پسر ايراني

این وبلاگ سه شنبه هر هفته به روز میشود. گاهی هم نمی شود.

سه راه برای پیشگیری از حوادث

انسان میتواند از طریق سه راه از حوادث پیشگیری کند.

 

اول: از طریق تجربه........ از همه تلختر

دوم: از طریق تقلید.... از همه سهل تر

سوم: از طریق تفکر و تعقل... از همه عالی تر

 

*این رو روی دیوار یکی از درمانگاهها دیدم. خیلی عمیق و تاثیر گذار نبود اما بد ندیدم که اینجا هم بیاد.

 

پارک زنانه...خاتون آریایی

 

با همسرم سوار خودرو می رفتیم که دیدم یک خودروی سوزوکی ویتارا به نحو عجیبی که زیر تصویرش رو می بینید پارک شده. خانمم بی درنگ گفت: معلومه دیگه... کار یک خانومه! پیاده شدیم تا به فروشگاه بریم. داخل فروشگاه هفت خانم و سه آقا بودن و هنوز سی درصد شانس برای آقایون باقی بود. بیرون فروشگاه مشغول عکس گرفتن از این شاهکار هنری و فنی بودم که خانوم خانوما یعنی راننده سوزوکی سر رسیدن. رفتم نزدیک و حین عکس گرفتن بهش گفتم: حیفم اومد از این شاهکار مردم توی اینترنت محروم بمون. اتفاقاً خیلی هم ذوق کرد و با حرکت دودی شکل بالا به پایین گفت: از این بهترش هم بلدم! کجاشو دیدی....!؟!

طبق رسم ایرانی ها نفس عمل و مغز و علم و فن مهم نیست. مهم دستکش سفید و عینک دودی و یک ماشین گنده است. همه از دم نمایش... شو... ظاهر... مسخره بازی...

 

پارک هنرمندانه و فنی خانم

 

*: این مسیر پر تردد و دو طرفه است و خودرو زانتیا برای عبور از این ماشین تماماً وارد مسیر مقابل شده.

**. خیلی بعید می دونم حتی تا آخرین لحظه این خانم یکصدم درصد هم گمان میبرد که شاید کار خطایی کرده و قاطعانه به بقیه بد و بیراه میگفت.

 

   + سعید ; ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/٢/٢٦
comment نظرات ()

خلیج همیشه ...



حکایت بعضی از ایرانیها حول و حوش این موضوع فرهنگ و تمدن آریایی شده با سایر ملل مخصوصاً اعراب حکایت اونیه که بین همه ایستاده بود و با غرور میگفت:.. من از همه شما با فرهنگ تر و مودب ترم ... نه مثل شما پست فطرت های آشغال بی فرهنگ و بی ادب ... فهمیدین بی ناموس های بی پدر و مادر؟!
روز خلیج فارس رو حسب همه تظاهرها  و ظاهرسازی ها و نماد سازی ها جشن میگیریم با انبوهی از فحش و بد و بیراه به اعراب و عرب فارغ و غافل از اینکه نژاد و تبار غالب بخش زیادی از مردم جنوب همین ایران آریایی متصل به همین اعرابی هست که فحششون میدیم. یک چند تا کامنت در صفحه یاهو مکتوب رو دیروز ذخیره کردم که فردا براتون بدون تغییر و تحریف میذارم. به هر حال باید بپذیریم که این فرهنگ ایرانه... نه اون چیزی که این جماعت سطحی نگر دهن به دهن ادعا میکنن و هیچ پشتوانه ای هم نداره.
همین الان داغ داغ یک کامنت آریایی از "شاه پارسی" دریافت کردم که ذیل این مطلب نوشته بود.
اول از همه خواهر و مادر مدیر وبلاگ رو با هم ***. آخه مادر به *** مادرت یادت نداده که درست حرف بزنی حرفهای مفت نزنی.آخه احمق واسه چی برای چیزی که نمیدونی ضرضر مفت میکنی گوه خوری میکنی.تو یه مادر *** هستی.تویه گاگول عوضی بهتر میفهمی یا حیکم فردوسی که درباره شعر اون گوه اضافی میخوری. دوم از همه اون حمید مادر *** زن *** نمک به حروم حروم زاده که از تخم سگ و جنین مرده گربه به وجود اومده .آخه بی نامو س تو چی هستی که راجب امام حسین حرف میزنی تو یه حروم زاده از یزید بدتری . خواهر و مادر این وبلاگ رو با هم ***


آفتاب آمد دلیل آفتاب.... شاه پارسی که این باشه رعیتش باید هم این باشند...  

leila  •  Shiraz, Iran  •  2 minutes 4 seconds ago Report Abuse
عرب هر چه باشد مرا دشمن است..............کج اندیش و بد خوی و اهریمن است
درود بر همه ایرانیان...درود بر خلیج فارس.....ننگ بر شیاطین خلیج دزد


 leila  •  Shiraz, Iran  •  7 minutes ago Report Abuse
خلیج فارس خلیج کورش و داریوش ایرانیان است...خلیج ثروت ایرانیان فارس زبان است...عربهای سوسمار خور کثیف بروند جای دیگری را به نام خودشان ثبت کنند...پرسین خلیج ثروت ماست....امیر امارات متحده هم بهتر است لال شود....
زشیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیدست کار
که فر کیانی کند آرزو ... More

مطلب مرتبط در وبلاگ چکامه  و    مطلب مرتبط در وبلاگ یک ایرانی در امریکا

 

 

   + سعید ; ۸:٢٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/٢/۱٢
comment نظرات ()

آیا جدایی نادر از سیمین ضد اسلام و مسلمین بود؟



من فیلم جدایی نادر از سیمین رو قبل از مراسم اسکار دیدم و قاعدتاً تحت تاثیر این جایزه سینمایی و حواشی اون این چیزها رو نمی نویسم. از اونجاییکه یک عده به یک سری دلایلی که هنوز بخشی از اون برای من مفهومی نداره به این فیلم حمله یا بی توجهی کردن تا این که مثلاً چند دقیقه مونده به لحظه سال تحویل در برنامه تلویزیونی ویژه نوروزی که احسان علیخانی میزبان اون بود یک مهمان برنامه اتهامی به این فیلم زد که به نظر من صحیح نبود و جالبتر اینکه خود این فرد اذعان کرد که فیلم رو اصلاً ندیده. من با همین سواد نداشته ای که از قرآن دارم میدونم که بارها توصیه شده که اقوال و گفته ها رو ملاک قضاوت و تصمیم گیری قرار ندید و خودتون کسب اطلاع کنید. مثلاً کتاب ضاله آیات شیطانی به قلم سلمان رشدی هندی الاصل که برای امثال من و شمای عادی یک کتاب حرام و ضاله محسوب میشه طبق رویه قانونی و شرعی خود در اختیار همین افراد قرار میگیره تا بخونن و بدونن و به گفته ها و شنیده ها اکتفا نکنن. یعنی اگر از همین ایشون پرسیده میشد که آیا شما اصل کتاب آیات شیطانی یا مثلاً آثار احمد کسروی و فلان  رافضی و زندیق و بسار رو خوندی پاسخ مثبت بود اما این که این فیلم از چه درجه از ضلالت و نجاست قرار داشته که همین افراد زحمت لم دادن و تماشای نود دقیقه یک فیلم رو به خودشون ندادن برای من عجیبه! اون هم فیلمی که از ساخت تا اکران از فیلترهای رسمی همین سیستم و مملکت عبور کرده و قبل از اسکار کلی جایزه و تجلیل از جشنواره فیلم فجر که معیارهای متفاوتی با اسکار صهیونیستی داره دریافت کرده! اینجوری شاید بشه گفت که ایشون و امثال ایشون سیستم داخلی رو هم به نوعی زیر سوال بردن!
باری، این در مورد حواشی فیلم بود اما بهتره برسیم به اصل فیلم. تا به اونجا که من از این فیلم یادمه و برداشت کردم این فیلم نه تنها ضد اسلام و مسلمون ها نیست بلکه دقیقاً یک برگ زرین و افتخار آمیز برای مسلمون جماعته و ای کاش این آقا و امثالهم یک بار این مشقت جانکاه تماشای این فیلم رو به خودشون میدادن تا شاید به این چیزی که من رسیدم می رسیدن.
ما توی این فیلم یک آقای نسبتاً مدرن و منطق گرا رو داریم که نسبت به اصول اجتماعی زندگیش سختگیری و قید و بند داره و مثلاً از چند صد تومن بقیه پول بنزین واسه کار نکرده نمیگذره یا به سوال معلم مدرسه دخترش ایراد میگیره اما در عوض هیچ نشونه ای از مذهبی بودن یا قید و بند و تسبیح و سجاده این نیست. تا به اینجای تعریف ایشون خودبخود در ردیف "نا محرمان" یا "غیر خودی ها" یا "غیر مکتبی ها" قرار می گیره که درست در نقطه مقابل نقش کلیشه ای "سیّد" یا "حاجی" در مابقی فیلمهای دستوری جا خودش کرده و نقش اون رو معمولاً سید جواد هاشمی بازی میکنه. وزنه اصلی دیگه فیلم یک خانم زحمتکش و محجبه است که برای یک کار خدماتی میاد و زنگ میزنه و استفتا میگیره و تا قبل از این که از بابت حلال بودن کارش مطمئن نمیشه پیرمرد بیچاره رو توی حموم غرق در نجاست رها میکنه. وقتی هم که تصادف میکنه نمیدونه که بچه اش سقط شده و تا آخرین لحظه هم میگه من مطمئن نیستم و شک دارم که اون تصادف بود که بچه رو سقط کرد یا سقوط از پله. تا جایی که در سخت ترین جای ممکن و در حضور ریش سفیدها و جایی که پول نقد روی زمینه میاد و جلوی همه می ایسته و چون شک داره میگه حرومه و پول رو نمیگیره در حالیکه نیاز هم داره. قبلش هم وجداناً میاد و پیش همسر آقاهه (لیلا حاتمی) اعتراف میکنه که جریان از این قراره و من نمیخوام پول حروم بیاد تو شکم خودم و شوهر و دخترم. خب بابا! این که یک فرشته است. دروغگو و شیاد و دشمن خدا اونی بود که میدونست این زنه حامله است و منکرش بود که هیچ صنمی هم با اسلام و قرآن و احکام و ... نداشت. شهادت دروغ رو هم یک خانم مانتویی داده بود که بعدش رفت و به غلط کردن افتاد و توبه کرد و شهادتش رو پس گرفت. گناه و مفسده این خانم چادری داستان ما چیه که خون یک عده رو به جوش آورده؟ چه کاری کرده ایشون که ما نمی دونیم؟ چه حلالی رو حروم کرده؟ به چه ایرانی همیشه صادق و یکرویی انگ دروغگویی و دورویی زده؟! من که ندیدم، هر کی دیده بگه ما هم بدونیم.

   + سعید ; ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/٢/٥
comment نظرات ()

زشت و زیبای سال خورشیدی جدید

 

 طبق رسم هر ساله امسال هم "هفت سین عزیز"* رو برای تماشای شما میذارم. لباس عروسک هم هنر دست عزیز است!

درخت تو گر بار آشغال بگیرد ... به گند آوری چرخ نیلوفری را

از اونجایی هم که توی این مملکت تقریبا پشت بند هر حالی باید منتظر یک ضد حال بود این تصویر رو که مربوط به یکی از رودخانه های گیلان - روستای کله سر - هست رو براتون میذارم تا خودتون ربط بین این رسوم و نمادها با اونچه که ما در عمل و همزمان با این طبیعت و زیبایی میکنیم پیدا کنید! ما از سه متری همین درخت ماهی هم گرفتیم و خوردیم! با تشکر از پدرام عزیز البته که اگر توصیه های خشونت آمیز ایشون نبود عمراً برای این ورزش یا تفریح سوپر هیجانی و سراسر نشاط و تفریح تا اونجا میومدم!

هنر واقعی و مشهود ایرانی

*عزیز: مادر خانمم

 

   + سعید ; ٩:۱٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱/٢٢
comment نظرات ()

نماد و دیگر هیچ



ما ایرانی ها از قدیم عاشق نماد سازی بودیم و هستیم. این رو میتونید از عمیق ترین اعتقادات مذهبی تا ساده ترین امور زندگی روزمره ببینید. "تعارفات" نمادی از تکریم از کرم نداشته، ماکت و شمایل این و آن را ساختن از چیزهایی که حتی تو نزدیکی اونها هم جایگاهی نداریم. همین هفته تو که توش هستیم در یک روز نمادین و روزی که فقط اسماً "طبیعت" نامیده شده و  سابقه اش رو تا سی قرن پیش کش میدیم میریم و گند میزنیم به طبیعت و انسانیت (لینک خبر مرتبط). در فصل زایندگی و رویش ماهی های زبون بسته را میگیرم اسیر میکنیم و میکشیم که چی ؟ حال میکنیم این باشه که قشنگه... یا مقلب القلوب... حول حالنا الی احسن الحال....  این هم از حال و روز ما!  از عمره مفرده یک نماد بی معنی می سازیم که از روز اول تا آخرش با زور و فشار توی گرده این و اون و غیبت و یقه گیری در مسجد النبی و بازار گردی و عکاسی ممنوع و تدخین در سالن فرودگاه و جنب بقیع از اول تا آخر به فکر ساختن هر چه بهتر و بیشتر اونیم؛ از عرق چین سفید و عکس های جورواجور بگیر تا سوغاتی های چینی به درد نخور و ولیمه سنگین و  پرده نویسی و آگهی روزنامه و خونی کردن کوچه و خیابون و دود و سر و صدا وسائل و ملزومات تشکیل نماد ها هستن. مدیران ما با که شاید آخر سفرشون کیش و قشم بوده با بودجه شرکتی یا دولتی پا میشن میرن فرنگ و امارات و ژاپن و بعد مثلاً میبینن که روی یک دری نوشته R&D بعدش به اون توده گوشت داخل جمجمه آریاییشون فشار میارن که آهان! اینا واسه همین R&D  پیشرفت کردن! اولین کاری هم که البته بعد از خرید و توزیع سوغاتی و جابجایی عکسها و خاطرات گویی میکنن اینه که بیان و یک R&D مسی یا برنزی نفیس رو سفارش بدن (از اونی که اونجا دیدن هم بهتر) و بچسبونن به در یکی از اتاق ها و نمادین یک روبانی هم قیچی کنن و عکس و فیلم و تبریک و پارچه نویسی و... اما آخرش؟؟! هیچ دقت کردین ما زیباترین مساجد و گرونترین جلدهای قرآن و نفیس ترین آثار هنری مرتبط با اسلام رو همیشه تولید میکنیم و میذاریم یه گوشه و پزش رو بدیم؟ تا هوا خوبه یه سر همین مسجد شیخ لطف الله اصفهان رو ببینید و بعد با نگاه به اطرافتون هی به خودتون تلقین کنید که اینجا خانه خدا نیست، اینجا خانه خدا نیست....  چون جور دیگه نمیشه اونجا سر کرد.
طرف حاضر نیست یک توبه ساده بکنه، دیون و حرامی که خورده رو مسترد کنه، اون چیزی که ازش خواستن رو ادا کنه بعد میاد نمادین طی یک مراسم ظاهری من در آوردی به خودش یا دیگری صدمه جسمی میزنه تا تمام ذنوب و ذمه هاش فی الفور دود بشن برن هوا!
کارهای ایرانیها مغز نداره... چون از مغز بیرون نمیاد. چطور میشه قرینه هر چیزی که در بیرون میبینن فوراً در ایران کپی میشه اما کیفیت و کارایی نمونه اصلیش رو نداره؟  دلیلش همینه. فکر میکنن با تقلید از لباس فرم راننده های تاکسی دبی راننده های تاکسیشون مث همونها رانندگی میکنن یا فکر میکنن با ریش پرفسری دانشمند میشن. شما ژاپن برید. افتادگی و سادگیشون از رئیس جمهور تا رفتگرشون یکیه در حالیکه دومین یا سومین اقتصاد برتر دنیا و شماره دو اختراعات دنیا هستن و حالا اینجا رو بیا و ببین! یک توریست ایرانی  میره دبی از همون توی هواپیما هر کی و هر چی می بینه ایش و ویش میکنه و فحش میده و تحقیر میکنه که آی ایران سوسمار خورن، اینا اینطورن اینا اونطورن.
دست از این ظاهرسازی بردارید! مغز کلام رو بگیرید. این مملکت با حرف و شعار، تغییر اسم و نامگذاری و درست کردن ماکت سایز بزرگ و کوچیک درست نمیشه...! یک صدم این جانگولر بازیتون رو بذارید برای انجام یک کار درست... همه چیز درست میشه... اینجوری سال خوبی خواهید داشت وگرنه با پیامکهای دست جمعی و کپی شده و ان شالله و ما شالله نه این سال و نه هیچ سالی بهتر نمیشه پس آرزوی و تعارف محال این دم سالی تحویل همدیگه ندیم. خیر نصیبتون.

پ.ن: ممنون از دوستی که لینک خبر فوق رو برای من فرستاد.

تصویر: خبرآنلاین

   + سعید ; ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱/۱٥
comment نظرات ()
← صفحه بعد