پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

آقای کارگدار!

  

يك شب از شبهاي دوست داشتني ماه رمضان بطور سر زده به منزل يكي از دوستانم در يكي از محله هاي پرجمعيت شهر رفتم و شب را با اصرار ميزبان در همانجا ماندم. از آنجايي كه صبح مي بايست براي انجام كاري به بيرون مي رفتم بدون اينكه دوستم، امير را از خواب بيدار كنم به آرامي لباس پوشيدم و از منزل خارج شدم. ولي مسئله اي كه حتي در حين بيدار شدن برايم سوال بود صدا و فريادي بود كه كلمه نا مفهمومي را مرتبا و با فاصله اي منظم تكرار مي كرد. كلمه اي شبيه كارگزار يا چنين چيزي. صدا تا محله بعد نيز همچنان ادامه داشت ولي آن روز بي تفاوت از كنارش گذشتم!

  فرداي آن روز كه امير را ديدم جوياي علت و منشأ آن صدا شدم  و او با لبخندي بر گوشه لب در جواب گفت:

    "  صدايي كه تو اون موقع صبح شنيدي صداي يك پسر بچه دو سه ساله است كه در همسايگي ما زندگي مي كنه. اين پسر هر روز صبح بيرون ميآد  و از جلوي در به كارگر بالاي ساختمون سر كوچه با تمام قواي صوتي سلام ميكنه  و تا زمانيكه كارگر كم شنوا  و بينوا جواب سلامش رو نده اين كلمه "آقاي كارگُدار" (!) تكرار ميشه. اين قضيه هر روز ادامه داره و پسرك چون نميتونه كلمه "كارگر" رو خوب تلفظ كنه ميگه "آقاي كارگُدار"!  (kaar-godaar)

   يك روز امير اين پسر را در شرايطي كه يك بيل بزرگ را از بيخ آن گرفته بود و با فشار پا آن را درون شنها فرو مي برد و همزمان به كارگر ديگري بطور خيلي جدي و آمرانه مي گفته است كه:" بيا اينجا سيمان بريز ديگه" مشاهده مي كند! و جالب تر اينكه هنگاميكه در كوچه راه مي رود با اخم به زمين نگاه مي كند، دستانش را از بدن فاصله مي دهد و در جواب سلام اطرافيان مي گويد: "سام مليكم!" كاش يك عكس از اين آقا پيمان داشتم.

 

 

   + سعید ; ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸۳/٧/٢٥
comment نظرات ()

چقدر سواد داريد؟

يك راه ساده براي اينكه بدانيد چقدر سواد داريد! تعجب ندارد كه بتوانيد با يك شگرد ساده پي به سطح و ارزش دانسته هاي فعليتان ببريد.

   كافي است تاريخ را به عقب برگردانيد و خود را در عصر يا زمان خاصي از تاريخ بشر (يا قبل از پيدايش انسان) تصور كنيد. وجود شما به عنوان يك فرد از آينده و از عصر فناوري و سرعت در ميان جوامع انساني مي تواند براي آنها مفيد باشد. به هر ميزان كه دانسته هاي شما بتواند وسيع تر، سازنده تر و مفيد تر باشد شما از علم و توانايي هاي علمي بيشتري برخورداريد.

   ما همه روزه از ادوات و قوانين علمي متعدد و متنوعي استفاده مي كنيم اما به نسبت به طرز كار دقيق و اصول بسياري از آنها بي اطلاع هستيم. هر چه اطلاعات و دانسته ها بيشتر و دقيق تر باشد در آن عصر به توفيقات و ابداعات بيشتري دست پيدا خواهيد كرد و مي توانيد رفته رفته به يك نابغه و حتي پادشاهي براي ساكنين آن سرزمين باشيد مبدل شويد! قبل از سفر به اعماق تاريخ مراقب افراد متعصب و جاهل آن زمان باشيد و يك بيت شعر را از هم اكنون به خاطر بسپاريد.

 

                                                     بايد بکشد عذاب تنهايی را

                                                 هر كس كه ز عصر خود فراتر باشد

                        

   + سعید ; ٤:۳٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸۳/٧/٢٢
comment نظرات ()

مصائب مسيح مصائب ما است

 

پس از خريد فوري حق پخش فيلم امريكايي مصائب مسيح و اكران آن در سينماهاي داخل كشور و تبليغات گسترده دولتي براي ساخته مل گيبسن، آيا كسي به اين موضوع انديشيد كه اين فيلم كه در زمرهء فيلمهاي R قرار مي گيرد که اين نشانگر وجود خشونت و صحنه هاي خشن در اين فيلم است بر روي پرده اي سينماهاي كشور ما چكار مي كند؟ در حاليكه همين مقوله، دست آويزي براي برنامه هاي تحليلي و اخلاقي صدا و سيما و رسانه هاي مكتوب و الكترونيك وابسته ديگر بود كه به نقد اين موضوع و زيانهاي روحي، اجتماعي و فرهنگي آن در جوامع غربي مي پرداختند و مثالهاي متعددي از عواقب بروز آن را مطرح مي كردند. اغراق نيست اگر اين فيلم را يكي از خشن ترين فيلمهاي تراز A چند سال اخير هاليوود بناميم كه محوريت آن خشونت و مصائب و رنجهاي وارد آمده به فردي است كه علاقمندان و پيروان زيادي حداقل در آن سرزمينها دارد است.

   واكشنها و بازتابهاي روحي-رواني افراد پس از مشاهده اين فيلم گواهي بر اين ادعاست و حتي در كشورهاي ديگر در كنار سينماهاي نمايش دهنده تعدادي آمبولانس به طور آماده براي انتقال افرادي كه حال آنها به هم مي خورد مهياست. علت اين سياست يك بام و چند هواي رسانه هاي مردمي و فرهنگي ما چيست بر بسياري پوشيده است.

    سياست فعلي حكومت حكم مي كند كه يهوديان و غرب مورد تبليغات منفي و بزرگنمايي رسانه هاي داخلي قرار بگيرند. حال اين يهوديت در هر كجا كه مي خواهد باشد، باشد. اگر پدر نامشروع صدام حسين بود، بود، اگر تجاوزگر به مادربزرگ آدولف هيتلر بود، بود، اگر يك مشاور، سناتور و كارشناس امريكايي بود، بود. و حتي اگر عده اي خاخام كه زمينه ساز به صليب كشيدن حضرت مسيح (ع) هم باشند، خب باشند. آنها چشم پوشي نمي كنند. و نكته بسيار جالب اين جريان در اينجا نهفته است كه مصلوب شدن حضرت مسيح (ع) از نظر دين اسلام و مسلمانان مردود بوده و چنين چيزي وجود خارجي و صحت نداشته است. پس حتي دليل بشر دوستانه و اعتقادي اين كار يعني به نمايش گذاشتن و تبليغات فيلم مصائب مسيح هم منتفي است و اين فيلم تنها يك پروسه كامل شكنجه را بر روي يك انسان به تصوير مي كشد.

     و سوال مهم اينجاست، كه اگر مسلمانيد، پس نبايد به صليب كشيده شدن مسيح, و آنچه كه فيلم مصائب مسيح با جزئياتش بازگو مي كند را بپذيريد، پس چه دليل براي متهم كردن يهوديان براي كاري كه صورت نگرفته داريد و از آن به عنوان تهييج حس ضد يهوديت در مردم استفاده مي كنيد؟!

توضيح: اين مطلب همزمان با پخش فيلم مصائب مسيح در سينماهاي ايران و جهان نوشته شده است.

مصائب مسيح

   + سعید ; ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۳/٧/۱٤
comment نظرات ()

زيباترين گل بهار

 

هر گذرگاه، هر معبر، جاي پاي توست، حسن يوسف. در پس پرده، راز نگفته تويي، راز نگفته من. باد از براي تو، به خاطر توست كه جاري است نيلوفر. تو عطر هر گل محمدي هستي. بهار از براي شكوفايي تو است كه دل به زمين سپرد. تو همان گلي هستي كه در گلستان تنهاييم يك تنه بهار مي آفريني، نگاه معصومت را هويدا كن شقايق! ما در هر نفس، شكوفايي ات را انتظار مي كشيم. آخرين گل محمدي!

محمد رضا صالحيان

   + سعید ; ٧:٥۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸۳/٧/٩
comment نظرات ()

آشی به نام انسان

 

 در دنياي خوراكيها، ميوه ها، سبزيها و مواد پروتئيني و ... كه هر كدام طعم و مزه خاص خود را دارا هستند، وقتي كه يك آشپز آنها را در يك ظرف طبخ مي ريزد و يك غذاي مشخص را مي پزد كسي به راحتي نمي تواند مزه و بوي غذاي حاصله را به هر كدام از مواد اوليه نسبت مستقيم بدهد. چه بسا مي بينيم كه مزه برخي از آنها مخالف نتيجه نهايي يعني غذا، به دست مي آيد.

      در يك دنياي فرضي مي توان به اين شكل تصور كرد كه هر كدام از خصائل اخلاقي ما انسانها به مثابه يك ماده اوليه از مواد تشكيل دهنده رفتار و كردارمان يا همان غذا باشد كه كمبود و بيشبود هر يك از آنها در نتيجه نهايي موثر است. از طرفي همه مي دانيم كه در فرايند شيميايي طبخ، تغيير و تحولات زيادي بر روي مواد اعمال مي شود و هر كدام از آنها نقشي در طعم و شكل محصول خواهند داشت. همانطور كه پيداست در اين فرايند كه گذشت زمان نيز در آن دخيل است وجود عواملي مانند حرارت الزامي مي باشد و در غير اين صورت هيچ گونه تغييري در مواد اوليه پديد نيامده و به همان شكل مستقل و واحد خود باقي مي مانند. يك يك خصوصيات خوب و بد وجود ما كه هر كدام ظاهر و مشخصه خاص خود را دارند در كشاكش زمان و حرارت دروني و فطري انسانها مي تواند شكل واحد تري به خود گرفته و بسته به محتواي آن نتيجه را به سود يا ضرر فرد يا جامعه تغيير دهد.

   تمامي اين مواد اوليه را مي توان بطور اكتسابي و فطري بدست آورد و آنها را در ظرف روح قرار داد و سپس با حرارت هاي دروني و خدايي آنها را به شكل مطلوبي گرما بخشيد تا حاصل كار مقبول واقع شود.

 پس نگران وقت نباشيد، برخي مواد دير پز هستند، و گاهي نيز اتفاق مي افتد كه حرارت لازم براي طبخ فراهم نيست و حتي در صورت  وجود همه عوامل بايد صبر و حوصله كرد تا غذا بپزد. اگر در سن پختگي نيستيد براي رسيدن به آن تلاش كنيد ولي اگر در اين دوران هستيد و يا آن را سپري كرده ايد و نشانه اي از آنچه كه بايد در خود نمي بينيد سعي كنيد علت آن را بيابيد، چون شايد ديگر فرصت زيادي براي از دست دادن و اشتباه نداشته باشيد.

 

iranianboy soup

 

   + سعید ; ٢:٤٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸۳/٧/۳
comment نظرات ()