پسر ایرانی

این وبلاگ زین پس هر وقت که بشود به روز می شود!

غيرت از نوع عربي


   رخدادي كه اخيرا خبر آن به رسانه ها مخابره شد خارج كردن سرمايه اي بالغ بر دويست ميليارد دلار از چرخه سرمايه گذاري شركت هاي آمريكايي توسط فئودالهاي عربي است. ايشان علت عمل خود را بي اعتمادي به كشور آمريكا اعلام كرده اند. جالب است بدانيد مبلغي بين 400 تا 600 ميليارد دلار در حال حاضر از جانب سرمايه داران عرب در شركتهاي آمريكايي سرمايه گذاري شده است. اگر مقاله هايي كه در مورد آمريكا در همين وبلاگ به چاپ رسيده است را مطالعه فرماييد در بخشي به بحث اعتماد بيش از حد به آمريكا مي رسيد كه طي آن اين عمل به اشتباهي بچگانه تشبيه شده است. مجددا نكته اي را گوشزد مي كنم. توجه بفرماييد كه سرمايه اي كه توسط اعراب يا هر فرقه ديگري در شركت ها، سازمانها و يا هر موسسه اي و در هر كشوري متعلق به خود آن فرد مي باشد و سرنوشت آن تماما در اختيار صاحب آن است. ولي آيا مي توان اينچنين خصلتي را به يك كشور تعميم داد؟ كشوري كه داراي فرهنگ، زبان، دين، استقلال و تماميت ارضي است. كشوري كه سرنوشت مردمش تا نسلها بعد در گرو تصميات متصديان و رهبران آن سرزمين است. حال از شما مي خواهم كه به اين سوال من پاسخ دهيد. آيا اعراب با همين سرعت و به همين سادگي مي توانند از شر آمريكا آن هم در خاك خود خلاص شوند؟ پاسخ واضح است. ما چقدر خون ريخيم؟ چقدر خونمان را ريختند؟ چقدر عذاب تحمل كرديم؟ چند شهيد داديم؟ چند ميليارد دلار از سرمايه اين ملت پايمال شد و به تاراج رفت تا توانستيم از شر اين مار خوش خط و خال راحت شويم؟ اگر تصميم اعراب مبني بر رابطه با آمريكا آن هم به اين شكل تصميمي معقول و بخردانه بود مطمئنا شاهد چنين وقايعي نمي بوديم كه به عرض يك شبانه روز سرمايه هنگفتي كه بيش از توليد ناخالص داخلي چندده كشور جهان است از چرخه سرمايه گذاري آمريكا خارج شود. در مورد اعراب مي توان به اين نكته اشاره كرد كه اين تنها حربه ديپلماتيك (غير نظامي) اعراب براي ابراز مخالفت با سياستهاي آمريكاست و بس. چراكه آنچنان اعراب در منجلاب آمريكا فرو رفته اند كه رهايي ايشان و آن هم با اين شرايط بعيد به نظر مي رسد مگر اينكه افرادي چون عمر مختار، حسن مدرس، گاندي و ماندلا زمام را دست بگيرند. البته اگر همچون تك مهره وارداتي شانزده حركته شطرنج در بدو ورود توسط مهره مزدور دشمن از ميدان به در نروند و ترور نشوند.
زنده باد استقلال…

   + سعید ; ٢:۳٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸۱/٥/۳۱
comment نظرات ()

خفه شدن تعمدي هزار نفر از اسراي افغان



پيرو مطالب ذيل كه ضمن آن آمريكا را به يك ناقض واضح حقوق بشر و يا مروج تروريسم معرفي مي كند چندي پيش روزنامه پرتيراژ و البته امريكايي نيويورك تايمز با چاپ خبري مبني بر خفگي هزار تن از اسراي افغاني در كاميونهاي حمل اسرا تاييدي بر شقاوتها و اهداف سوي اين كشور غاصب دارد. جالب آنجاست كه نظاميان آمريكايي از اين امر مطلع بودند و به راحتي هر چه تمامتر هزار انسان را راهي گورستان و البته ليست عظيم مقتولان و مظلومان كشتارهاي آمريكايي و شبه آمريكايي كردند.
بشناسيد آمريكا را بشناسيد استعمار را و بشناسيد چپاولگري و غارت را.
آمريكا هاليوود نيست. آمريكا جنرال موتورز نيست. آمريكا يك كشور نيست. آمريكا يك تنفر شوم و سلطه طلب است كه سايه آن را در جاي جاي اين جهان مي توان يافت حتي در همينجا…
والت ديزني. هاليوود. ام تي وي و… همگي ابزار دست اين تفكر منفور اند و آنچه كه امروزه به آن تهاجم فرهنگي اطلاق مي شود برنامه اي است دراز مدت كه از همان بدو شيوع اين تفكر و ايدئولوژي پديد آمده تا ارزشهاي ملي و مذهبي ديرين ما را مبدل به دلارهاي سبز رنگشان كنند و همچون الاغي كه چرخ آسيابشان را مي گرداند از ملل جهان كار بكشند و شكم خود و مليجكشان را فربه كنند.
اين است فرياد يك پسر ايراني


   + سعید ; ٧:٠٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸۱/٥/۳٠
comment نظرات ()

مشكلات جامعه از نگاه جامعه

توزيع نظر پاسخگويان درباره مهمترين مشكل جامعه

بر اساس نظرسنجي يك مركز علمي معتبر، در يك جامعه آماري بالغ بر سيزده هزار نفر از مردم كشور از سي شهر مختلف مهمترين مشكل جامعه اينگونه دانسته شده است.

بيكاري 49%
مشكلات اقتصادي 13%
تورم و گراني 6/12%
اعتياد 4/4%
مشكلات جوانان 4/4%
مشكلات فرهنگي 6/3%
فساد اخلاقي 6/1%
مسكن 4/1%
مشكلات سياسي 1%
ساير (اطلاع رساني به رسانه ها، ضعف مديريت، بي اهميت بودم مردم…) 5/6%
نمي دانم 9/1%
اظهار نشده 6/0%

نكته جالب در ميزان نقش اندك مسايل سياسي است كه بخش وسيعي از انرژي مفيد و سازنده و سرمايه هاي فكري و مادي كلاني صرف اينگونه مسايل مي شود. و ديگر اينكه نه تنها مردم اهميت چنداني به مشكلات سياسي نمي دهند بلكه مهمترين مشكل سياسي جامعه را بي توجهي مسوولان به منافع مردم و باندبازي و جناح بندي هاي سياسي مي داند.
نظر شما چيست؟

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

   + سعید ; ٦:٠٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸۱/٥/۳٠
comment نظرات ()

سلام

پس از مدتي كه اقدام به گردگيري بلاگ پسر ايروني نكرده بودم. تصميم گرفتم به نحوي مطالب آن را به جهتي سوق دهم كه مفيد فايده باشد. نه اينكه مطالب گذشته از اين حسن بي بهره بودند ولي پرداختن به موضوعي كه بزرگان سياست دول در تكاپو اند تا آن را به هر نحوي به نفع خود به پيش برند و در اين بين به اندك مضامين انساني و عاطفي توجه نمي شود و فقط آن هدف كه بويي جز دلار يا نفت نمي دهد محرك تعصب بي معنايشان است نمي تواند به حد كافي تاثيرگذار باشد.
ان شاءا… در فرصت هاي آتي به مسايلي چون هنر، فرهنگ و موضوعات اجتماعي خواهم پرداخت. اميدورام كه براي دوستداران و علاقه مندان جذاب و مفيد باشد.
حق يارتان

   + سعید ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸۱/٥/٢۱
comment نظرات ()

آيا آمريکا به ايران حمله می کند؟ بخش اول و دوم

آيا آمريكا به ايران حمله مي كند؟ بخش اول
خدا را شكر كنيد مسلمانيد. خدا را شكر كنيد مردمان خوبي در اين كشورسرزمين مي زيند. خدا را حمد كنيد چراكه اگر چنين نبوديم اگر همچنان مي مانديم خدا مي دانست چه بلايي به سر ما و فرزندانمان مي آمد...
آمريكا گفته به ايران حمله مي كند. يك عده اين عمل را اجتناب ناپذير و وقوع آن را حتمي ميدانند ولي عده اي گمان مي برند اين عمل مانور سياسي و تبليغاتي جهت زهرچشم گرفتن از كشورهاي مخالف آمريكا چيز ديگري نمي تواند باشد. به نظر من عراق بهانه است. عراق كشوري بيچاره و مفلوك است كه نفتش را مي دهد تا شكم مردمش را سير كند. مي گوييد اين همان كاري است كه ما مي كنيم. من جواب اين سوال فقطو فقط در سفري هرچند كوتاه به كشور عراق ميدانم. امتحان كنيد تا جوابتان را بگيريد. شما در هر سني باشد بالاخره در زمان يكي از شروريت هاي آمريكا بوده ايد. از ترور شخصيت ها گرفته تا ساقط كردن هواپيماي ايرباس و صدها چيز ديگر كه از آن مطلعيد. آيا هيچ به اين اين نكته انديشيده ايد كه اين همهظلم استبداد و جنايتي كه امريكا و عواملش بر ملت ما روا داشتند نمي تواند وجهه خوبي براي خود به ارمغان آورد و او را مبدل به چوپان دروغگويي مي كند كه معلوم نيست در چه زماني گوسفندان خود را از دست مي دهد. ايران كشوري است كه واضح ترين جبهه را در برابر امريكا اخذ كرده و مدتهاست بر پاي مواضع خويش ايستاده. عليرغم تحريمهاي گوناگون و تبليغات گسترده ضد ايراني هنوز از جانب ما نه به خاطر پديده شوم تروريسم بلكه از جهت روشنگري و اعلان عمومي نقشه هاي شوم آمريكا در مناطق مختلف جها بويژه خاورميانه احساس خطر مي كند و اهداف پليد خود را در خطر اضمحلال مي بيند. چندي پيش در سراسر كشور اسلامي شاهد راهپيمايي گسترده اي مبني بر حمايت از حكومت جمهوري اسلامي برپا شد كه بازتابي نيز در رسانه هاي برون مرزي داشت كه خواه ناخواه علامت سوال بزرگي را در افكار عمومي ايجاد مي كرد و تناقض بين تبليغات آمريكايي يا شبه آمريكايي را ثابت مي كرد. حال اينكه آمريكا در برابر اين شكست مفتضحانه چه راهكاري پيش رو قرار خواهد داد سواليست كه جواب آن با صبر و گوش فرا دادن به رسانه هاي آنها دير يا زود جواب داده خواد شد كما اينكه با شناختي كه ما از آمريكا داريم پاسخي قابل پيش بيني و چون از فكر پليدي سرچشمه مي گيرد نمي بايست از آن بوي صلح و ثبات به مشام برسد.
پايان قسمت اول

آيا آمريكا به ايران حمله مي كند؟ بخش دوم
در قسمت قبل كه در آن به اهداف شوم آمريكايي و سابقه تاريك آن اشاره شد احتمال حمله آمريكا به ايران از دو بعد مورد بررسي قرار گرفت.
در اين بخش از اين بحث به اين نكته كه آمريكا در صدد حذف موانع موجود جهت سلطه بر كشورهاي منطقه كه از لحاظ استراتژيك حائظ اهميت ويژه اي هستند مي باشد. خاورميانه به عنوان كريدر ارتباطي ميان آسيا و اروپا كه نقش بسزايي را در ترابري محصولات شرقي به اروپا داراست و كشورهاي حوزه خليج فارس كه توليد بخش عمده اي از نفت يعني عنصر حياتي و گرداننده چرخهاي صنعت غرب را بر عهده دارند و از جهتي بازار پر رونقي براي عرضه انواع كالاها اعم از سلاحهاي نظامي و غير نظامي كه تجارت پر رونقي را در منطقه بوجود آورده سبب تمركز قدرت هاي سلطه طلبي چون آمريكا گشته است. آمريكا با طرحهاي طولاني مدت و حساب شده اي توانست تا حدودي به نتيجه دلخواه خود به منظور وابستگي شديد كشورهايي چون عربستان سعودي، كويت و قطر را فراهم آورد و در اين بين به سود سرشاري از جهت فروش سلاح برسد. عده اي بر اين گمانند كه با وجود حماقتهاي بچگانه اي كه از جانب سران عربي در مورد سياست هاي گوناگوني چون خريد سلاح، تجهيز نيروهاي نظامي و موارد ديگر اين كشورها با توفيقي كه نصيبشان شده توانستند در ميان كشورهاي جهان با سرعتي باورنكردني به قدرت نظامي منطقه مبدل شوند كه سبب ارعاب كشورهاي متجاوز و تبليغات ساده لوحانه گردد ولي از اين نكته مهم بي خبرند كه آن زمان كه شاه ايران از آمريكا كرور كرور انواع سلاحهاي نظامي مي خريد گذشته و با ورود تكنولوژي ديجيتال و باران ديده شدن شركت هاي امريكايي در ارائه تكنولوژي نظامي كه تجربه تلخي را در طي جنگ تحميلي از جانب ايران متحمل شده بودند مثل سابق احتمال و ريسك كابرد سلاح عليه آمريكا و متحدانش منتفي است. نكته اساسي اينجاست كه مثلا هواپيماي جنگنده اي كه هرچند به انواع تجهيزات مخرب و مدرن مجهز شده با 9 تن وزن تا كد هاي مربوطه را به درستي دريافت نكند امكان كوچكترين حركتي را ندارد چه برسد به حمله نظامي و در آن زمان است كه آن غول آهني به اسباب بازي چند ميليون دلاري براي بچه عربهاي فربه مبدل مي شود و از يك كلاشينكف فكستني هم بي خاصيت تر خواهد بود. اين مثال در مورد بسياري از سلاحهاي جنگي نظير موشكهاي سطح به سطح و سطح و هوا، كشتي هاي رزمي و رادارها صدق مي كند و اين امكان را دارند كه به سرنوشت بقيه دچار شوند. در مورد نيروهاي بيگانه و مزدور اجير شده آمريكايي كه نيازي به توضيح نيست. من مطمئن هستم كسانيكه دست به اين عمل ناشيانه زده اند خود را بابت اين اشتباه بزرگ ملامت مي كنند و با وجود اين براي حيثيت نفتي-دلاري پوچشان كه معلوم نيست تا سي سال پيش كجا بوده همچنان بر اين رابطه ميزبان-انگلي ادامه مي دهند و از جبروت نيروهاي كوكي خود كه هندل آن در دست آمريكاست لذت مي برند. اين سرنوشت اعتماد بي اندازه به آمريكاست. متأسفانه افكار عمومي كشور به اين نكات توجه نكرده و فقط به آسايش اقتصادي آن هم با قيمت گزافي چون حذف استقلال، آزادگي و دين ستيزي مي انديشند. كافيست كه ايران دست دوستي به سوي آمريكاي جهانخوار دراز كند كه دير يا زود همچون ماري در آستين مسبب نابودي ما و مردم زجر كشيده مان گردد و بر گرده اين ملت سنگيني كند. اگر شك داريد تركيه را نگاه كنيد. اف شانزده بلاك شصت (جديدترين نوع اين هواپيما) با ميليلاردها دلار غرض، ميليونها بيكار و كلي شركت ورشكسته و رو به انحلال و مردمي گرسنه. عربستان كه اگر روزي شركت پيمانكاري آمريكايي به شهرداري شهر مكه بگويد اين مكعب مربع مشكي شما (كعبه) در طرح مترو يا بزرگراه است كاسه چه كنم چه كنم به دست خواهند گرفت و پس از انفجار ابراز انزجار مسلمانان جهان حتي در كشورهايي نظير كانادا و آلمان آنوقت مخالفت خود را پس از همگان با نرمش تمام مبني بر مخالفت خود ابراز مي دارند و مانع نابودي آن مي گردند. شرح حال كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس دست كمي از بقيه ندارد و همگي به نحوي با اين معضل كه بايد با لبخندي تلخ با آن لبخند بزنند روبرو هستند. پايان قسمت دوم






   + سعید ; ۸:٤٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸۱/٥/۱۸
comment نظرات ()