پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

علم رياضي در خدمت روانشناسان

 

   علم رياضي به كمك خانواده ها و روانشناسان آمده است تا بتوان از طريق آن از هم پاشيدن بنيان خانواده ها جلوگيري كرد. روانشناسان مي گويند با بررسي گفتگوهاي زوجها مي توانند دريابند درصد دوام زندگي آنها چقدر است. به گفته آنها مشاجران ميان اغلب زوجها به دليل عدم وجود رابطه عاطفي بين آنها رخ مي دهد. آنها مي گويند ارتباط و تعامل منفي و مثبت طبق معادله پنج به يك مي تواند استحكام يك خانواده نشان دهد. همچنين زوجيني كه به طرف مقابل خود اجازه مي دهند 80 درصد وقت مشاجره و دعوا را صحبت كنند مي توانند اميدوار باشند كه زندگي با دوامي خواهند داشت. در غير اين صورت زوجين بايد از مشاوره براي درك يكديگر استفاده كرده و اعتماد يكديگر را جلب كنند. در اين تحقيقات بر روي رفتارهايي مانند عصبانيت، خشم، تنفر در مقابل شوخي پس از علاقه و اعتماد به دقت مطالعه و مشخص شد زوجين بايستي به يكديگر اجازه ابراز هر يك از اين رفتارها را بدهند اما بايد به خاطر داشته باشند كه دوام خانواده نياز به كدام اصول و مباني دارد.

منبع: ديلي تلگراف 

   + سعید ; ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٢/۱۱/۳٠
comment نظرات ()

 

 چند تايی عکس گرفتم...

Saeed

Saeed

 

   + سعید ; ۳:۳۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٢/۱۱/٢۳
comment نظرات ()

شعر

 

    شعر در هر زبان و لهجه اي از دير باز به عنوان يك هنر مردمي تلقي مي شده و رابطه تنگاتنگي با عامه مردم در هر طبقه و موقعتي داشته است. شعر و شعر سرايي از جهاتي داراي ويژگي هاي خاصي است كه آن را از ديگر هنرها متمايز ميكند. اينكه شاعر نياز به هيچ وسيله اي براي سرودن شعر ندارد و افكار و احساسات او با كمترين واسطه به منصه ظهور مي رسد و سپس به مخاطبين خود القا مي شود را مي توان برخي از اين ويژگيها قلمداد كرد. پذيرش و درك شعر نيز نيازي به وسيله ندارد و از اين حيث در طبقه آثار هنري مكتوب و نوشتاري قرار ميگيرد. و در مورد ترانه و ترانه سرايي نيز منوال بر اين طريق است و آن هم به نوبه خود در هر اقليم و جغرافيايي مقتضيات خاص خود را داراست. ترانه هايي كه براي آهنگ ها و ملودي هاي همان منطقه هماهنگ و عجين شده و پس از گذشت ساليان متمادي جزئي از فرهنگ و هويت آن به شمار مي روند.

    شعر و شعرسرايي در فرهنگ كشور ايران از قدمت و استواري بالايي برخوردار بوده و نيز اشعار و ترانه هايي كه مختص سازها و دستگاههاي بومي و منطقه اي سروده مي شدند از هماهنگي و هارموني دقيق و دلنشيني با يكديگر برخوردار بودند.

    طي دوره هاي مختلف تاريخ ايران زمين كه در هر مقطع زماني تغيير و تحولي را در آن شاهد هستيم زبان و ادبيات شعر، محاوره، ترانه و موسيقي از سيل تحولات مردمي و حكومتي مصون نبوده اند و به مقتضاي آن دچار تغيير و تحولاتي شده اند. با بروز آخرين تغييرات در زبان محاوره اي كه به دوران مشروطيت باز مي گردد شعراي آن دوره به سياق مسائل دوران (تبليغات گسترده سياسي) تن دادند و به مرور سبكهاي جديد شعر را پديد آوردند. با ورود خارجيها، افزايش مراودات فرهنگي و پيدايش آلات ثبت موزيك (گرامافون) موسيقي و ترانه هاي مردمي ما نيز متحول شد و عده كثيري رو به موسيقي و ترانه هاي غربي آوردند. شعرا نيز با الهام از سبك شعراي غربي (عدم رعايت قافيه و رديف) و ترانه سراها با تبعيت از موسقي غربي ژانر جديدي از موسيقي و آواز را به تقليد از ديگران پايه ريزي كردند كه عده اي با تلفيق سبكها توانستند مسير جديدي براي موسيقي كشور بوجود آورند. شايد علت روي آوردن ترانه سراها به سرودن اشعاري اينچنيني سهولت پياده كردن آنها براي سازها و آلات موسيقيايي غربي بوده است كه ترجمه و كمي تغيير راحت ترين كار ممكن جهت رسيدن به هدف بنظر مي رسيده. در اينجا يك نكته نبايد فراموش شود و آن اينكه شاعر گستره محدودي براي ابراز احساسات خود نمي بيند و مي تواند آزادانه به انتخاب لغات و اصوات بپردازد در حالي كه بكار بردن لغات مدرن و جديد در قالبهايي چون مثنوي كه بسيار عام و پر رونق است كاري عجيب به نظر ميرسد و ممكن است غرب هم بدين جهت خود به خود راهي اينچنيني را براي زندگي همراه با تكنولوژي انتخاب كرده و بدان روي آورده است.

    به احتمال زياد در ترانه هاي غربي بارها به لغاتي برخورديد كه بسيار كمتر، حتي در شعر نو (كه به  سبك ترانه هاي غرب نزديك است) به چشم مي خوردند. بعنوان مثال كلمه هايي چون تلفن، راديو، تي وي و ... كه همگي از مظاهر پيشرفت فناوري هستند كه جايگاهي در شعر ما ندارند. مگر معدود ترانه هايي كه ارزش نقد و بررسي را دارا نيستند.

    به اعتقاد من جايگاه شعر و شاعر در فرهنگ ما بسيار فراتر از فرهنگ غرب بوده و با توجه به ذات و هويت خود هنر شعر سرايي كه مستقيما به قريحه و طبع سراينده باز ميگردد، به علت فاصله ما با فناوري اين طبع و قريحه رنگ خالص خود را تا حدودي حفظ كرده و همچنان ناب باقي مانده است. و نكته ديگر اينكه اوج هنر و زيبايي يك اثر هنري در قالب شعر غربي جاي نميگيرد و اين دقيقا نقطه مقابل و برتري شعر فارسي است. شعر ايراني چه به جهت زيبايي ظاهري و چه به جهت محتواي غني آن از درجه اعتبار و ارزش بالاتري برخوردار است و در كنار آن موسيقي اصيل و عرفاني آن ترانه هاي ايراني را به شاهكارهايي ممتاز در عرصه هنر موسيقي جهان مبدل ساخته كه بسيار بعيد به نظر مي رسد كه غول سيطره فرهنگي و همه جانبه غرب بر دنيا بتواند به جايگاهي برسد كه هنرهاي اصيل ايراني در زير سايه آن به فراموشي سپرده شوند.  

 

 

   + سعید ; ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٢/۱۱/۱٢
comment نظرات ()

 

 

   + سعید ; ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٢/۱۱/٦
comment نظرات ()