پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

واكنشهاي خود بخودي!

 

 بطور طبيعي يك انسان عادي در برابر نا ملايمات و سختي هاي موردي و چيزهايي كه مطلوب او نيستند واكنشهاي شديد و غير منطقي نشان نمي دهد. عوامل گوناگون و متعددي در اين قضيه موثر هستند تا واكنشها به حدي برسند كه به آن مرحله واكنش خود بخودي اطلاق مي شود. بر اساس سليقه، ذائقه، تربيت و ساختار اخلاقي، افراد از چيزهاي مختلفي متنفر هستند و از برخورد و رويارويي با آنها گريزانند. به عنوان مثال در ابتدا وقتي كه ما به يك بوي نامطبوع جديد بر مي خوريم، دائما آن را استنشاق مي نماييم و به دنبال منبع آن به آهستگي حركت مي كنيم. بعد از اينكه معلوم شد اين بوي نامطبوع متعلق به چيست مسئله اتمام مي پذيرد. در دفعات بعدي كه اين بو كه از نظر فرد مورد نظر نا مطبوع و ناخوشايند است (حتي مي تواند بوي يك عطر خاص باشد) مكررا تكرار مي شود سير اوليه ديگر تكرار نشده و فورا و بي تأمل حالت بد و مشمئز كننده اي به دليل سابقه و تكرار اين بو در فرد پديد مي آيد كه توجيه و دعوت به خويشتنداري او كار دشواري است. او در اين حالت نسبت به آن بو شرطي شده است و هر چه شرايط براي بروز اين حالت خود بخودي مساعد تر و متشنج تر باشد اين واقعه شديد تر و سريع تر خواهد بود.

    در طول زندگي هر يك از ما محركهاي منطقي و غير منطقي وجود دارند كه عامل بروز رفتاري آنها باورهاي ما هستند. اگر اين باورها در جهت بهبود در رفتارها تغيير داده شده و يا حذف شوند كمك شاياني به ما خواهند كرد كه اين كار دشوار و پر زحمت بوده و درصد موفقيت آن در جمعيت كلان اندك است. در صورت امكان مي توان اين عوامل را كاهش داد كه اين كار نيز چندان شدني و اصولي نيست.

    فراموش نكنيم كه موضوع سابقه و تكرار در بروز رفتارهاي خود بخودي نقش اساسي دارند و كمتر پيش مي آيد كسي به يك باره در برابر رخدادي جديد واكنش شديد نشان دهد.   

confused man    

   + سعید ; ۱:۳٤ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸۳/٦/٢٧
comment نظرات ()

 

امام صادق (ع) در حديثي به يونس بن ظبيان فرمودند:

   صاحبان خرد با تفكر عمل مي نمايند تا محبت خدا را بدست آورند. همانا وقتي كه قلب, محبت را تحصيل نمايد و به آن نوراني گردد لطف سرازير مي شود. آنگاه او اهل فايده شده و بر اساس حكمت سخن خواهد گفت. پس زيرك شده و با قدرت عمل مي نمايد و به طبقات هفتگانه آشنا مي شود.

   هنگاميكه به اين مرحله رسيد, بر اساس لطف و حكمت و بيان يك حركت و دگرگوني در تفكرات او پديد مي آيد و خواست و محبت خويش را در راه خالقش صرف مي نمايد. به اين ترتيب, به مقام برتر دست پيدا كرده و خدا را با چشم دل مشاهده خواهد نمود و حكمت را به غير روش حكما, علم را به غير راه علما و صدق را به غير شيوه صديقين بدست خواهد آورد, چه اينكه حكما, حكمت را با سكوت, علما, علم را با طلب و صديقين, صدق را با خشوع و عبادتهاي طولاني تحصيل مي كنند. كساني كه از اين راه (رياضت, صحت و طلب, خشوع و عبادت) را مي پيمايند يا موفق مي شوند,‌يا ناكام مي مانند و اكثر آنها ناموفق خواهند بود. چراكه حق خدا را رعايت ننموده و به اوامر وي عمل نكرده اند. اين صفت كسي است كه حق شناخت و محبت او را به جا نياورده است. پس مبادا فريب نماز و روزه و سخنان و علوم آنها را بخوري! آنها درازگوشان فراري هستند

بحار الانوار ج36ص403

   + سعید ; ٥:٠٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸۳/٦/۸
comment نظرات ()