پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

استحاله عزاداریها یک اخطار است

 

   روزهای پایانی ماه صفر را پشت سر می گذاریم و در گوشه و کنار شهر مجالس عزاداری برپاست. در دو ماه گذشته مردم در جلسات عزاداری سعی کرده اند تا این سنت پسندیده اسلامی را حفظ کنند. خوشبختانه در سالهای اخیر استقبال مردم بویژه جوانان این مراسم افزایش یافته است. اما نکته ای که شاید موجب نگرانی برخی شده باشد، تفاوت سبک عزاداری با سالهای پیشین است. این موضوع بهانه ای شد تا با تعدادی از عزاداران شهر قم در این خصوص به گفتگو بنشینیم.

   ابراهیمی، پدر یکی از نوجوانان عزادار می گوید: پسرم بدون استثنا در جلسات یکی از بزرگترین هیئتهای شهر شرکت می کند، اما متاسفاته محور این هیئت سینه زنی است. وی اضافه می کند:به نظر می رسد این هیئت بیشتر به ظاهر توجه می کند و کمتر در فکر محتوای مراسم است. علی نوری، دانشجو در این رابطه می گوید: هر سال در برگزاری مراسم نقش سخنرانان کمتر و کمتر و نقش مداحان بیشتر می شود حال آنکه در شرایط مطلوب، عزاداری هم باید بیان مصائب باشد و هم انتقال دهنده پیام اصلی عاشورا.

   حجت الاسلام ناصری از نوعی تفاوت میان شیوه های عزاداری در سالهای اخیر صحبت می کند. وی می گوید: در گذشته وقتی سینه زنی می شد، تمام اهل مجلس بطور فعال شرکت می کردند. اما در این دو سه ساله عده ای از شب اول عزاداری لخت می شوند و به نوعی خاص سینه زنی می کنند. این مسئله موجب شده است که بیش از نیمی از حاضران در حواشی جلسه بیشتر به تماشا بنشینند تا اینکه در مراسم شرکت کنند.

   جلیل اکبری که در شعر و ادبیات دستی دارد اظهار می کند: اشعاری که به تازگی در مجالس عزاداری مورد استفاده قرار می گیرد، عاری از محتوای غنی است. در حالی که ذاکران و مداحان در گذشته تلاش می کردند که از بهترین اشعار استفاده کنند. وی که مدت زیادی در میان هیئت ها رفت و آمد کرده و این موضوع را مورد کاوش جدی قرار داده است، می گوید: من متوجه شدم که این موضوع مستقیما به آهنگ نوحه مرتبط است. به عبارت دیگر در گذشته مداحان آهنگ صدای خود را بر مبنای شعر تنظیم می کردند. یعنی اول شعر خوب و مناسبی را بر می گزیدند و سپس آن را در دستگاه و نوای متناسبی می خواندند ولی در حال حاضر قضیه برعکس است، یعنی مداح سبک خاصی از خواندن را انتخاب و شعری متناسب با آن پیدا می کند. عده ای هم که بیشتر نام شاعر را یدک می کشند، ابیاتی را با آهنگ می سازند. اکبری در ادامه به موضوع جالبی اشاره می کند. وی بیان می کند: اخیرا نوحه هایی با آهنگ برخی سریالهای تلویزیونی نظیر خاک سرخ، مسافری از هند و یا بعضی از فیلمهای سینمایی مانند بوی پیراهن یوسف خوانده می شود طبیعی است که مهمترین نکته در این زمینه آهنگ می باشد و بر مبنای این آهنگ هر شعری ممکن است خوانده شود.

   وی در پایان یاد آوری می کند: انتخاب آهنگ سریال های مشهور صرفا برای جلب مخاطب است و هیچ دلیل دیگری ندارد. حمید شریعتی، برخی آهنگ هایی که در نوحه ها مورد استفاده قرار می گیرد را عینا منتخب از آهنگ ترانه های غیر مجاز می داند. در حالیکه آهنگهای ترانه های خوانندگان فراری از سوی برخی افراد در مجالس عزاداری استفاده می شود و این تهدیدی جدی بای قداست این گونه مجالس به شمار می رود.

   مهدی کریمی که به تازگی تحصیلات خود را در مقطع متوسطه به پایان رسانده است در این خصوص می گوید: بعضی از کارهایی که در مجالس عزادای انجام می شود به نظر من شایسته نیست. به عنوان مثال یکی از مداحان در هنگام نوحه خوانی قلاده به گردن خود می اندازد. عده ای نیز افراد را تشویق می کنند که "عو عو" کنند. کریمی اضافه می کند: شنیده ام یکی از مراجع نسبت به این کار اعتراض کرده و آن را حرام دانسته است. وی از اینکه مجالس عزاداری به این گونه مسائل خلاف شرع آلوده شده، نگران است. حائری یکی دیگر از شهروندان به پایکوبی هنگام سینه زنی، تبدیل نام "حسین" به "حوسین" و تکرار این نام همراه صداهای نا هنجار نفس، بالا و پایین پریدن همزمان مداح و حاضران اشاره می کند و می گوید: در سالهای قبل اصلا از این مسائل خبری نبود. معلوم نیست چه کسی با چه نیتی اینها را وارد عزاداری ها کرده است.

   وی اضافه می کند: زمانی شهید مطهری در مورد تحریفات عاشورا سخنرانی کرد و به مردم هشدار داد. مطهری معتقد بود که تحریفات، نهضت عاشورا را از مسیر خود منحرف خواهد کرد. امام خمینی هم دقیقا با همین دیدگاه معتقد بود که « محرم و صفر اسلام را زنده نگه می دارد ». چون وقتی انسان به فلسفه قیام عاشورا و پیامهای آن نگاه می کند، روحیه کفر ستیزی، قیام، ایثار، امر به معروف و خیلی از ارزش ها در وجود او زنده می شود. ارزشهایی که هر کدام به تنهایی اسلام را بیمه می کند. حائری می گوید: هر حرکتی که پیام عاشورا را کمرنگ کند، تحریف است و آنچه امروز اتفاق افتاده و باعث شده است که مردم به ظاهر عزاداری سرگرم شوند و از محتوا غفلت کنند، در واقع نوع جدیدی از تحریف است.

شاید بسیاری از کسانی که امروز در برخی عزاداری ها شرکت می کنند، خود متوجه نباشند که از مسیر اصلی منحرف شده اند. خیلی ها با نیت خالص به این مجالس می روند، حال آنکه رفته رفته به مسیری می روند که هرگز هدف اصلی عزاداری نیست. چه خوب است واعظان، نویسندگان و اصحاب فرهنگ و رسانه بیشتر به تبیین فلسفه و پیامهای نهضت عاشورا بپردازند و از بوجود آمدن تحریفات جدید مردم را آگاه کنند.

   وی تاکید می کند: متاسفانه در شهر قم بیشتر به این مسائل دامن زده می شود و این برای شهر علم، اجتهاد و فقاهت اصلا زیبنده نیست. بدون شک این یک نگرانی جدی است. تغییرات در ظاهر عزاداری ها خبر از یک استحاله جدی می دهد. مبادا غفلت من، شما و دیگران ما را به جایی برساند که در محرم و صفر فقط از عطش و اشک بگوییم و نسلهای آینده ندانند که امام حسین (ع) برای چه رفت، چه کرد، زینب که بود و چرا عاشورایی رخ داد.

منبع: خبرگزاری مهر (با کمی اختلاص و تغییر)     

   + سعید ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸۳/۱/۳٠
comment نظرات ()

دنيای کودکان ۱

  

  در ايام تعطيلات نوروز يكي از كارهايي كه باب مي شود همين سفرهاي بين شهري است كه اين اتفاق در مورد من در امسال به وقوع پيوست (هرچند كه شايد هميشه در سفر باشم!). در مسير و در داخل اتوبوس كه بودم مثل هميشه موضوع و يا سوژه اي فكر و توجه من را به خودش مشغول كرده بود. اين سوژه معمولا در اثر يك اتفاق عادي در بدو حركت بوجود مي آيد و اين مي شود موضوعي براي فكر كردن. شايد بد نباشد كه ذكر كنم كه اكثر سفرهاي من در اين چند سال به صورت انفرادي بوده و همسفر نداشتم. موضوع سفر قبلي من بچه ها بود! و جريان آن به اين شرح بود:

    وقتيكه اتوبوس در محلي توقف كرد من دختر بچه 5 ساله اي كه به اتفاق مادر خود بود را ديدم كه تنها و در كمال خونسردي به يكي از ستونهاي بيروني سايبان فروشگاه تكيه داده بود و تخمه مي شكست! اين دختر كه كمي هم فربه بود با چنان خونسردي و لذتي اين كار را مي كرد كه به آرامش او غبطه خوردم. وقتي همه مسافران به جز مادر دختر بچه كه آن هم با خونسردي داشت با فروشنده يكه به دو مي كرد سوار شدند، راننده بوق ناهنجار ماشين را براي اعلام حركت، به صدا در آورد و دخترك با دهني پر و تكيه داده به همان ستون بي آنكه به مادرش نگاه كند با يك دست كه به سمت راننده دراز كرده بود و با خونسردي مي گفت: وايستا عمو! عمو واستا!

    شب كه شد طي چند جابجايي يك خانواده 4 نفره شامل دو زن و يك مرد و يك دختر بچه سه چهار ساله در رديف كنار من قرار گرفتند و پدر خانواده كنار من و دخترك به روي پاي او نشسته بود. ساعت تقريبا 2 صبح بود و اكثرا خواب و يا نيمه خواب بودند و چون من در اتوبوس نمي توانم بخوابم بيدار بودم كه ناگهان اين دختر بچه كه تا قبل از اين ساكت و آرام به اطراف سرك مي كشيد و بازيگوشي مي كرد با تمام قوا آواز سر داد و آن هم چه شعري!

دختر مردمممم... كچلم كرده.... دختر مردمممم... كچلم كرده...

    و تا آخرين نفر را بيدار نكرد آرام نگرفت. همگي هم هاج و واج مانده بودند كه بخندند يا عصباني شوند. جالب اينجا بود كه خانواده دختر جزو آخرين كساني بودند كه بيدار شدند و آنها هم با خونسردي خاصي بچه شان را به آرامش و خويشتنداري دعوت كردند و فورا به خواب رفتند! ظاهرا به اين امر عادت داشتند.

 

   + سعید ; ۱:۱٠ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸۳/۱/٢۸
comment نظرات ()