيارات آماده مي كند.
  • به گفته محققين دانشگاه فين كن اشتاين، مصرف روزانه 5 قرص سيانور باعث كاهش نيم درصدي سرطان مژه در زنان مجرد بالاي 90 سال مي گردد.

 

 

-------------------------------

 

يك حرف كمي جدي!

 

خاتمي رفت ( به قول خودش: شاه رفت)

 

آدم قهرمان ساز و مطلق نگري نيستم. اما اگر بخواهم در وبلاگم چيزي از سيد محمد خاتمي بگويم، مي گويم او يخ مسوولين حكومتي را شكست و تا حد كمي هم كه شده باد دماغ بسياري را خالي كرد. امروز مسوولين لبخندهاي متنوعي را تحويل مي دهند كه كسي از عمق و طعم آن با خبر نيست. اميدوارم محمود احمدي نژاد بتواند فاصله ميان مردم و مسوولين را كمتر كند و به آنها بفهماند كه اين مردم اند كه ولي نعمت آنانند نه ايشان كه بعضا خود را تحفه هاي الهي مي دانند.

هر چه بود گذشت... خاتمي رفت، احمدي نژاد هم مي رود، ما هم خواهيم رفت.

الهي و ربي من لي غيرك...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   + سعید ; ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/٥/۱۱
comment نظرات ()

ایرانیان به غرب کمک کنند

 

پروفسور رولاند پیچ فیلسوف صاحب نام آلمانی طی سخنانی در سومین کنفرانس دیالوگ فرهنگها در محل رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در برلین خواستار همکاری اندیشمندان و متفکران ایرانی در برابر موج انحطاط فرهنگی در جهان زیر عنوان جهانی سازی شد.

    به گزارش ایرنا وی در سخنرانی خود با عنوان مدرنیته و پسامدرنیته با اشاره به اهمیت و جایگاه فرهنگ و تمدن بزرگ ایران در فرهنگ جهانی افزود: همکاری اندیشمندان ایرانی و آلمانی می تواند تاثیر بسزایی در مقابله با تفکرات نا مطلوب جهانی سازی الهام گرفته از اندیشه پسامدرنیته داشته باشد.

    پروفسور پیچ که استاد تاریخ فلسفه و علوم دینی دانشگاه ماکسیمیلیان مونیخ است با تشریح تفکرات اندیشمندان مدرنیته و پسامدرنیته همچون دکارت، نیچه و کانت گفت: این نوع تفکرات انسان را به موجودی قابل تعریف در معادلات ریاضی تبدیل می کند و با دور ساختن او از خداوند، انسان را به تباهی می کشاند.

    این فیسلوف آلمانی همچنین با اشاره به نظریات دیگر فیلسوفان دینی در آلمان همچون یاکوب بوهمه، توماس فون آکوئین و مایستر اکهارت افزود: این متفکران بر خلاف اندیشمندان مدرنیته روش شناخت و کسب معرفت را از طریق شناخت خداوند معرفی می کنند. وی ادامه داد: شناخت توام با عشق هر انسان از خداوند و جهان هستی پلی موثر و جاودانه بین جهان و پروردگار برای انسان به تصویر می کشد.

 

 

 

   + سعید ; ٩:۱٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/٥/۸
comment نظرات ()

منجی عالم حضرت مهدی (عج)

 

انسانها به دليل جهالت و ناداني و همين طور هم مخالفتشان براي داشتن يك زندگي پاك و اصيل، مانع تابش نور الهي بودند. به همين خاطر، تعدادي رسولان پيشگو، تعدادي پيام آورنده، با كمك كلام و گفتارشان به جمع بشريت فرستاده شدند تا حقايق را بازگو كنند. تمام اين اشخاص، همه يك پيام را اعلام كردند اين كه خداوند عالم، ناجي بزرگي را براي نجات بشريت خواهد فرستاد. اين ناجي دوباره در بين مردم، و بر اساس، فرايافتها و عقايد و موازين بشري به زندگي در روي زمين خواهد پرداخت و در دوره اي مشخص كه با پيشگويي هاي متنوع خبر آن داده شده است، ظهور خواهد كرد. اين جارچيان آسماني، مشاهده كردند كه براي جلب توجه انسانها براي ظهور اين مهدي [عج] و اين منجي، لازم است كه تاريخ ظهورش، اعلام شود و مردم را در مورد شيوه اي كه او از آن استفاده خواهد كرد تا ظهور كند تعليم دهند و از هدف اصلي اين ناجي سخن بگويند، زيرا بشريت چنان غرق خدايان غير واقعي و بتهاي سنگي شده بود كه در خطر مرگ روحاني و معنوي بسيار نزديكي قرار گرفته و كاملا صراط مستقيم، منحرف شده بود. اين پيام آوران اعلام كردند كه بشريت بايد از نوعي زندگي مقدس تبعيت كند تا هرگز در آن سرگرداني و جهالت گمراهي سابق نيفتند. آنها گفتند كه از ازل، و پيش از آغاز حقيقت، اين وضعيت وجود داشت و هنوز هم دارد و اين كه تنها با آمدن مهدي [عج] است كه ميراث واقعي انسانها، بر آنها آشكار خواهد شد. بنابراين حضرت مهدي [عج] از ازل وجود داشته است.

 

معبد سكوت – برد.تي. اسپالدينگ

..................................................

 

ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مبارک باد

 

   + سعید ; ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/٥/٤
comment نظرات ()

بدانیم از گلدکوئیست

 

هم اکنون در تهران نزدیک به 300 هزار نفر عضو شبکه گلدکوئیست هستند و بر اساس آمار رسمی حدود 84 میلیون دلار از طریق این سیستم از کشور خارج شده است.

شمار کثیری از دانشجویان به ویژه در خوابگاه ها از اصالت علمی و فرهنگی خود فاصله گرفته و به امید زندگی بی دغدغه تمام وقت و توان خود را در این راه صرف می کنند.

سیستم های هرمی بازاریابی در دانشگاه ها به اولین اعتیاد دانشجویان تبدیل شده و با هیچ مانع قانونی نیز روبرو نیست و سهم مهلکی برای فرهنگ جامعه است.

سخنگوی قوه قضاییه می گوید اقدامات متقلبانه و مجرمانه گلدکوئیست باعث ایجاد اختلاف و نفرت در خانواده ها شده است.

 

جوان

گلد کوئیست

   + سعید ; ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/٥/۱
comment نظرات ()