پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

اصل انتخاب طبيعي

 

  طبق اصل انتخاب طبيعي آن موجودي حق بقا و تكثير را دارد كه در عرصه رقابت برنده و با محيط اطرا خود منطبق و سازگار باشد. بسياري از قوانين طبيعت در زندگي انسانها نيز از همان اول پيدايش صادق و جاري بوده و با پيدايش تمدن فاصله بيشتري از آن گرفته است. اين رابطه هيچ گاه به مرز صفر نرسيده و به نظر نمي رسد كه اين واقعه رخ بدهد چراكه ما با بسياري از موجودات طبيعت نقاط مشترك زيادي داريم و از قوانين مشتركي نيز تبعيت مي كنيم. رفتارهاي موجودات، روابط بين آنها و بسياري ديگر شباهت هايي با رفتارها و روابط ما انسانها دارد كه نمي توان آنها را اتفاقي تلقي كرد و از آن چشم پوشي نمود. يكي از اين قوانين كه در طبيعت به وضوح مشاهده مي شود اصل برتري نژاد و يا فرد قوي تر بر نژاد و يا فرد ضعيف تر است. اين قوي تر بودن تماما به منزله قواي جسمي نيست. بلكه هوش بالاتر، توانايي هاي مفيد تر، قابليت سازگاري بيشتر و خيلي چيزهاي ديگر را شامل ميشود و برايند آن رقم زننده برنده و پيروز نهايي است. بر طبق اين قانون طبيعي آن دسته از موجودات همنوعي كه به دلايلي از جمله بيماري، ضعف، نقص و ... از سايرين كه قدرت حيات فزونتري دارند در معرض نابودي و زوال قرار دارند محكوم به حذف و فنا هستند تا عرصه را براي حيات گونه برتر تنگ نكنند و بهترين ها بمانند و توليد مثل كنند. اما انطباق اين قانون با انسان از مقطعي با مشكل روبرو شد. نا گفته نماند كه همچنان اين قانون در بين انسانها پابرجاست ولي ميزان و كيفيت آن به مراتب متفاوت است و شموليت سابق را ندارد. آن مقطع پيدايش مباني تمدن بود كه با گذشت زمان نقش اين قانون را در بين انسانها كمرنگ تر ساخت. پيدايش تمدن و در كنار آن پيشرفت علم، خصوصا علم طب سبب شد تا مرگ و مير عده اي كه سابقا در اثر انواع بيماريهاي حتي عادي از بين مي رفتند  كاهش پيدا كند و اين جمعيت كه سابقا به دليل شرايط محكوم به مرگ و حذف از جمعيت بودند به مدد اين دستاورد شانس حيات و از آن مهمتر توليد مثل را بدست آوردند. توليد مثل اين عده و كاهش مرگ و مير جمعيت ضعيف و معلول سبب شد تا كم كم تعداد اين گروه به شدت افزايش پيدا كند و پراكنش آنها سبب تضعيف نژاد انسان در سطح جهان (صرف نظر از موانع طبيعي مثل آب) شد. بطوري كه هم اكنون افرادي كه به بيماري هايي با منشا ژنتيكي دچار ميشوند با توسل به شيوه هاي پزشكي و درماني نوين حتي امكان توليد مثل را براي خود فراهم مي بينند و همين امر سبب افزايش انواع بيماري هاي ژنتيكي و موروثي در بين نژاد انسان مي شود و گونه اي قوي و سالم در معرض خطر انقراض و اختلاط با گونه هاي بيمار و ناسالم قرار دارند.

 

   + سعید ; ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٢/٩/۱۸
comment نظرات ()

تو اصلا به دلقك نمي خندي

 

   اصلا بحث اين نيست كه علي دايي چه سابقه اي داشته، چه گلهايي در دوران بازيگري خود به نفع تيم ملي به ثمر رسانده و فوتبال ما چه چيزهايي به اين بازيكن فوتبال مديون است ولي مسئله اي كه امروزه بر همگان مسلم و مسجل است جرياني است كه علي دايي به كادر تيم ملي فوتبال كشورمان تحميل كرده است. حضور بدون ترديد او در بازيهاي ملي تنها اگر با توجيه كسب حد نصاب گلهاي فرانس بوشكاش باشد باز هم توجيه غير منطقي و مزحكي است چراكه در شرايطي كه بازيكناني چون وحيد هاشمان كه در شرايط آمادگي به سر مي برند مدتهاست به علت حضور طفيلي (!) و تحميل شده علي دايي در تركيب تيم از پوشيدن پيراهن تيم ملي به دور مانده اند.

   دو واقع حضور يك عابر پياده در مستطيل سبز و يك ميدان ورزشي به صرف زدن ضربات احتمالي پنالتي و ارتقاي آمار گلزني و بازي ملي شخصي نمي تواند قيمتي برابر شعور ورزش دوستان و مردم داشته باشد. شايد اگر روزي دايي را به يك برنامه زنده تلويزيوني دعوت كنند و از او بخواهند كه در انظار عمومي و در مقابل لنز دوربينهاي استديو فقط يك استپ ساده بقل پا بكند ترجيح بدهد كه بلايي كه به سر خبرنگار يك نشريه در آورد به سر مجري آن برنامه زنده بياورد و يا اينكه با شگردهاي خاص خود به قضيه پيش آمده فيصله دهد. بر اكثرا اهالي فوتبال پر واضح است كه از لحاظ فني دايي در دوراني به سر نمي برد كه پاي ثابت تيم ملي باشد و در خط حمله نه چندان پر قوت و نامطمئن فعلي يكه تازي كند. براي اثبات اين امر كافي است كه در صحنه هاي گلي كه در موقعيتهاي گوناگون بازيكناني به غير از دايي گلي به ثمر مي رسانند به جايگيري و موقعيت او نگاهي بياندازيد تا ببينيد كه زدن گل و خلق موقعيت گل در آن شرايط چيزي شبيه معجزه است. پاس هاي مكرر و پر اشتباه و عمدتا (تقريبا همگي) رو به عقبي كه فقط ديگر بازيكنان را با مشكل دريافت مواجه مي كند و خطاهايي كه دايي به طور ناشيانه و آماتورگونه مرتكب مي شود هيچ كدام نمي تواند وجهه و توجيه مناسبي براي روند كنوني حضور بلامنازع و قطعي وي در تركيب ثابت تيم ملي باشد. آن هم در شرايطي كه تقريبا اكثر بازيكنان شايسته و معتبر ملي در هر برهه اي بنا به هر علتي حتي براي يك بازي هم كه شده به طور ثابت نبوده اند در حالي كه ما سالهاست كه ما صحنه تعويض علي دايي را در صحنه هاي ملي نديديم و حتي در صورت مصدوميت همراه اردوهاي ملي رهسپار كشورهاي ميزبان مي شود. پس با حضوري اينچنيني كه بيشتر وارد حاشيه آن نمي شوم بايد بگويم كه اين مائيم كه به علي سرطلايي مي خنديم چون دم خروس هويداست.

   + سعید ; ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٢/٩/٩
comment نظرات ()