پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

 

سلام

عيد غدير خم بر همگان مبارک باد. با زحمت برادر خوبم برای امسال کاغذ ديواری رايانه ای(Wall paper) را طراحی کرديم و اميدوارم که مورد رضايت شما و صاحب اين روز بزرگ قرار گيرد.

 

اندازه واقعی

   + سعید ; ۸:٢٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/۱٠/٢٧
comment نظرات ()

علامت های آخر الزمان

 

به نظر من متن فوق العاده ای است، توصیه می کنم با دقت و حوصله و بیش از یک بار بخوانید.

 

ابن عباس نقل می کند: ما با پیامبر (صلی الله علیه و آله) در حجة الوداع بودیم. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حلقه در خانه کعبه را گرفت و رو به ما کرد و فرمود:

آیا حاضرید شما را از علامت های آخر الزمان با خبر سازم؟

سلمان که در آن روز از همه به پیامبر(صلی الله علیه و آله) نزدیک تر بود، عرض کرد: آری! یا رسول الله.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود:

از علامت های آخر الزمان ضایع کردن نماز، پیروی از شهوات، تمایل به هواپرستی، گرامی داشتن ثروتمندان و فروختن دین به دنیاست و در آن وقت قلب مؤمن در درونش آب می شود مثل آب شدن نمک در آب از این همه زشتی ها که می بیند و قدرت جلوگیری آن را ندارد.

سلمان پرسید: آیا چنین واقع خواهد شد؟

حضرت فرمود: آری! سوگند به خداوند، ای سلمان، در آن وقت زمامداران ستمگر، وزیرانی فاسق، کارشناسان ستمگر و امنایی خائن بر مردم حکومت کنند. در آن وقت زشتی ها زیبا و زیبایی ها زشت می شود. امانت به خیانت کار سپرده می شود و امانت دار خیانت می کند، دروغگو تصدیق می شود و راستگو تکذیب.

در آن وقت حکومت به دست زنان و مشورت با بردگان خواهد بود، کودکان بر منبر می نشینند، دروغ خوشایند و زرنگی، زکات ضرر و بیت المال غنیمت محسوب می شود.

فرزندان در حق پدر و مادر جفا می کنند و به دوستانشان نیکی می نمایند و ستاره دنباله دار طلوع می کند.

سلمان پرسید: آیا چنین چیزی واقع خواهد شد، یا رسول الله؟!

پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: آری! ای سلمان در آن زمان زنان در تجارت با شوهران خود شریک می شوند، باران رحمت کم، جوانمردان بخیل، تهی دستان حقیر و بازارها به هم نزدیک می گردد و همه از خدا شکایت می کنند. یکی می گوید سودی نبردم و دیگری می گوید چیزی نفروختم.

در آن وقت گروهی به حکومت می رسند، اگر مردم حرف بزنند آن ها را می کشند و اگر سکوت کنند اموالشان را غارت، حقشان را پایمال می کنند و خونشان را می ریزند و دل ها را پر از کینه و وحشت می کنند .

در آن زمان اشیاء و قوانین را از شرق و غرب می آورند و امت من رنگارنگ می شوند، نه بر کوچک رحم می کنند و نه بر بزرگ احترام می گذارند و نه گناه کاری را می بخشند. اندامشان مانند آدمیان و قلب هایشان همچون شیطان است.

مردان خود را شبیه زنان می کنند و زنان خود را شبیه مردان، لعنت خدا بر آن ها باد!

 در آن زمان مساجد را زینت می کنند، قرآن ها را آرایش می دهند و مناره های مساجد را بلند می نمایند و صف های نمازگزاران زیاد, اما دل هایشان به یکدیگر کینه توز و زبان هایشان مختلف است.

مردان و پسران خود را با طلا زینت می کنند و لباس حریر و دیباج می پوشند.

ربا در میان مردم شایع می شود و معاملات با غیبت و رشوه انجام می گیرد، دین را می گذارند و دنیا را بر می دارند. طلاق زیاد می شود، حدود اجرا نمی گردد، زنان خواننده و آلات نوازندگی آشکار می گردد و اشرار امت به دنبال آن ها می روند. ثروتمندان برای تفریح، طبقه متوسط برای تجارت و فقر برای ریا و خودنمایی به حج می روند.

عده ای قرآن را برای غیر خدا و عده ای برای خوانندگی یاد می گیرند و گروهی نیز علم را برای غیر خدا می آموزند، زنازاده فراوان می شود و برای دنیا با یکدیگر عداوت می کنند.

پرده های حرمت پاره می گردد, گناه زیاد می شود , بدان بر خوبان مسلط می­شوند، دروغ فراوان، لجاجت شایع و فقر فزونی می یابد، با انواع لباس ها به یکدیگر فخر می فروشند، قمار و آلات موسیقی را تعریف می کنند و امر به معروف و نهی از منکر را زشت می شمرند.

مؤمن واقعی در آن زمان خوار است، قاریان قرآن و عبادت کنندگان پیوسته از یکدیگر بدگویی می کنند و در ملکوت آسمان ها آنان را افراد پلید می دانند.

ثروتمندان از فقر می ترسند و بر فقرا رحم نمی کنند و آدم های نالایق درباره جامعه سخن می گویند که حقیقت ندارند، حرف هایشان فقط شعار است.

در آن زمان صدای توأم با لرزش از زمین بر می خیزد که همه می شوند، گنج های طلا و نقره بیرون می ریزند، ولی برای انسان دیگر سودی نخواهند داشت و دنیا به آخر می رسد... .

«بحارالانوار: ج 6، ص 306»

 

 

 

   + سعید ; ٦:٢٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/۱٠/٢٤
comment نظرات ()

 

 

·         نفر اول فوق ليسانس رشته فيزيك دريا در دانشگاه تربيت مدرس

·         نفر اول فوق ليسانس رشته ژئوفيزيك گرايش زلزله شناسي در دانشگاه آزاد اسلامي واحد شمال

  • نفر اول دكتري رشته ژئوفيزيك گرايش زلزله شناسي دانشگاه تهران
  • دانشجوي ممتاز دوره ليسانس در دانشگاه علم و صنعت
  • دانشجوي ممتاز در دانشگاه تربيت مدرس
  • مقام اول دو شصت متر، پرش طول و پرش ارتفاع
  • عضو تيم ملي دو و ميداني بانوان
  • چهار دوره قهرمان قهرمانان با چهار مدال طلا در مسابقات المپياد دانشجويان كشور
  • مقام اول تنيس كشور
  • مقام اول تنيس در مسابقات بانوان كشورهاي اسلامي
  • عضو تيم ملي بزرگسالان
  • مربي تيم ملي جوانان و نوجوانان كشور
  • مقام اول مسابقات سوپر ليگ واليبال كشور
  • مقام اول ليگ واليبال باشگاههاي دسته اول كشور
  • عضو تيم ملي واليبال دانشجويان
  • عضو تيم واليبال هما

 

  • همه اينها را تنهايي به دست آوردي؟
  • نه، سعي و تلاش خودم را بگذار كنار كمك خانواده و مساعدت خدا و زحمتهاي استادان و مربيانم.

 

  • يك معرفي مختصر از خودت!
  • شادي طباطبايي 28 ساله

 

  • با اين همه مشغله كي زندگي مي كني؟
  • خب، اين خودش يك جور زندگي است.

 

  • وقت كم نمي آوري؟
  • مي داني، هميشه با خودم مي گويم زمان مثل اين است كه يك نفر، يك روز به تو چند ميليون تومان پول مفت بدهد و بگويد تا آخر شب خرجش كن و هر چقدر هم مانده، پس بده. زمان همين حالت را دارد. پول مفتي است كه در اختيار تو قرار گرفته و براي استفاده از آن بايد ثانيه ها را قدر بداني.

 

  • فعاليت غير درسي و غير ورزشي هم داشتي؟
  • در دوره ليسانس در دانشكده فيزيك دانشگاه عل و صنعت، يك نشريه دانشجويي زديم به اسم هدف (همبستگي دانشجويان فيزيك) كه كاملا علمي و تخصصي بود.

 

  • به موفقيتهاي ورزشي ات بيشتر مي نازي يا موفقيتهاي علمي؟
  • به هيچ كدام و هر دو، چون فكر مي كنم چيز خاصي نيستند، اما اگر بحث ترجيح دادن باشد، فكر مي كنم علمي.

 

  • قبل از دانشگاه، در كلاس كنكور شركت مي كردي؟
  • نه.

 

  • شادي شب كنكور چه كار مي كرد؟
  • شايد باورت نشود، اما براي اولين بار نشستم و تاريخ ادبيات هاي چهار سال را خواندم.

 

  • ادبيات چند درصد زدي؟
  • 91 درصد

 

  • با اين حساب يعني تو خيلي با بقيه فرق داري و يك جورهايي مخي!
  • نه، فكر نكنم با بقيه دخترها فرقي داشته باشم، فقط شايد فعاليتم بيشتر باشد.

 

  • در مدارس استعداد درخشان درس خواندي؟
  • نه، به هيچ عنوان.

 

  • چطور مي توانستي ورزش و درس را در كنار هم تا اين مرحله دنبال كني؟
  • من به شدت اهل رقابتم و به شدت هميشه از اين كه بخواهم تك بعدي باشم فراري بودم. در كنارش دوست نداشتم غير عادي بزرگ شوم، مي خواستم تمام چيزهايي را كه يك دختر عادي در زندگي تجربه مي كند، تجربه كنم.

 

  • مثلا بروي كافي شاپ يا گردشهاي دسته جمعي و غيره؟
  • دقيقا، حواسم بود همه اينها را در برنامه خودم داشته باشم و واقعا همين طور هست.

 

  • زنگ مورد علاقه شادي در مدرسه؟
  • فيزيك

 

  • اگر از تو بپرسند روي زمين دوست داري كجا باشي؟
  • همين جايي كه امروز ايستادم، دوست ندارم در جايي به جز ايران باشم، با اين كه در زمينه مثلا ورزش بانوان ما هنوز خيلي فاصله داريم تا حرفه اي شدن به تمام معنا! تا سيزده سالگي من، هيچ مسابقه تنيسي در ايران نبود و اولين دوره اش سال 68 در شركت نفت برگزار شد، اما با اين حال من هيچ جا را به اين جا ترجيح نمي دهم.

 

  • از لحاظ تحصيلي چي؟
  • ببين! من يك مقدار انتقادهايي كه در مورد وضع دانشگاههاي داخلي مي شود، غلو شده مي دانم. ما با دانشگاههاي دنيا اختلاف چنداني نداريم، در همه دانشگاههاي موفق دنيا، نقش اصلي را دانشجو بازي مي كند و در ايران هم اگر دانشجو خودش علاقمند باشد و به دنبال تحقيق، منابع و امكانات خوبي در اختيارش قرار مي گيرد.

 

  • شغل آينده تو مربوط به مدارك دانشگاهي است يا سوابق ورزشي تو؟
  • درس من الان خب حالت تحقيقاتي دارد و كار اصلي ام هم در حال حاضر تحقيق در مورد زلزله است. تدريس را خيلي دوست دارم و ادامه مي دهم، اما كارهاي ورزشي را هم در كنارش سعي مي كنم داشته باشم.

 

  • يك سوال! كسب موفقيتهاي زياد، آدم را بي انگيزه يا كم انگيزه نمي كند؟
  • نه، انگيزه اتفاقا بيشتر مي شود. واقعا عشق من، رقابت است و اين هيچ وقت تمام شدني نيست.

 

  • چند كيلو اعتماد به نفس داري؟
  • به ميزان لازم. البته نه از  نوع كاذبش كه بيشتر به غرور شبيه است.

 

  • ميانه ات با اين كلمات چطور است؟
  • دندان درد: بدم مي آيد.
  • پدر: با هم رفيقيم.
  • گوشي موبايل: مزاحم
  • حجاب: شخصيت دهنده
  • و خدا: آخر آرامش.

 

پ. ن: اين مصاحبه در مهرماه 83 توسط نشريه سروش جوان صورت گرفته است. عید قربان مبارک باد.

 

 

 

   + سعید ; ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/۱٠/٢٠
comment نظرات ()

روزگار ماشین از نگاه ویل دورانت (ازدواج)

 

چون روزگار ماشين است همه چيز بايد تغيير كند. ايمني اجتماعي افزايش يافته ولي ايمني فردي كمتر شده است؛ زندگي جسماني سالمتر از پيش شده ولي زندگي اقتصادي چنان در زحمت پيچ و خم گرفتار آمده كه هر روز در معرض خطر است. جوانان كه دليرتر و از خود راضي تر از پيش شده اند از نظر مادي به طور بي سابقه اي بيچاره گشته اند و از نظر اقتصادي جاهل مانده اند، چنانكه همين كه عشق فرا مي رسد به جهت تهي بودن كيسه جرئت ازدواج پيدا نمي كنند. سالها مي گذرد و عشق كه ضعيف تر شده است بر مي گردد اما هنوز هم كيسه پر نشده است؛ عشق يك دفعهء ديگر هم پس از سالها باز مي گردد اما با طراوت و قدرت كمتر، در اين هنگام كيسه را پر مي يابد، آنها با جشن ازدواج جشن مرگ عشق را هم مي گيرند.

   دختر شهري كه از انتظار زياد خسته شده است و به طور بي مانندي رشيد و رسيده شده، چيز شكنندهء خطرناكي مي گردد. اضطرابي ترسناك او را فرا گرفته است؛ هر كس مي خواهد به هر وسيله اي كه باشد، از مهماني و هدايا و شامپاني و خودنمايي هاي چاپلوسانهء جنسي به جز حلقه ازدواج، توجه او را جلب كند. آزادي رفتار او گاهي نتيجه آزادي اقتصادي اوست زيرا چون ديگر سربار مرد نيست ممكن است ميل مرد را به ازدواج با خود كه در فنون عشقبازي مانند او چيره دست است سست كند. زني كه مي تواند عايدات خوبي داشته باشد خواستار احتماليش را دچار ترديد مي كند؛ حقوق ناچيز مرد چطور مي تواند هر دو را در سطح كنوني نگه دارد؟!

    سر انجام، زن مردي را پيدا مي كند كه دستش به را براي ازدواج به سوي او دراز مي كند. آنها ازدواج مي كنند؛ اما نه در كليسا زيرا عقل دنيايي دارند و اعتقادي به دين ندارند و قوانين اخلاقي كه بيشتر بر پايه دين و مذهب است بر دل آنها قدرت و تسلطي ندارد. آنها در يكي از تالارهاي شهرداري (كه بوي سياست مي دهد) با سخنان وردآميز يكي از اعضاي شهرداري ازدواج مي كنند؛ ديگر مانند روزگار گذشته پيمان و عهد وفاداري و اخلاص در ميان نيست بلكه نوعي قرارداد تجاري است كه با سر رسيدن مدت هر دو از قيد آن آزاد مي شوند. ديگر شكوه آداب و خطبه نكاح و جلال موسيقي و هيجان لذت عميقي كه قول و عهد آن دو را در خاطرشان تا ابد زنده نگاه مي دارد وجود ندارد؛ آنها پس از  تبسمي روي همديگر را مي بوسند و شادي كنان رهسپار خانه مي گردند.

    اما خانه اي وجود ندارد، حياطي كه با آلاچيق آراسته از گياهان خوشبو و درختان سايه دار باشد در   انتظار آنها نيست، باغچه اي كه گل و سبزي آن چون كاشته دست خودشان است غذا را گواراتر و خوشبو تر مي كند در ميان نيست، آنها بايد خود را با ترس و شرم در اتاقكهايي كه به زندان مي ماند پنهان كنند، اتاقهاي تنگي كه نمي تواند ديرگاهي آنها را در خود نگاه دارد و آنها هم حوصله ندارند كه آنها را با رنگ و سليقه شخصي خود بيارايند؛ آنها خانه هاي با روح و با معني سالهاي پيش ديگر وجود ندارد؛ آنچه هست اشياي بي روح صلب سخت سردي است و بيشتر شبيه پناهگاه است؛ خانه اي است در ميان سر و صدا و سنگ و آهن، خالي از بهار پر گل و سبزي؛ از بهار فقط باران را دارد، قوس و قزح و برگهاي رنگارنگ پائيز خود را به آنان نشان نمي دهد، آن چه هست سستي و ملالت و خاطرات تيره است.

     پس از اندكي زن نوميد مي گردد، در آن خانه چيزي كه آن چهار ديواري را تحمل پذير كند نيست. پس از آنجا هر چه زودتر به هر بهانه اي كه هست بيرون مي رود و فقط كمي پيش از سحر دوباره به آن لانه مي خزد؛ مرد هم نوميد مي شود، در آن جا چيزي كه او را گرم كند نيست؛ او در آن خانه چيزي براي تعمير نمي يابد تا انگشتان چكش زنش را راحتي دهد؛ به تدريج در مي يابد كه ميان اين اتاقها با آن اتاقهايي كه روزگار تنهايي را در آن مي گذراند فرقي نيست و رابطه او با زنش به ابتذال همان رابطه اي است كه پيش از ازدواج با زنهاي نا معين و نا مشخص داشت. در آنجا چيز تازه اي نيست و چيزي رشد نمي كند، هنگام بازگشت به خانه بازوان كوچك گوشت آلودي در انتظارش نيست تا رنج روز را از او بتكاند. زيرا اگر كودكاني باشند كجا بايد بازي كنند؟ زن و مرد از كجا اتاق جداگانه اي به آنها بدهند و از كجا مي توانند در شهر از عهده سالها مواظبت و تربيت آنها بر آيند؟ پس چنين فكر مي كنند كه بهترين قسمت عشق احتياط است و تصميم مي گيرند كه بچه دار نشوند تا آنگاه... تا آنگاه كه طلاق فرا مي رسد.

    اين ازدواج نبود بلكه نوعي همكاري جنسي بود به جاي همكاري پدري و مادري؛ چون ماده و ريشه نداشت رو به فساد و زوال نهاد. اين ازدواج پايدار نيست براي آن كه از زندگي نوعي جدا شده است. در اين ازدواج زن و مرد به خود فرو رفته اند و قطعات منفرد و جداگانه اي هستند، اين جا از خود گذشتگي عشق به خود پرستي و خود بيني بدل شده است و اجبار به تظاهر آن را به ستوه آورده است. نو خواهي و حرص طبيعي مرد دوباره بيدار مي گردد، انس و الفت به تحقير مي انجامد و ديگر زن با همه گشاده دستي كه دارد چيزي ندارد كه بدهد.

 

 منبع: لذات فلسفه   (نوشته ء ويل دورانت ترجمه عباس زرياب)

 

 

 

 

   + سعید ; ٥:٤۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/۱٠/۱٧
comment نظرات ()

اخبار ايرانی ۸

 

  • ايران به جمع عجايب هفتگانه آمد. در تجديد نظر اخير نظر سنجي هاي بين المللي چند موضوع ايراني در رديف كسب عنوان عجايب دنيا قرار گرفتند. شهر تهران، خودرو پيكان، شبكه دوم سيما، علي پروين و چند ((چيز)) ديگر در اين فهرست طويل قرار دارند.

 

  • پس از اظهارات علي پروين مبني بر عدم حضورش در باشگاه ورزشي، فرهنگي، سينمايي، تلويزيوني، سياسي و ... پرسپوليس (پيروزي) سهام شركت چوپان دروغگو و شركا (سهامي عام) به شدت سقوط كرد. در اين سقوط كسي كشته يا زخمي نشد و هم اكنون جعبه سياه و نوار آخرين مكالمات در دست بررسي است. اين حادثه در پنج سال گذشته يك بار ديگر با اظهارات فتح الله زاده (رئيس سابق باشگاه ورزشي، فرهنگي و ... استقلال) در خصوص قول وي براي آقاي گلي احمد مومن زاده تكرار شده بود كه در آخر فصل  وي فقط يك گل مشكوك زد!

 

  • قوي ترين داروي مسكن دنيا توسط محققان ژاپني ساخته شد. اين دارو توانايي تحمل شديد ترين دردهاي رواني و جسمي را به مصرف كننده مي دهد ولي تنها در يك مورد ناموفق بوده و دانشمندان در اين زمينه در تلاشند تا به اين مهم دست يابند. اين دارو تنها موردي كه قدرت تحمل را به مصرف كننده نمي دهد تاب و توان تحمل برنامه هاي شبكه دوم سيما معرفي شده است.

 

  • معاون فرهنگي شهردار تهران: ديگر كارتون خوابها وجود ندارد. معاون شهردار تهران در جلسه شوراي شهر كه در مقدمه به معرفي بازيهاي جديد گوشي هاي تلفن همراه اختصاص يافته بود با تاكيد گفت: با هماهنگي هاي صورت گرفته جلوي توليد كارتون تلويزيوني ((خوابها)) گرفته شده است و ديگر چنين كارتوني با اين نام وجود ندارد.

 

  • در جرايد آمده بود كه زندان خصوصي در حال راه اندازي است. شركت بنياد در اين رابطه داوطلب شده و قصد دارد زنداني با نام ((بنياد)) تاسيس كند. گفتني است اتاقهايي كه زندانيان در اين زندان قرار دارند ((سلولهاي بنيادي)) نام دارد.

  

  • كساني كه در سانحه سقوط هواپيماي سي 130 جام باختند پس از گفتگوهاي بسيار و سخنان غلامعلي حداد عادل، رئيس مجلس شهته (Shahteh) نام گرفتند. وي در مجلس گفته بود: براي اين از دست رفتگان بايد به دنبال عنواني بين شهيد و كشته باشيم.

   + سعید ; ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/۱٠/۱۳
comment نظرات ()

تاثير اميدواري و خوشبيني در زندگي

 

آيا هرگز درباره خود و نوع نگاهتان به زندگي به قضاوت نشسته ايد كه چگونه فردي هستيد؟ خوش بين يا بدبين، اميدوار يا نا اميد؟ نسبت به آشنايان و اطرافيان خود چه احساس و برداشتي داريد؟ مثبت يا منفي؟ آيا همه چيز و همه كس را تار و تهديد كننده مي بينيد يا دلپذير و قابل اعتماد؟ آيا بر اين باوريد كه در گير و دار زندگي پر چالش امروز، خوش بيني و اميدواري، ساده لوحي و سطحي انديشي است؟ آيا در زندگي احساس خستگي و شكست مي كنيد و نسبت به توانمندي هاي خود براي حل مشكلات و نسبت به آينده دچار نگراني و ترديد جدي هستيد؟ به خداوند چطور؟ به رحمت بي كران خداوندي و امدادهاي غيبي او به چه ميزان اميدوار و خوش گمان هستيد؟

    هنگامي كه از احساسات و افكار خوبي برخورداريم و با نشاط هستيم، مايليم زندگي را با عينك خوش بيني ببينيم و زماني كه دچار آشفتگي هاي هيجاني و انديشه هاي منفي هستيم، همه چيز و همه كس را تيره و نوميد كننده مي يابيم.

    روانشناسان معتقدند به هر نسبتي كه هيجانهاي منفي مانند غم، عصبانيت، نا اميدي و بد بيني در زندگي ما كم رنگ تر باشد، قابليتهاي شخصي و اجتماعي مان در كنار آمدن با مشكلات و كنترل فشار هاي رواني افزايش مي يابد.

    واقعا خوش بيني چيست و انسان خوش بين چه كسي است؟ محققان خوش بيني را انتظار وقوع اتفاق خوب و مثبت در آينده مي دانند. مارتين سليگمن (1990) خوش بيني را در شيوه اي مي داند كه افراد، موفقيت ها و شكست هاي خود را براي خودشان تعريف مي كنند.

   از منظر هوش هيجاني، خوش بيني نگرشي است كه افراد را در برابر رويدادهاي سخت زندگي، نوميدي، بي تفاوتي و افسردگي مقاوم مي كند و با كاركرد مثبت و سازگاري در زندگي رابطه مستقيم دارد.

    افراد خوش بين شكستهاي خود را در زندگي قابل جبران مي دانند و خود را بر تغيير شرايط توانا مي يابند در حالي كه افراد بدبين معمولا دچار اضطراب انتظاري هستند و همواره نگرانند كه حادثه نا خوشايندي در راه است. تحقيقات نشان مي دهد كه افراد خوش بين به طور كلي كارايي بيشتري در زندگي فردي و اجتماعي خود دارند و از لحاظ جسمي و ذهني سالم تر از افراد بدبين هستند.

    بدبيني با افت كارايي دستگاه ايمني بدن و ضعف سلامتي رابطه دارد در حالي كه ميان خوش بيني و سلامت عاطفي- رواني بيماران به ويژه بيماران سرطاني و صعب العلاج رابطه مثبت وجود دارد. خوش بيني در دوره سالمندي نيز موجب افزايش تحمل پذيري عاطفي، رواني و مشكلات جسماني سالمندان مي شود و سازگاري آنان را با زندگي افزايش مي دهد.

    خوش بيني مانند اميد كه خويشاند نزديك آن است زندگي ما را سالم تر و شاداب تر مي سازد. خوش بيني و اميد را مانند درماندگي و نا اميدي مي توان آموخت. زير بناي هر دو اين حالتها، نگرشي است كه روانشاسان آن را خودباوري مي دانند، يعني اين باور كه مي توانيم بر تحولات زندگي خود مسلط باشيم و در برابر شكستها احساس نا تواني نكنيم.

    اما اميد چيست و انسان اميدوار كيست؟ اريك فروم در كتاب انقلاب اميد مي گويد: اميد پديده اي متناقض است نه انتظاري انفعالي و كنش پذير، و نه نيروي غير واقع بينانه كه بتواند شرايط نا ممكن بوجود آورد.

    امروزه محققان در يافته اند كه نقش اميد از آن كه تنها نيروي تسلي بخش در اوج احساس غم زدگي و نا كامي باشد بالاتر است. اميد مانند خوش بيني نقش مقتدرانه و شگفت آوري در زندگي ايفا مي كند و در عرصه هاي گوناگون از موفقيت تحصيلي و شغلي گرفته تا ارتباطات خانوادگي و اجتماعي مزاياي فراواني به همراه دارد. گلمن (1995): اميد اعتماد به حال و آينده و معني دار بودن زندگي است. به قول اشنايدار از استادان روانشناسي، اميد، اعتقاد بر اين امر است كه هدفتان هر چه باشد، هم اراده دستيابي به آن را داريد و هم راه آن را مقابل شما گشوده است.

    اگر انسان اميد خود را از دست بدهد، چه بداند و چه نداند، به قول اريك فروم به دروازه هاي جهنم قدم گذاشته و انسانيت خود را پشت سر گذاشته است. انسانهاي اميدوار، در تعقيب هدفهاي خود در زندگي كمتر دچار افسردگي و اضطراب و درماندگي هاي عاطفي مي شوند زيرا نشانه هاي زندگي تازه را مي بينند و هر لحظه آماده اند به تولد آن چيزي كه آماده تولد است كمك كنند.

    در اين جا سخن از خوش بيني هاي ساده لوحانه و اميدهاي دروغين و فريبنده نيست، بلكه از خوش بيني و اميدي مي گوييم كه به عنوان كيفيت اساسي يك زندگي سالم و پرنشاط مطرح است و عوامل جدي رشد و تعالي فرد و جامعه مي باشد.

    در آموزه هاي قرآني و ديني ما، نوميدان از رحمت الهي و امدادهاي خداوند در شمار كافران و گمراهان به حساب مي آيند. امام علي (ع) در دعاي كميل از اميد به عنوان يك سرمايه انساني ياد مي كند. ايمان بدون اميد قابل دوام نيستو پايگاه اميد چيزي جز ايمان و اعتقاد به خداوند نمي باشد. به قول وحشي بافقي: به راه اين اميد پيچ در پيچ / مرا لطف تو مي بايد، دگر هيچ. آميختگي ايمان و اميد در قيام عاشورا و حماسه حسيني از جنبه هاي زيبا و تحسين بر انگيز اين حادثه پويا و زنده تاريخ اسلام است.

    چهره مصمم و اميدوار امام حسين (ع) و ياران اندك و حماسه آفرين او به گونه اي است كه گويي آثار نوراني و اميد بخش قيام خود را در آينده اي نزديك مي بينند. تبلور خوش گماني به الطاف بي كران خداوندي و اميد به پيروزي حق بر باطل از جمله ابعاد برجسته حماسه عاشوراست كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.

    انتظار ظهور مهدي موعود (عج) نيز اميد به آينده و خوش بيني نسبت به استقرار عدالت اجتماعي و حاكميت حق و انصاف بر ستمگري و بي انصافي است.

    آخرين كلام اين كه رشد خوش بيني و اميد در انسان به ميزان زيادي معلول آموزش ها و يادگيري هاي او در جامعه، خانواده و يا طبقه اي است كه وي در آن زندگي مي كند. گل زيباي روئيده در كنار خار در نتيجه تلاش و اميد باغبان سخت كوش به بار نشسته است. آري، باغبان به اميد آن همه تيمار بيند / تا روزي بر آن گل بار بيند.

 

دكتر سيد حسن علم الهدايي

 

 

 

 

 

   + سعید ; ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٤/۱٠/۱۱
comment نظرات ()

نظرسنجی ۱

 

لطفا گزينه مورد نظرتان را انتخاب کنيد و در صورت لزوم و توضيحات بيشتر نظر بدهيد. متشکرم

 

   + سعید ; ۱:٤۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٤/۱٠/٦
comment نظرات ()

خطرات موبايل

 

 

با توجه به خطرات احتمالي امواج منتشره از تلفن هاي همراه براي سلامتي انسان، شناخت علمي اين اثرات و ارائه راهكارهاي مناسب براي ايمن سازي اين نوع تلفن ها، امري ضروي و اجتناب نا پذير مي باشد. در حال حاضر تحقيقات وسيعي به وسيله سازمان هاي بين المللي ماندد سازمان بهداشت جهاني در حال انجام است. ولي آيا مي توان تا اعلام نتيجه قطعي اين تحقيقات، منتظر ماند و شاهد بود كه پس از سال ها استفاده از تلفن همراه اعلام شود كه همه يا بخشي از ترديد ها در خصوص خطرات ناشي از كاربرد تلفن هاي همراه صحت داشته است؟ شايد آن زمان دير باشد...!

   امواج قوي راديويي و پارازيت ها، چون به صورت همگن در محيط پخش مي شوند براي انسان مضرند. امواج ساطع شده از تلفن هاي همراه از نوع امواج راديويي هستند. بنابراين قادر به يونيزاسيون ئ تحريك الكتريكي نيستند و غير يونيزان محسوب مي شوند. امواج راديويي از حركت بارهاي الكتريكي در آنتهاي فرستنده به وجود مي آيند و از سطح اين آنتنها تابيده مي شوند. همچنين امواج راديويي فركانس بالا براي بدن انسان مضر بوده و باعث بروز سرطان و بيماري هاي مغزي مي شوند.

   از ميان امواج موجود در محيط پيرامون ما بيشترين موجي كه سلامت انسان را به خطر مي اندازد، امواج گوشي هاي تلفن همراه است زيرا گوشي تلفن همراه در تماس مستقيم با بدن انسان مي باشد. از طرفي عوارض سوء استفاده بيش از اندازه اين وسيله ارتباطي روي انسان در دراز مدت مشخص مي شود.

   مضرات تلفن هاي همراه از زماني مطرح شد كه فردي در فلوريداي امريكا در سال 1993 از همسرش كه داراي تلفن همراه بود شكايت كرد. اين فرد مبتلا به تومور مغزي شده بود.

   امروزه پژوهشگران دريافته اند كه ورود سيستمهاي جديد تكنولوژيك به زندگي روزمره انسان تاثيرات بيولوژيك بسيار خطرناكي بر سلامتي انسان دارد. امواج الكترومغناطيسي توليد شده از آنتهاي راديويي و تلفن همراه در تشكيل غدد سرطاني و رشد آن نقش دارند. از طرفي امواج كوتاهي كه انسان در داخل منزل يا محل كار در معرض آن قرار مي گيرد زيانهاي آشكاري به سلول ها و به ويژه گلبولهاي قرمز خون وارد مي كند. همچنين اين امواج كوتاه تاثيرات زيانباري روي آنزيمهاي بدن (به ويژه آنزيمهاي كبدي)، غدد، عضلات، هورمونهاي جنسي مردانه، ضربان قلب و مغز استخوان دارند. بررسي روي موشهاي آزمايشگاهي نشان داده است كه جنين موجود در شكم مادر در اثر مجاورت با اين امواج به سرطان خون و سرطان غدد لنفاوي مبتلا شده اند.

 

اثرات تلفن همراه بر بدن

 

   پژوهش هاي مختلفي در مورد عوارض تلفن همراه انجام شده است و مطالبي كه عنوان مي شود نتايج اين تحقيق است. امواج منتشره از تلفن همراه روي سيستم تناسلي اثر گذاشته و باعث كاهش اسپرم در مردان و سقط جنيندر مادران و بروز صفات غير عادي مادرزادي در جنين مي شود. اين امواج همچنين سيستم ايمني را تضعيف نموده و با اثر بر قلب سبب افزايش فشار خون مي شوند. از مهمترين اثرات امواج منتشر شده از تلفن همراه، ايجاد سرطان، به خصوص سرطان مغزي، انواع مختلفي از سرطانها در افراد در معرض پرتو قرار گرفته شده (مانند سرطان حلق، سينه، مري و بيضه) گزارش شده است.

   افرادي كه به ميزان بيشتري از تلفن همراه استفاده مي كنند، دچار سر درد با دردهايي در ناحيه آرواره، گردن، بازو ها و شانه ها مي شوند؛ همچنين اين افراد حالت تهوع، سرگيجه . خستگي دارند.

با توجه به اين كه سيستم عصبي كودكان توسعه پيدا مي كند، جذب انرژي در بافت سر آنها بيشتر است، لذا كودكان در مقايسه با بزرگسالان در مقابل امواج، آسيب پذير تر هستند.

مننژيت و تورم عصب شنوايي در افراد در معرض پرتو قرار گرفته، گزارش شده است، اگر چه دانشمندان هيچ نوع شاهدي كه نشان دهد استفاده از تلفن همراه خطر نوعي سرطان گوش را افزايش مي دهد پيدا نكرده اند.

   در آخرين رشته مطالعات كه در دانشگاه مركز پژوهش نيويورك انجام شده است، 90 بيماري كه به نوعي سرطان گوش به نام ((اكوستيك نوروما)) مبتلا هستند مورد مطالعه قرار گرفته اند. هنوز هيچ نوع عامل بيروني كه كه مسبب اين سرطان باشد كشف نشده است، اما نگراني هايي وجود داشت كه شايد تلفن هاي همراه بر خطر ابتلا به آن بيفزايد. تشعشع فركانس راديويي ساطع شده از تلفن همراه به طور سطحي در پوست و استخوان هاي اطراف گوش و از طريق جمجمه در پشت گوش جذب مي شود. اما محققان هيچ رابطه اي ميان افزايش استفاده از تلفن همراه و اين نوع سرطان كشف نكرده اند. با اين حال آنها مي گويند كه مطالعه بر استفاده كوتاه مدت از تلفن همراه متمركز بود و لازم است بررسي هاي مفصل تري درباره استفاده بلند مدت انجام شود.

توصيه هاي لازم براي پيشگيري از عوارض تلفن همراه:

 

  • تا سر حد امكان از تلفن ثابت استفاده شود.
  • ميزان مكالمه را به حداقل رساند.
  • سعي شود از سيستم پيغامگير استفاده شود.
  • ترجيحا از گوشي مجهز به Hands Free استفاده شود.
  • از نصب تلفن همراه در ناحيه كمري پرهيز شود (به سبب اثرات سوء بر سيستم تناسلي).
  • از نگهداري تلفن همراه در مجاورت بافتهايي كه فعاليت الكتريكي دارند، مانند قلب و مغز پرهيز شود.
  • استفاده مادران باردار از تلفن همراه مجاز نمي باشد.
  • از مكالمه در اتوموبيل در حال حركت به خصوص در سرعتهاي بالا، ترافيك بالا، تاريكي، مه و باران و تحت فشار زماني خودداري شود.
  • سعي شود ميزان مكالمه در پالسهاي بيشتر ولي با مدت زمان كوتاه انجام شود و به طور مثال تاثير منفي دو پالس يك دقيقه اي كمتر از يك پالس چهار دقيقه اي است.

 

   بحث بر سر ايمني تلفن همراه در طول دهه گذشته فراز و نشيب هاي زيادي را پشت سر گذاشته است و باعث ايجاد نگراني و سر در گمي گسترده عمومي و انجام شمار زيادي تحقيقات درباره تاثير اين تلفن ها بر سلامتي شده است و هنوز بحث بر سر اين كه آيا استانداردهاي سخت تري را بايد براي كاهش ميزان تشعشع اين تلفن ها وضع نمود ادامه دارد.

 

پزشكي امروز 597

 

                                                                             

 

 

   + سعید ; ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/۱٠/۳
comment نظرات ()